حوزه واژهها
علوم و فناوری غذا
چند نمونه از واژههای این حوزه را ببینید و با فیلتر دقیقتر جستوجو کنید.
200 واژه در این حوزه
| واژه | واژه لاتین | تعریف کوتاه | وضعیت |
|---|---|---|---|
| آبِ جوش زدن | — | ← در آبِ جوش زدن | مصوب / رسمی |
| آبپز کردن | boiling | پختن مواد غذایی در آب جوش یا سایر مایعات حاوی آب | مصوب / رسمی |
| آبپنیر | whey, lactoserum | مایعی که پس از تهیۀ پنیر از شیر بر جای میماند | مصوب / رسمی |
| آبپنیر اسیدی | acid whey | آبپنیری که پس از تشکیل لختۀ اسیدی در شیر تولید شود | مصوب / رسمی |
| آبپنیر اسیدی | acid whey | آبپنیری که پس از تشکیل لختۀ اسیدی در شیر تولید شود | مصوب / رسمی |
| آبپنیر تغییریافته | modified whey | محصولی که با کاهش املاح معدنی و لاکتوز از آبپنیر به دست میآید | مصوب / رسمی |
| آبپنیر ریزدانه | whey granules | آبپنیری که بهصورت دانههای ریز خشک شده باشد | مصوب / رسمی |
| آبخنکسازی | hydrocooling | خنک کردن محصولات حساس به حرارت، مانند برخی میوهها و سبزیها با قرار دادن آنها در جریان آب… | مصوب / رسمی |
| آبخنکسازی | hydrocooling | خنک کردن محصولات حساس به حرارت، مانند برخی میوهها و سبزیها با قرار دادن آنها در جریان آب… | مصوب / رسمی |
| آبدار 2 | juicy, succulent 1 | ویژگی مادۀ غذاییای که در بافت آن آب فراوانی وجود دارد | مصوب / رسمی |
| آبداری | juiciness, succulence | کیفیتی دریافتنی مربوط به حس چشایی که ناشی از وجود آب در مادۀ غذایی است | مصوب / رسمی |
| آبسنج | hydrometer | ابزاری برای آبسنجی | مصوب / رسمی |
| آبسنج | hydrometer | ابزاری برای آبسنجی | مصوب / رسمی |
| آبسنجی | hydrometry | تعیین وزن مخصوص یک مایع معمولاً با استفاده از لولة دربستة مدرج | مصوب / رسمی |
| آبسنجی | hydrometry | تعیین وزن مخصوص یک مایع معمولاً با استفاده از لولة دربستة مدرج | مصوب / رسمی |
| آبکش کردن | dewatering 1 | خارجسازی آب اضافی از مادة غذایی پس از شستوشوی آن | مصوب / رسمی |
| آبنبات | butterscotch | فراوردۀ قنادی سختی که با جوشاندن شکر قهوهای و کره یا شربت ذرت در آب تولید میشود | مصوب / رسمی |
| آبنبات | butterscotch | فراوردۀ قنادی سختی که با جوشاندن شکر قهوهای و کره یا شربت ذرت در آب تولید میشود | مصوب / رسمی |
| آبنمک | brine | محلول آب و نمک طعام که در نگهداری مواد غذایی به کار میرود | مصوب / رسمی |
| آبنمک عملآوری | curing brine | آبنمک مورداستفاده برای عملآوری مواد غذایی، مانند فراوردههای گوشتی | مصوب / رسمی |
| آرامپز کردن | simmer | پختن مواد غذایی در مایعی مانند آب در درجۀ حرارتی پایینتر از نقطۀ جوش | مصوب / رسمی |
| آرامپزی | simmering | فرایند پختن مواد غذایی در مایعی مانند آب در درجۀ حرارتی پایینتر از نقطۀ جوش | مصوب / رسمی |
| آرد استخوان | bone meal | پودری که از استخوان حیوان پس از گرفتن چربی آن تهیه میشود و از آن بهعنوان مکمل غذا… | مصوب / رسمی |
| آرد تیره | brown flour | آردی که حاوی بخش اعظم سبوس دانۀ کامل غلات است | مصوب / رسمی |
| آرد چندمنظوره | all-purpose flour, general-purpose flour | نوعی آرد برای مصارف خانگی که در تولید نان و کیک و بیسکویت و دیگر فراوردههای آردی به… | مصوب / رسمی |
| آرد خانگی | family flour | ← آرد چندمنظوره | مصوب / رسمی |
| آرد خودورا | self-raising flour | آردی چندمنظوره حاوی نمک و مادۀ ورآور، شامل سدیم بیکربنات و یک اسید آلی | مصوب / رسمی |
| آرد سفید | white flour | آردی که بخش اعظم آن از دروندانۀ گندم تشکیل شده است | مصوب / رسمی |
| آرد کامل | whole meal 1 | آردی که در تهیۀ آن هیچیک از اجزای مغز و پوسته و گیاهک (germ) دانههای غلات از آنها… | مصوب / رسمی |
| آرد کامل گندم | whole wheat flour | آرد تهیهشده از همۀ قسمتهای دانۀ گندم که سرشار از فیبر و کربوهیدراتهای پیچیده و پروتئین و عناصر… | مصوب / رسمی |
| آرد گندم سخت | hard wheat flour | آرد گندم تهیهشده از گندم سخت که در مقایسه با گندم نرم، پروتئین بیشتری دارد | مصوب / رسمی |
| آرد گندم نرم | soft wheat flour | آرد حاصل از گندم نرم که در مقایسه با گندم سخت، پروتئین کمتری دارد | مصوب / رسمی |
| آرد مالت | malt flour | آرد حاصل از جو یا گندم جوانهزده در شرایط مهارشده | مصوب / رسمی |
| آرد مرکب | composite flour | فراوردۀ حاصل از اختلاط آرد گندم با آردهای غیرگندمی | مصوب / رسمی |
| آرد مغز گندم | — | ← آرد ممتاز | مصوب / رسمی |
| آرد ممتاز | patent flour, high grade flour, straight-run grade flour | آرد دروندانۀ گندم متـ . آرد مغز گندم | مصوب / رسمی |
| آردبیزی | scalping | الک کردن آرد برای جدا کردن ذرات غیرآردی از آن در هنگام آسیا کردن | مصوب / رسمی |
| آردی | mealy | ویژگی مادۀ غذاییای که در دهان نرم و آردمانند است | مصوب / رسمی |
| آردینک | pastry | فراوردۀ تنوری عموماً شیرین، تولیدشده از مواد اولیۀ خمیرمانند | مصوب / رسمی |
| آردینگی | mealiness | یکی از خواص حسی مواد غذاییای که در دهان حالتی نرم و آردمانند دارند | مصوب / رسمی |
| آستانۀ حس | sensory threshold | سطحی از تشخیص که در آن فرد یک محرک مشخص را احساس میکند | مصوب / رسمی |
| آسیا کردن | grinding 1 | خرد کردن دانههای قهوه و تبدیل آنها به ذرات ریز برای دمآوری قهوه | مصوب / رسمی |
| آسیا کردن | milling | خرد کردن مواد غذایی جامد و تبدیل آنها به ذرات ریز | مصوب / رسمی |
| آسیا کردن مرطوب | wet milling | نوعی فرایند جداسازی مواد تشکیلدهندة یک ماده که در آن ابتدا مواد در آب خیسانده و سپس آسیا… | مصوب / رسمی |
| آسیاب خُردکن | cracking mill | نوعی آسیاب برای خُرد کردن دانهها با دو دسته غلتک استوانهای شیاردار متـ . خُردکن 2 | مصوب / رسمی |
| آسیای آجدار | burr grinder | نوعی آسیای قهوه که در آن دانههای قهوه در بین دو قطعۀ آجدار چرخان آسیا میشود | مصوب / رسمی |
| آسیای آجدار | burr grinder | نوعی آسیای قهوه که در آن دانههای قهوه در بین دو قطعۀ آجدار چرخان آسیا میشود | مصوب / رسمی |
| آسیای آجدار تخت | flat burr grinder | نوعـی آسیای قهوه که در آن دانههای قهوه در بین دو قطعۀ آجدار تخت آسیا میشود | مصوب / رسمی |
| آسیای آجدار تخت | flat burr grinder | نوعـی آسیای قهوه که در آن دانههای قهوه در بین دو قطعۀ آجدار تخت آسیا میشود | مصوب / رسمی |
| آسیای آجدار مخروطی | conical burr grinder | نوعی آسیای قهوه که در آن دانههای قهوه در بین دو قطعۀ آجدار مخروطی آسیا میشود | مصوب / رسمی |