حوزه واژهها
فیزیک
چند نمونه از واژههای این حوزه را ببینید و با فیلتر دقیقتر جستوجو کنید.
200 واژه در این حوزه
| واژه | واژه لاتین | تعریف کوتاه | وضعیت |
|---|---|---|---|
| آئروآکوستیک | — | ← هواصوتشناسی | مصوب / رسمی |
| آئرودینامیک اَبَرصوتی | supersonic aerodynamics | شاخهای از آئرودینامیک که در آن شارش اَبَرصوتی بررسی میشود | مصوب / رسمی |
| آبِ سبک 1 | light water | آبی که هیدروژنهای موجود در مولکول آن تکپروتونی هستند | مصوب / رسمی |
| آب سنگین | heavy water | آبی که هیدروژنهای موجود در مولکول آن از نوع هیدروژن سنگین یعنی اتمی با هستۀ متشکل از یک… | مصوب / رسمی |
| آرایۀ آکوستیکی | acoustic array | آرایشی از گیرندهها یا فرستندههایی که خاصیت جهتمندی ویژهای دارند | مصوب / رسمی |
| آزادی مجانبی | asymptotic freedom | مفهومی که براساس آن وقتی کوارکها به یکدیگر نزدیک و نزدیکتر شوند، برهمکنش قوی بین آنها بهسمت صفر… | مصوب / رسمی |
| آزمایش دوشکاف | double-slit experiment | آزمایشی که در آن نور را از دو شکاف موازی نزدیک به هم میگذرانند و باریکههای گذرنده از… | مصوب / رسمی |
| آزمایش دیویسون ـ گِرمِر | Davison-Germer experiment | آزمایشی که در آن نقش پراش حاصل از عبور الکترونها از بلوری مانند بلور نیکل یا روی به… | مصوب / رسمی |
| آستانة آشکارسازی | detection threshold | کمترین مقدار کمیتی فیزیکی که به واکنش آشکارساز بینجامد | مصوب / رسمی |
| آستانۀ دردناکی | threshold of pain | کمترین شدت صوتی که گوش را آزار دهد | مصوب / رسمی |
| آستانۀ شنوایی | threshold of hearing | کمترین شدت صوتی که انسان بتواند بشنود | مصوب / رسمی |
| آستیگماتساز | astigmatizer | وسیلهای که از چشمهای نقطهای تصویری بهصورت خط یا نوار تشکیل میدهد | مصوب / رسمی |
| آستیگماتی | astigmatism | نوعی اَبیراهی در عدسی یا سامانهای اپتیکی که به موجب آن پرتوهای موجود در صفحات متعامد در نقاط… | مصوب / رسمی |
| آستیگماتیسنج | astigmometer | وسیلهای که میزان آستیگماتی سامانههای اپتیکی را اندازه میگیرد | مصوب / رسمی |
| آستیگماتیسنج | astigmometer | وسیلهای که میزان آستیگماتی سامانههای اپتیکی را اندازه میگیرد | مصوب / رسمی |
| آسیب باریکه | beam damage | دگرگونی در نمونه براثر تابش باریکه | مصوب / رسمی |
| آسیب تابش | radiation damage | هرگونه اثر تخریبی ناشی از پرتوگیری (exposure) | مصوب / رسمی |
| آشفتگی گرمایی | thermal agitation | حرکت کاتورهای الکترونهای آزاد جسم رسانا براثر انرژی گرمایی | مصوب / رسمی |
| آشکارساز بیهنجاری مغناطیسی | magnetic anomaly detector | [ژئوفیزیک] مغناطیسسنج نصبشده بر روی هواگرد برای آشکارسازی تغییرهای کوچک در میدان مغناطیسی زمین [فیزیک] مغناطیسسنج حساسی که… | مصوب / رسمی |
| آشکارساز بیهنجاری مغناطیسی | magnetic anomaly detector | [ژئوفیزیک] مغناطیسسنج نصبشده بر روی هواگرد برای آشکارسازی تغییرهای کوچک در میدان مغناطیسی زمین [فیزیک] مغناطیسسنج حساسی که… | مصوب / رسمی |
| آشکارساز پرتوِ گاما | gamma-ray detector | وسیلهای برای آشکارسازی و اندازهگیری پرتوهای گامای ناشی از چشمههای متمرکز | مصوب / رسمی |
| آشکارساز تابش گذاری | transition radiation detector | نوعی آشکارساز ذرات باردار پرانرژی که در آن تابش گسیلشده از ذرة باردار در حین عبور از لایههای… | مصوب / رسمی |
| آشکارساز تابش گذاری | transition radiation detector | نوعی آشکارساز ذرات باردار پرانرژی که در آن تابش گسیلشده از ذرة باردار در حین عبور از لایههای… | مصوب / رسمی |
| آشکارساز تشدیدی | resonant detector | نوعی آشکارساز تابش الکترومغناطیسی که فقط بسامدهای خاصی را که به تشدید در آن منجر میشوند آشکار میکند | مصوب / رسمی |
| آشکارساز ذرات | particle detector | وسیلهای برای تشخیص ذرات پرانرژی و تعیین ویژگیهای فیزیکی آنها | مصوب / رسمی |
| آشکارساز ذرة آلفا | alpha-particle detector | اتاقک یونشی که دارای سنجندة شمارگر و پنجرة نازکی است که ذرات آلفای فرودی میتوانند از آن وارد… | مصوب / رسمی |
| آشکارساز ریزرأس | micro vertex detector, MVD | آشکارساز ردیابی ذرات باردار ازطریق تعیین رأس واپاشی ذرههای ثانوی | مصوب / رسمی |
| آشکارساز سوسوزن | scintillation detector | ابزاری که در آن تابش یوننده تبدیل به فوتونهای مرئی میشود و این فوتونها با تکثیرکن فوتونی بهصورت… | مصوب / رسمی |
| آشکارسازی آکوستیکی | acoustic detection | تشکیل تصویر جسم با استفاده از بازتاب امواج آکوستیکی از آن | مصوب / رسمی |
| آشکارسازی آکوستیکی ذره | acoustic particle detection | روشی برای آشکارسازی ذره که در آن وجود ذره با بازتاب امواج آکوستیکی خاصی از آن مشخص میشود | مصوب / رسمی |
| آشوب | chaos | [آیندهپژوهی] حرکت بیقاعدۀ سامانههای پویا که تعینی و حساس به وضعیت اولیه و در بلندمدت پیشبینیناپذیر است [فیزیک]… | مصوب / رسمی |
| آشوبی | chaotic | ویژگی رفتار تصادفی و پیشبینیناپذیر و بدون نظم | مصوب / رسمی |
| آکوستیک | — | ← صوتشناسی | مصوب / رسمی |
| آکوستیک ریزموجی | microwave acoustics | مطالعه و کاربرد تشدیدکنندههای آکوستیکیای که در بسامدهای ریزموج به ارتعاش درمیآیند | مصوب / رسمی |
| آکوستیکی | acoustic 1 | مربوط به صوت یا ناشی از صوت متـ . صوتی | مصوب / رسمی |
| آلایش 1 | contamination 1 | [زمینشناسی] فرایندی که در طی آن ترکیب شیمیایی ماگما براثر گوارد میانبارها یا سنگ درونگیر تغییر میکند [فیزیک]… | مصوب / رسمی |
| آلایشزدایی | decontamination | زدودن یا کاهش مادۀ پرتوزایی که سطوح را آلوده کرده است | مصوب / رسمی |
| آلایشزدایی تابش | radiation decontamination | زدودن مواد پرتوزا از مکانهایی که ناخواسته آلوده شدهاند | مصوب / رسمی |
| آلایشزدایی تابش | radiation decontamination | زدودن مواد پرتوزا از مکانهایی که ناخواسته آلوده شدهاند | مصوب / رسمی |
| آلفادرمانی | alpha particle therapy | کاربرد ذرات آلفا در پرتودرمانی | مصوب / رسمی |
| آلودگی صوتی | — | ← آلودگی نوفهای | مصوب / رسمی |
| آلودگی نوفهای | noise pollution | صداهای ناخواسته یا زیانبار در محیط زیست انسان متـ . آلودگی صوتی | مصوب / رسمی |
| آلودگی نوفهای | noise pollution | صداهای ناخواسته یا زیانبار در محیط زیست انسان متـ . آلودگی صوتی | مصوب / رسمی |
| آلیاژ بلوری بینظم | disordered crystalline alloy | مخلوطی از دو یا چند عنصر که در آن اتمهای مخلوط بهطور کاتورهای در جایگاههای شبکۀ بلور قرار… | مصوب / رسمی |
| آلیاژ بلوری بینظم | disordered crystalline alloy | مخلوطی از دو یا چند عنصر که در آن اتمهای مخلوط بهطور کاتورهای در جایگاههای شبکۀ بلور قرار… | مصوب / رسمی |
| آمار بوزـ اینشتین | Bose-Einstein statistics | قانون حاکم بر سامانهای از ذرات که تابع موج آنها، درپی جابهجایی دو ذرۀ یکسان، بدون تغییر میماند | مصوب / رسمی |
| آمپر ـ دور | ampere-turn, amp-turn | یکایی در دستگاه بینالمللی یکاها برای نیروی محرک مغناطیسی در مدار بسته، برابر با نیروی محرکی که جریان… | مصوب / رسمی |
| آمپرسنج | ammeter | اسبابی برای اندازهگیری شدت جریان الکتریکی مستقیم و متناوب، که معمولاً برحسب آمپر یا میلیآمپر یا میکروآمپر درجهبندی… | مصوب / رسمی |
| آمیزش بسامد | frequency mixing | فرایندی غیرخطی در نورشناسی که در آن بسامد نور تولیدی از درهمآمیزی بسامدهای دو چشمة اولیه حاصل میشود | مصوب / رسمی |
| آن | shake 1 | بازۀ زمانی برابر با یکصدم میکروثانیه یا 8ـ10 ثانیه | مصوب / رسمی |