حوزه واژهها
علوم نظامی
چند نمونه از واژههای این حوزه را ببینید و با فیلتر دقیقتر جستوجو کنید.
200 واژه در این حوزه
| واژه | واژه لاتین | تعریف کوتاه | وضعیت |
|---|---|---|---|
| آبخاکی | amphibious | ویژگی عملیات و ادوات و تجهیزات و نفراتی که توأمان توانایی عمل در دریا و خشکی را دارند | مصوب / رسمی |
| آبخاکی | amphibious | ویژگی عملیات و ادوات و تجهیزات و نفراتی که توأمان توانایی عمل در دریا و خشکی را دارند | مصوب / رسمی |
| آبسُر | hydrofoil | شناوری تندرو که پس از رسیدن به سرعت مشخص با استفاده از بالهها یا تیغههایی که از زیر… | مصوب / رسمی |
| آبسُر | hydrofoil | شناوری تندرو که پس از رسیدن به سرعت مشخص با استفاده از بالهها یا تیغههایی که از زیر… | مصوب / رسمی |
| آپپ | BFT | ← آموزش پرواز پایه | مصوب / رسمی |
| آپپ | BFT | ← آموزش پرواز پایه | مصوب / رسمی |
| آتش پایدار | continuous fire | آتشی که با آهنگ یکنواخت و بدون هیچ توقفی برای تنظیم یا تصحیح آتش اجرا میشود | مصوب / رسمی |
| آتش پخشیده | distributed fire | آتشی که در منطقۀ هدف پخش میشود تا بیشترین کارایی را در پی داشته باشد | مصوب / رسمی |
| آتش پهلویی | flanking fire | آتشی که عمود بر پهلوی دشمن گشوده میشود | مصوب / رسمی |
| آتش پوششی | covering fire, suppressing fire | آتشی که برای حمایت از سربازانی تدارک دیده میشود که در محدودة سلاحهای سبک دشمن هستند | مصوب / رسمی |
| آتش تراش | grazing fire | های مصو | مصوب / رسمی |
| آتش خودی | friendly fire | آتشی که براثر آن نیروهای خودی بهصورت اتفاقی یا اشتباهی کشته یا زخمی شوند | مصوب / رسمی |
| آتش درخواستی | on-call fire, on-call | آتش طرحریزیشدهای که با درخواست یگانهای پشتیبانیشونده بر روی هدفهای معین اجرا میشود | مصوب / رسمی |
| آتش سرکوب | suppressive fire | آتشی که سامانۀ سلاح دشمن یا اطراف آن را نشانه میرود تا عملکرد آن را تحتالشعاع قرار دهد | مصوب / رسمی |
| آتش طرحریزیشده | prearranged fire | آتشی که از پیش برنامهریزی و علیه اهداف یا منطقۀ هدفِ مشخص در زمان تعیینشده و برای مدت… | مصوب / رسمی |
| آتش طرحریزیشده | prearranged fire | آتشی که از پیش برنامهریزی و علیه اهداف یا منطقۀ هدفِ مشخص در زمان تعیینشده و برای مدت… | مصوب / رسمی |
| آتش غلتان | searching fire | آتشی که با تغییر پیدرپی ارتفاع لولۀ توپ در عمق مواضع دشمن اجرا میشود | مصوب / رسمی |
| آتش مؤثر | fire for effect, FFE | حجم آتشی که باید به سمت هدف اجرا شود تا نتیجۀ مطلوب به دست آید | مصوب / رسمی |
| آتش هجومی | assault fire | نوعی آتش که سربازان حملهکننده در هنگام نزدیک شدن به دشمن اجرا میکنند | مصوب / رسمی |
| آتشبار | battery 1 | یگانی راهکنشی و اجرایی در واحدهای توپخانه که در یگانهای پیاده و سایر رستههای نظامی معادل گروهان است | مصوب / رسمی |
| آتشبس | cease fire | وضعیتی که در آن مبادلۀ آتش بین دو نیروی متخاصم بهطور موقت پایان داده شود | مصوب / رسمی |
| آتشبهاحتیاط! | weapons tight | فرمانی مربوط به واپایی سلاح که نشاندهندۀ وضعیتی است که در آن با سامانههای سلاح تنها باید به… | مصوب / رسمی |
| آتشبهاحتیاط! | weapons tight | فرمانی مربوط به واپایی سلاح که نشاندهندۀ وضعیتی است که در آن با سامانههای سلاح تنها باید به… | مصوب / رسمی |
| آتشبهاختیار! | weapons free | فرمانی مربوط به واپایی سلاح که نشاندهندۀ وضعیتی است که در آن با سامانههای سلاح باید به هدفی… | مصوب / رسمی |
| آتشبهاختیار! | weapons free | فرمانی مربوط به واپایی سلاح که نشاندهندۀ وضعیتی است که در آن با سامانههای سلاح باید به هدفی… | مصوب / رسمی |
| آتشبهفرمان! | weapons hold | فرمانی مربوط به واپایی سلاح که نشاندهندۀ وضعیتی است که در آن سامانههای سلاح باید در دفاع از… | مصوب / رسمی |
| آتشبهفرمان! | weapons hold | فرمانی مربوط به واپایی سلاح که نشاندهندۀ وضعیتی است که در آن سامانههای سلاح باید در دفاع از… | مصوب / رسمی |
| آثار پیدا | contaminated-visible prints | آثاری که براثر تماس انگشتان آغشته به خون یا مواد آرایشی یا جز آن بر سطوح تمیز باقی… | مصوب / رسمی |
| آدمبهدریا! ،هشدار آدمبهدریا | man overboard | پیام هشداری که در هنگام سقوط فرد از روی شناور به داخل دریا برای کمکرسانی سریع بر روی… | مصوب / رسمی |
| آدمبهدریا! ،هشدار آدمبهدریا | man overboard | پیام هشداری که در هنگام سقوط فرد از روی شناور به داخل دریا برای کمکرسانی سریع بر روی… | مصوب / رسمی |
| آرایش 4 | formation | ترتیب قرار گرفتن تعدادی از یگانهای نظامی به شکلی ویژه برای انجام یا آمادگی انجام مأموریتی خاص | مصوب / رسمی |
| آرایش رزمی الکترونیکی | electronic order of battle | وضعیت استقرار سامانههای الکترونیکیِ دشمن | مصوب / رسمی |
| آرایش رزمی راداری | radar order of battle | وضعیت استقرار سامانههای راداریِ دشمن | مصوب / رسمی |
| آرپیجیزن | RPG operator | فردی که مسئول پرتاب راکت آرپیجی است | مصوب / رسمی |
| آرپیجیزن | RPG operator | فردی که مسئول پرتاب راکت آرپیجی است | مصوب / رسمی |
| آزمایش بوق هشدار | horn check | آزمایش عملکرد صحیح بوق هشدار ارابة فرود هواگرد | مصوب / رسمی |
| آزمایش رادیو | radio check | آزمایش رادیوی هواگرد برای اطمینان از شنیدپذیری آن، به درخواست خلبان از ایستگاه زمینی | مصوب / رسمی |
| آزمایش عملیاتی | operational testing | ارزیابی پیوستهای که در مورد افراد عملیاتی یا وضعیتهای عملیاتی برای اعتبارسنجی و اعتمادسنجی آنها انجام شود | مصوب / رسمی |
| آزمایشگاه تشخیص جُرم | crime laboratory | سازمانی علمی که در آن با آزمایش مواد بهدستآمده از صحنۀ جُرم و افراد مظنون به یافتن مجرمان… | مصوب / رسمی |
| آزمون پایه | base check, operator’s proficiency check, OPC | بررسی قابلیتهای خدمة پرواز ازنظر آموزشی و مهارتی در انتقال به نوع جدید هواگرد | مصوب / رسمی |
| آزمون پروازی خدمه | flight check1, transition check, route check | ارزیابی توانمندی و کارایی خدمة پرواز در انجام وظایف محوله، در حین پرواز، بهوسیلة استادخلبان | مصوب / رسمی |
| آزمون طول عمر شتابیافته | accelerated life test | آزمونی که در آن با افزودن مواد خورنده به محیط، طول عمر ماده را در زمانی کوتاهتر از… | مصوب / رسمی |
| آزمون طول عمر شتابیافته | accelerated life test | آزمونی که در آن با افزودن مواد خورنده به محیط، طول عمر ماده را در زمانی کوتاهتر از… | مصوب / رسمی |
| آزمون گواهینامه | certification test | آزمونی که مرجع صدور گواهینامۀ هواگردها برای صدور گواهینامه برگزار میکند | مصوب / رسمی |
| آزمون میدانی | field test | مجموعهآزمایشهایی برای یافتن پایداری دیرینهمغناطیسی بهمنظور تعیین زمان کسب ماندهمغناطش سرشتی | مصوب / رسمی |
| آزمونافزار داخلی | built-in test equipment, BITE | افزارهای که بهطور دائم در یک دستگاه نصب میشود و برای سنجش آن دستگاه بهصورت مستقل یا مرتبط… | مصوب / رسمی |
| آزمونافزار داخلی | built-in test equipment, BITE | افزارهای که بهطور دائم در یک دستگاه نصب میشود و برای سنجش آن دستگاه بهصورت مستقل یا مرتبط… | مصوب / رسمی |
| آزمونپرواز | check flight 1, check ride, checkout flight | پروازی که در طی آن خلبان یا عضو دیگری از خدمۀ پرواز تحت آزمون مهارت قرار میگیرد | مصوب / رسمی |
| آزمونپرواز | check flight 1, check ride, checkout flight | پروازی که در طی آن خلبان یا عضو دیگری از خدمۀ پرواز تحت آزمون مهارت قرار میگیرد | مصوب / رسمی |
| آساپ | FTD | ← آموزشکدة سامانههای پروازی | مصوب / رسمی |