حوزه واژهها
علوم دامی
چند نمونه از واژههای این حوزه را ببینید و با فیلتر دقیقتر جستوجو کنید.
54 واژه در این حوزه
| واژه | واژه لاتین | تعریف کوتاه | وضعیت |
|---|---|---|---|
| بهاربند | barnyard, barn lot, farmyard, dry lot | محوطۀ حصاربندیشدهای در کنار اصطبل سرپوشیده که برای گردش روزانۀ دامها در بهار و تابستان احداث میشود | مصوب / رسمی |
| بیده | fleece | مقدار پشم یک رأس گوسفند که در یک مرحله چیده میشود | مصوب / رسمی |
| پابهزایی | down calving | وضعیت گاوی که نزدیک به زایمان است | مصوب / رسمی |
| پابهزایی | down calving | وضعیت گاوی که نزدیک به زایمان است | مصوب / رسمی |
| تغذیۀ آزاد | ad libitum feeding | خوراکدهی بدون ممنوعیت و محدودیت در کمیت خوراک | مصوب / رسمی |
| تغذیۀ افزایشی | lead feeding | افزایش میزان مواد متراکم غیرخنثی در تغذیۀ گاو تا سطح یک تا یکونیم درصد وزن بدن آن که… | مصوب / رسمی |
| تغذیۀ جدا | creep feeding | تغذیۀ برهها و گوسالههای شیرخوار بهنحویکه غذای آنها از دسترس حیوانات بزرگتر دور باشد | مصوب / رسمی |
| تغذیۀ سطلی | bucket feeding | تغذیۀ نوزاد حیوانات با سطل | مصوب / رسمی |
| جداخور | creep feeder | گوسالهای که جداگانه تغذیۀ میشود | مصوب / رسمی |
| داغگذاری | branding | علامتگذاری با داغ کردن گوسفند برای تشخیص آن | مصوب / رسمی |
| داغگذاری | branding | علامتگذاری با داغ کردن گوسفند برای تشخیص آن | مصوب / رسمی |
| دام | livestock | حیوانی که برای استفاده یا سوددهی در مزرعه نگهداری میشود | مصوب / رسمی |
| دام پربهره | easy keeper | دامی که برای رشد نیاز به مراقبت ویژه یا غذای زیاد نداشته باشد | مصوب / رسمی |
| دام پیشاهنگ | bellwether 2 | دامی که معمولاً زنگوله به گردن دارد و پیشرو گله است | مصوب / رسمی |
| دام کمبهره | hard keeper | دامی که حتی با مصرف غذای مناسب، رشد و بهرهدهی آن کم است | مصوب / رسمی |
| دام کمبهره | hard keeper | دامی که حتی با مصرف غذای مناسب، رشد و بهرهدهی آن کم است | مصوب / رسمی |
| دامجا | stall 1 | قسمت تفکیکشده در جایگاه دام که در آن گاوها یا اسبها میایستند یا دراز میکشند | مصوب / رسمی |
| دامجا | stall 1 | قسمت تفکیکشده در جایگاه دام که در آن گاوها یا اسبها میایستند یا دراز میکشند | مصوب / رسمی |
| دامگَرد | paddock | محوطۀ کوچک یا مرتعی محصور که برای چرا و گردش یک یا چند رأس دام در نظر گرفته… | مصوب / رسمی |
| دامگَرد | paddock | محوطۀ کوچک یا مرتعی محصور که برای چرا و گردش یک یا چند رأس دام در نظر گرفته… | مصوب / رسمی |
| دانهخوار 1 | granivore | موجودی که برای ادامۀ حیات خود از دانه تغذیه میکند | مصوب / رسمی |
| دانهخوار 1 | granivore | موجودی که برای ادامۀ حیات خود از دانه تغذیه میکند | مصوب / رسمی |
| دانهخوار 2 | granivorous | ویژگی موجودی که برای ادامۀ حیات خود از دانه تغذیه میکند | مصوب / رسمی |
| دانهخوار 2 | granivorous | ویژگی موجودی که برای ادامۀ حیات خود از دانه تغذیه میکند | مصوب / رسمی |
| دُمبری | docking 2 | قطع تمام یا قسمتی از دُم دام | مصوب / رسمی |
| دُمبری | docking 2 | قطع تمام یا قسمتی از دُم دام | مصوب / رسمی |
| دورۀ خشکی | dry period | فاصلۀ بین دو دورۀ شیردهی که در طول آن دام شیر نمیدهد | مصوب / رسمی |
| زایشگاه دام | maternity barn | ساختمان مجزایی برای زایمان دامهای آبستن بهمنظور کاهش خطر عفونت و مشکلات حین زایمان | مصوب / رسمی |
| زبردانه | coarse grains | دانهای که نه برای مصرف انسان، بلکه برای تغذیۀ دام مناسب است | مصوب / رسمی |
| شاخزدایی | dehorning | حذف شاخ دامها بهطور فیزیکی یا بهکمک مواد شیمیایی | مصوب / رسمی |
| شاخزدایی | dehorning | حذف شاخ دامها بهطور فیزیکی یا بهکمک مواد شیمیایی | مصوب / رسمی |
| شیردوشگاه | milking parlor, milking stall, milking space, milking room, milking stanchion | ساختمانی که دستگاههای مخصوص شیردوشی در آن قرار دارد | مصوب / رسمی |
| فاصلۀ گوسالهزایی | calving interval | فاصلۀ زمانی میان دو زایمان گاو | مصوب / رسمی |
| فاصلۀ گوسالهزایی | calving interval | فاصلۀ زمانی میان دو زایمان گاو | مصوب / رسمی |
| کوچاندن | droving | حرکت دادن بدون شتاب گلۀ گوسفند در مسیرهای طولانی | مصوب / رسمی |
| کوچراه 1 | drove 1 | مسیری که گلههای درحالکوچ از آن عبور میکنند | مصوب / رسمی |
| گاو پابهزا | down calver | گاوی که زایمان آن نزدیک است | مصوب / رسمی |
| گاو پابهزا | down calver | گاوی که زایمان آن نزدیک است | مصوب / رسمی |
| گلۀ کوچان | drove 2 | گلۀ درحالکوچ | مصوب / رسمی |
| گلۀ مادر | breeding stock | دامهایی که در مزرعه برای تولید مثل و بهبود ویژگیهای کمّی و کیفی نگهداری میشوند | مصوب / رسمی |
| گوسالهزایی | calve down, calve | زایمان گاو | مصوب / رسمی |
| گوسالهزایی | calve down, calve | زایمان گاو | مصوب / رسمی |
| گوسالۀ شیرپرورد | veal 1, vealer, veal calf | گوسالهای که منحصراً با شیر و مواد مشابه آن تغذیه و معمولاً در دوازه هفتگی به بازار عرضه… | مصوب / رسمی |
| متوسط وزنافزایی روزانه | average daily gain, ADG | معیاری برای نشان دادن تغییر وزن دام در طول رژیم غذایی آزمایشی | مصوب / رسمی |
| متوسط وزنافزایی روزانه | average daily gain, ADG | معیاری برای نشان دادن تغییر وزن دام در طول رژیم غذایی آزمایشی | مصوب / رسمی |
| معدومسازی لاشه | carcass disposal | سوزاندن یا مدفون کردن لاشۀ حیوانات تلفشده | مصوب / رسمی |
| معدومسازی لاشه | carcass disposal | سوزاندن یا مدفون کردن لاشۀ حیوانات تلفشده | مصوب / رسمی |
| نسبت تبدیل غذا | feed conversion ratio | نسبت غذای مصرفشده به افزایش وزن یا تولیدات دامی برحسب واحدهای معین | مصوب / رسمی |
| نشانگذار گوش | ear notcher | دستگاهی برای علامتگذاری گوش دام متـ . نشانگذار 2 | مصوب / رسمی |
| نشانگذار گوش | ear notcher | دستگاهی برای علامتگذاری گوش دام متـ . نشانگذار 2 | مصوب / رسمی |