حوزه واژهها
علوم مهندسی
چند نمونه از واژههای این حوزه را ببینید و با فیلتر دقیقتر جستوجو کنید.
36 واژه در این حوزه
| واژه | واژه لاتین | تعریف کوتاه | وضعیت |
|---|---|---|---|
| آژیر | alarm | دستگاهی الکتریکی یا مکانیکی که با ایجاد صدا یا هر نشانۀ دیگر آگاهی و هشدار دهد | مصوب / رسمی |
| آهنگ 2 | rate 1 | مقدار و درجۀ نسبی تغییرات یک پدیده برحسب واحدی معین متـ . نرخ 2 | مصوب / رسمی |
| ابزار 1 | tool | [رایانه و فنّاوری اطلاعات] یکی از گزینههای تصویری که بهکمک آن میتوان به امکانات اختصاصی یک نرمافزار دست… | مصوب / رسمی |
| ابزار 2 | — | ← افزاره | مصوب / رسمی |
| ابزارساز | tool maker | کسی که ابزار میسازد | مصوب / رسمی |
| ابزارسازی | tool making | فرایند و حرفۀ ساختن ابزار | مصوب / رسمی |
| ازدیاد طول | — | ← کشامد | مصوب / رسمی |
| افزارگان 2 | — | ← تجهیزات | مصوب / رسمی |
| افزاره | device | [رایانه و فنّاوری اطلاعات، مهندسی مخابرات] هر دستگاه یا جزء دیگری که به رایانه متصل شود [علوم مهندسی]… | مصوب / رسمی |
| برقافزار | — | ← وسیلۀ برقی | مصوب / رسمی |
| تجهیزات | equipment | مجموعۀ وسایل و امکاناتی که در یک فرایند به کار رود متـ . افزارگان 2 | مصوب / رسمی |
| تولید 3 | production | [سینما و تلویزیون] 1. مجموعۀ مراحل آمادهسازی و ساخت فیلم یا برنامه در سینما یا تلویزیون 2. مرحلۀ… | مصوب / رسمی |
| تولید انبوه | mass production | تولید در مقادیر زیاد با استفاده از فرایندهای ماشینی | مصوب / رسمی |
| جعبهابزار | tool box | جعبه یا محفظهای برای قرار دادن ابزارها | مصوب / رسمی |
| دستگاه 1 | apparatus | وسیلهای که برای انجام کاری خاص طراحی شده باشد | مصوب / رسمی |
| قطعه | part 4 | بخشی از یک سامانه که خود بهتنهایی به کار نرود و قابل تجزیه و تقسیم به اجزای دیگر… | مصوب / رسمی |
| کشامد | elongation 2 | افزایش جزئی یا نسبی طول قطعات، تحت تأثیر تنشهای کششی یا انبساط حرارتی متـ . ازدیاد طول | مصوب / رسمی |
| ماشینی | mechanized, mécanisé (fr.) | ویژگی آنچه به جای نیروی انسان و حیوان، با استفاده از ماشین تولید یا بازتولید شده باشد | مصوب / رسمی |
| ماشینی کردن | mechanization | به کار گرفتن ماشین به جای نیروی کار انسان و حیوان | مصوب / رسمی |
| میرانه 1 | damper 2 | شیر یا دریچهای که جریان هوا یا گازهای دیگر را واپایش میکند | مصوب / رسمی |
| میرایی | damping | فرایند خاموشی حرکت نوسانی | مصوب / رسمی |
| میزان کردن | adjust 2 | مجموعه اَعمالی که برای جفت کردن و دقیق کردن و تنظیم یک دستگاه به کار رود | مصوب / رسمی |
| میزانپذیر | adjustable 2 | دستگاهی که قابلیت تنظیم و تصحیح داشته باشد | مصوب / رسمی |
| میزانپذیری | adjustability | قابلیت دستگاه برای تنظیم و تصحیح | مصوب / رسمی |
| میزانسازی 1 | adjusting | تنظیم و تصحیح دستگاه | مصوب / رسمی |
| میزانسازی 2 | adjustment 3 | عمل یا فرایند تنظیم دستگاه | مصوب / رسمی |
| میزانگر | adjuster | شخص یا وسیلهای که عمل تنظیم و تصحیح انجام دهد | مصوب / رسمی |
| نرخ 2 | — | ← آهنگ 2 | مصوب / رسمی |
| نشانگر 2 | indicator 2 | وسیلهای که وضعیت مشخص فیزیکی را نشان دهد | مصوب / رسمی |
| نگهداری | maintenance 2 | [حملونقل هوایی] کارهای لازم و برنامهریزیشده، بهجز تعمیر، برای در خدمت نگهداشتن هواگرد [قطعات و اجزای خودرو، علوم… | مصوب / رسمی |
| نماپوشه | finish | پوشۀ نهایی در سامانۀ پوشرنگ که خواص حفاظتی ندارد و تنها دارای خواص ظاهری است | مصوب / رسمی |
| نمونه 3 | sample | جزء یا بخشی از ماده یا جسم که خواص ترکیبی یا دیگر قابلیتهای آن ماده را نشان دهد | مصوب / رسمی |
| واسنج | calibrator | دستگاه تنظیم دقت یک وسیلۀ اندازهگیری ازطریق مقایسۀ آن با دستگاههای استاندارد | مصوب / رسمی |
| واسنجی | calibration | مدرج کردن و سنجش دقت ابزاردقیق | مصوب / رسمی |
| واسنجیدن | calibrate | تنظیم دقت یک وسیلۀ اندازهگیری ازطریق مقایسه با دستگاههای استاندارد | مصوب / رسمی |
| واسنجیده | calibrated | ابزاردقیقی که مدرج شده و دقت سنجش آن تعیین شده باشد | مصوب / رسمی |