حوزه واژه‌ها

علوم پایه پزشکی

چند نمونه از واژه‌های این حوزه را ببینید و با فیلتر دقیق‌تر جست‌وجو کنید.

200 واژه در این حوزه

واژهواژه لاتینتعریف کوتاهوضعیت
آبی‌بی‌هنجاریtritanomalyیکی از انواع نادر سه‌رنگ‌بینی بی‌هنجار که در آن حساسیت یاخته‌های مخروطی حساس‌به‌آبی کاهش یافته استمصوب / رسمی
آبی‌بی‌هنجاریtritanomalyیکی از انواع نادر سه‌رنگ‌بینی بی‌هنجار که در آن حساسیت یاخته‌های مخروطی حساس‌به‌آبی کاهش یافته استمصوب / رسمی
آدرنالینadrenaline, epinephrineهورمونی که از برگرده ترشح می‌شود و مستقیماً بر دستگاه عصبی مرکزی اثر می‌گذارد متـ . برگُردینهمصوب / رسمی
آدرنالین‌بندadrenergic blocking agentماده‌ای که از ترشح برگُردینه جلوگیری می‌کند متـ . برگُردینه‌بندمصوب / رسمی
آدرنالین‌بندadrenergic blocking agentماده‌ای که از ترشح برگُردینه جلوگیری می‌کند متـ . برگُردینه‌بندمصوب / رسمی
آدرنالین‌زاadrenergicماده یا عامل فعال‌شده با برگُردینه یا ترشح‌کنندۀ آن متـ . برگُردینه‌زامصوب / رسمی
آدرنالین‌زاadrenergicماده یا عامل فعال‌شده با برگُردینه یا ترشح‌کنندۀ آن متـ . برگُردینه‌زامصوب / رسمی
آدرنالین‌کافadrenolyticویژگی ماده‌ای که از عملکرد برگُردینه‌زا جلوگیری می‌کند متـ . برگُردینه‌کافمصوب / رسمی
آدرنالین‌کافadrenolyticویژگی ماده‌ای که از عملکرد برگُردینه‌زا جلوگیری می‌کند متـ . برگُردینه‌کافمصوب / رسمی
آرَک‌آماسalveolar osteitis← حفره‌خشکیمصوب / رسمی
آرَک‌آماسalveolar osteitis← حفره‌خشکیمصوب / رسمی
آرَک‌دردalveoalgia← حفره‌خشکیمصوب / رسمی
آرَک‌دردalveoalgia← حفره‌خشکیمصوب / رسمی
آهسته‌رهشslow release← پیوسته‌رهشمصوب / رسمی
آهسته‌رهشslow release← پیوسته‌رهشمصوب / رسمی
آهکی‌شدگی پوست‌تخم‌مرغیeggshell calcificationرسوب لایه‌ای نازک از کلسیم در اطراف غدد لنفاوی سینهمصوب / رسمی
آهکی‌شدگی پوست‌تخم‌مرغیeggshell calcificationرسوب لایه‌ای نازک از کلسیم در اطراف غدد لنفاوی سینهمصوب / رسمی
آهکی‌شدگی دُش‌پروردdystrophic calcificationرسوب کلسیم در محل‌های غیرمعمولمصوب / رسمی
آهکی‌شدگی دُش‌پروردdystrophic calcificationرسوب کلسیم در محل‌های غیرمعمولمصوب / رسمی
آهن‌گویچهsiderocyteسرخ‌گویچه‌ای که دانه‌های فریتین (ferritin) در میان‌یاختۀ آن وجود داردمصوب / رسمی
آهن‌گویچهsiderocyteسرخ‌گویچه‌ای که دانه‌های فریتین (ferritin) در میان‌یاختۀ آن وجود داردمصوب / رسمی
آوانگار قلبphonocardiographافزاره‌ای برای آوانگاری قلب دارای تجهیزاتی برای شنیدن و ثبت صدای قلبمصوب / رسمی
آوانگاری قلبphonocardiographyنمایش تصویری و ترسیمی صداهای طبیعی و غیرطبیعی قلبمصوب / رسمی
اتصالadhesion 11. متصل بودن دائمی و طبیعی بخش‌های مختلف بدن 2. متصل شدن دو یا چند مولکول به‌‌علت جاذبۀ…مصوب / رسمی
اتصال ایمنیimmune adherenceاتصال ترکیبات پادتنی‌ـ پادگنی یا یاخته‌های پوشیده‌شده با پادتن به یاخته‌های حاوی گیرنده‌های مکملمصوب / رسمی
اثر جانبیside effect/ side-effectهرگونه اثر دارو غیر از اثر درمانی موردنظرمصوب / رسمی
اختریاختهastrocyteیاخته‌ای پی‌بانی و ستاره‌شکل که تغذیه و حفاظت یاخته‌های عصبی را بر عهده داردمصوب / رسمی
اختریاختۀ درشت‌رشتهprotoplasmic astrocyteاختریاخته‌ای که عمدتاً در مادۀ خاکستری مغز یافت می‌شود و رشته‌های پی‌بانی کمی داردمصوب / رسمی
اختریاختۀ درشت‌رشتهprotoplasmic astrocyteاختریاخته‌ای که عمدتاً در مادۀ خاکستری مغز یافت می‌شود و رشته‌های پی‌بانی کمی داردمصوب / رسمی
اختریاختۀ نازک‌رشتهfibrous astrocyte, fibrillary astrocyteاختریاخته‌ای که عمدتاً در مادۀ سفید مغز یافت می‌شود و رشته‌های پی‌بانی متعدد داردمصوب / رسمی
اختریاختۀ نازک‌رشتهfibrous astrocyte, fibrillary astrocyteاختریاخته‌ای که عمدتاً در مادۀ سفید مغز یافت می‌شود و رشته‌های پی‌بانی متعدد داردمصوب / رسمی
اختلال حرکتkinetosis, kinesiaهرگونه اختلال ناشی از حرکت نامعمولمصوب / رسمی
اختلالات غدد درون‌ریزendocrine disordersاختلال عملکرد غدد درون‌ریز به دلیل ترشح کم یا زیادمصوب / رسمی
اختلالات غدد درون‌ریزendocrine disordersاختلال عملکرد غدد درون‌ریز به دلیل ترشح کم یا زیادمصوب / رسمی
اخلاقmoralityنظامی از باورها یا مجموعه‌ای از ارزش‌های مربوط به منش درست که براساس آن رفتاری قابل‌قبول یا غیرقابل‌قبول…مصوب / رسمی
اخلاقیmoral1. ویژگی رفتاری که مناسب و قابل قبول ارزیابی شود 2. ویژگی فرد یا گروهی که چنین رفتاری…مصوب / رسمی
اَرتاپزشکorthopaedist/ orthopedist, orthopedic surgeonپزشکی که در رشتۀ اَرتاپزشکی آموزش رسمی دیده استمصوب / رسمی
اَرتاپزشکیorthopaedics/ orthopedicsرشته‌ای از علم پزشکی که به مطالعه و درمان بیماری‌های اندام‌های حرکتی و ستون فقرات ازطریق روش‌های طبی…مصوب / رسمی
اَرتادندانپزشکorthodontistدنــدانـپـــزشــک متـخــصـص اَرتادندانپزشکی متـ . دندان‌آرامصوب / رسمی
اَرتادندانپزشکیorthodontics, orthodontology, orthodontiaشاخه‌ای از دندانپزشکی که به تشخیص و پیشگیری و درمان بدهمایی‌های دندانـی و ناهنـجـاری‌های دنـدانی ـ استخوانی می‌پردازد…مصوب / رسمی
اَرتاشاخینگیorthokeratosisستبر شدن لایۀ شاخی (stratum corneum) پوست بدون رخداد پَراشاخینگیمصوب / رسمی
استخوان‌پارsclerotome 1ناحیه‌ای از استخوان که یک عصب نخاعی آن را عصب‌دهی می‌کندمصوب / رسمی
استخوان‌پارsclerotome 1ناحیه‌ای از استخوان که یک عصب نخاعی آن را عصب‌دهی می‌کندمصوب / رسمی
استخوان‌درد پایانکیacrostealgiaدردناکی و التهاب و غالباً عفونت استخوان‌های پایانک‌های بدن، مانند مثل دست و پا و صورتمصوب / رسمی
استخوان‌درد پایانکیacrostealgiaدردناکی و التهاب و غالباً عفونت استخوان‌های پایانک‌های بدن، مانند مثل دست و پا و صورتمصوب / رسمی
استفراغ 1vomit 1, vomiting, emesisخروج ناگهانی محتویات معده از راه دهانمصوب / رسمی
استفراغ 2vomit 2, vomitusمحتویات خارج‌شدۀ معده از راه دهانمصوب / رسمی
استفراغ‌آورemetic, vomitiveعاملی که سبب استفراغ شودمصوب / رسمی
استفراغ‌آورemetic, vomitiveعاملی که سبب استفراغ شودمصوب / رسمی
اسفنجینگیspongiosisاسفنج‌مانند بودن روپوست که ناشی از خیز درون‌یاخته‌ای آن استمصوب / رسمی