حوزه واژهها
مدیریت
چند نمونه از واژههای این حوزه را ببینید و با فیلتر دقیقتر جستوجو کنید.
200 واژه در این حوزه
| واژه | واژه لاتین | تعریف کوتاه | وضعیت |
|---|---|---|---|
| آزمایش مخرب | destructive testing | آزمونی برای بررسی پایداری و دوام آزمودنی در سختترین شرایط عملکردی تا آستانة تابآوری و شکست آن بهمنظور… | مصوب / رسمی |
| آزمایش نامخرب | non-destructive testing | آزمونی برای واپایش کیفیت که در طی آن آسیب یا تغییری در آزمودنی ایجاد نمیشود | مصوب / رسمی |
| آغاز پروژه | project initiation | شروع فرایندی که در نتیجۀ آن پروژه رسمیت مییابد و گسترۀ آن تعیین میشود | مصوب / رسمی |
| آغاز جاری | current start date | تاریخ برآوردی آغاز یک فعالیت | مصوب / رسمی |
| آغاز واقعی | actual start date, AS | تاریخی که فعالیت عملاً آغاز میشود | مصوب / رسمی |
| آغازبهآغاز | start-to-start, SS | ویژگی رابطهای منطقی بین دو فعالیت که در آن آغاز شدن فعالیت پسین مشروط به آغاز شدن فعالیت… | مصوب / رسمی |
| آغازبهآغاز | start-to-start, SS | ویژگی رابطهای منطقی بین دو فعالیت که در آن آغاز شدن فعالیت پسین مشروط به آغاز شدن فعالیت… | مصوب / رسمی |
| آغازبهپایان | start-to-finish, SF 1 | ویژگی رابطهای منطقی بین دو فعالیت که در آن پایان یافتن فعالیت پسین مشروط به آغاز شدن فعالیت… | مصوب / رسمی |
| آغازبهپایان | start-to-finish, SF 1 | ویژگی رابطهای منطقی بین دو فعالیت که در آن پایان یافتن فعالیت پسین مشروط به آغاز شدن فعالیت… | مصوب / رسمی |
| آغازگری بهرهبرداری | startup/ start-up | مرحلهای پس از تاریخ بهرهبرداری اولیه که در طی آن ظرفیت و کیفیت تولید به میزان قابل قبول… | مصوب / رسمی |
| آغازگری بهرهبرداری | startup/ start-up | مرحلهای پس از تاریخ بهرهبرداری اولیه که در طی آن ظرفیت و کیفیت تولید به میزان قابل قبول… | مصوب / رسمی |
| آغازگری پروژه | project startup | مجموعهای از فعالیتها برای بهکارگیری منابع و شروع پروژه، همچنین دستیابی به توافق دربارۀ اهداف پروژه و برنامۀ… | مصوب / رسمی |
| آمادهسازی ساختگاه | site preparation 2 | ساماندهی و آمادهسازی ساختگاه برای شروع عملیات اصلی | مصوب / رسمی |
| آمادهسازی ساختگاه | site preparation 2 | ساماندهی و آمادهسازی ساختگاه برای شروع عملیات اصلی | مصوب / رسمی |
| آموزش | training | یادگیری یا یاددهی مهارت و دانش لازم برای شغل یا فعالیت خاص | مصوب / رسمی |
| آموزشگر | trainer | فردی که به آموزش مهارتهای لازم برای شغل یا فعالیت خاصی میپردازد | مصوب / رسمی |
| آموزشگر | trainer | فردی که به آموزش مهارتهای لازم برای شغل یا فعالیت خاصی میپردازد | مصوب / رسمی |
| آموزشگیر | trainee | فردی که مهارتها و دانش لازم برای شغل یا فعالیت خاصی را فرامیگیرد | مصوب / رسمی |
| آموزشگیر | trainee | فردی که مهارتها و دانش لازم برای شغل یا فعالیت خاصی را فرامیگیرد | مصوب / رسمی |
| آمیزة خطمشی | policy mix | مجموعهای متوازن از سیاستها و ابزارهای سیاستی که برای دستیابی به هدف مشترک همراه با هم به کار… | مصوب / رسمی |
| آمیزة خطمشی | policy mix | مجموعهای متوازن از سیاستها و ابزارهای سیاستی که برای دستیابی به هدف مشترک همراه با هم به کار… | مصوب / رسمی |
| آمیزة سیاستی | — | ← آمیزة خطمشی | مصوب / رسمی |
| اَبَرانگاره | paradigm | مجموعهای منسجم از مفروضات حاکم بر ادراک ما از موضوعی خاص در یک دورة زمانی مشخص | مصوب / رسمی |
| ابزار سیاستی | policy tools | اقدامات دولت برای دستیابی به یک سیاست مشخص و پیادهسازی آن | مصوب / رسمی |
| اجازهنامة هزینهکرد | authority for expenditure, application for expenditure, authorization for expenditure | سند رسمی درخواست اجازة هزینه کردن از محل منابع سرمایهای برای تأمین اهداف کسبوکار اختـ . اِهَک AFE | مصوب / رسمی |
| اجازهنامة هزینهکرد | authority for expenditure, application for expenditure, authorization for expenditure | سند رسمی درخواست اجازة هزینه کردن از محل منابع سرمایهای برای تأمین اهداف کسبوکار اختـ . اِهَک AFE | مصوب / رسمی |
| اجتماع متخصصان | community of practices, COP | جمعی از افراد حرفهای که اشتیاق و دغدغههای مشترکی برای یادگیری و بهبود بیش از پیش شیوههای انجام… | مصوب / رسمی |
| اجرای پیراسته | lean construction | روشی که هدف آن کمینهسازی هزینه و بیشینهسازی ارزش برای کاهش ضایعات و بهبود مستمر کار در همۀ… | مصوب / رسمی |
| اجرای راهبرد | strategy execution | روشی مدیریتی مبتنی بر توانمندسازی کارکنان برای اتخاذ تصمیمات خرد عملیاتی همسو با تصمیمات کلان سازمان | مصوب / رسمی |
| اختراع | invention | پاسخی فنی و تازه به یک نیاز که نمود آن یک محصول یا یک فرایند یا روشی نوین… | مصوب / رسمی |
| اخلاق حرفهای | professional ethics | استانداردها و ارزشها و اصول پذیرفتهشدة حرفهای و رفتاری در یک حرفه یا پیشه یا کسبوکار | مصوب / رسمی |
| اخلاق حرفهای | professional ethics | استانداردها و ارزشها و اصول پذیرفتهشدة حرفهای و رفتاری در یک حرفه یا پیشه یا کسبوکار | مصوب / رسمی |
| اخلاق عمومی | public ethics | الزامها و هنجارهای حاکم بر رفتار کارکنان سازمانهای دولتی و غیرانتفاعی | مصوب / رسمی |
| ادارة امور | administration 2 | فعالیتهای مربوط به برنامهریزی و سازماندهی و اجرا متـ . اداره | مصوب / رسمی |
| ادارة کل | department1 | بخشی از وزارتخانهها یا سازمانهای دولتی که مسئولیت قسمت خاصی از کار را بر عهده دارند متـ .… | مصوب / رسمی |
| اداره | — | ← ادارة کل | مصوب / رسمی |
| ادارۀ ثبت اختراع | patent office | سازمانی دولتی یا بینادولتی که صدور گواهینامههای ثبت اختراع را بر عهده دارد و با تأیید تقاضانامههای ثبتپذیر… | مصوب / رسمی |
| ارزش برنامهای | planned value, budgeted cost of work scheduled | بودجهای که برای کار برنامهریزیشدۀ مشخصی تصویب شده است | مصوب / رسمی |
| ارزش برنامهای | planned value, budgeted cost of work scheduled | بودجهای که برای کار برنامهریزیشدۀ مشخصی تصویب شده است | مصوب / رسمی |
| ارزش عملکردی | earned value, budgeted cost of work performed | هزینۀ کار انجامشده برحسب بودجۀ تخصیصی | مصوب / رسمی |
| ارزش عمومی | public value | لحاظ کردن هزینهها و مزایای خدمات عمومی نه از منظر مادی، بلکه از دید ارتقای پایههای مردمسالاری و… | مصوب / رسمی |
| ارزش مطلوب | best value | موازنهای میان قیمت و عملکرد بهطوریکه باتوجهبه معیارهای مشخص گزینش، بیشترین منافع کلی به دست آید | مصوب / رسمی |
| ارزش مطلوب کارمزدی | best value: fees | گزینهای برای تدارک در پروژه بهروشی رقابتی که در آن قیمت پیشنهادی برمبنای کارمزد، یکی از معیارهای انتخاب… | مصوب / رسمی |
| ارزش مطلوب هزینهای | best value: total cost | گزینهای برای تدارک در پروژه بهروشی رقابتی که در آن قیمت پیشنهادی برمبنای هزینۀ کل ساخت یا هزینۀ… | مصوب / رسمی |
| ارزش مطلوب هزینهای | best value: total cost | گزینهای برای تدارک در پروژه بهروشی رقابتی که در آن قیمت پیشنهادی برمبنای هزینۀ کل ساخت یا هزینۀ… | مصوب / رسمی |
| ارزشسنجی | appraisal | سنجش بیطرفانة کار و شرایط و کیفیت براساس معیارهای مشخص | مصوب / رسمی |
| ارزشسنجی | appraisal | سنجش بیطرفانة کار و شرایط و کیفیت براساس معیارهای مشخص | مصوب / رسمی |
| ارزشیابی خطمشی | policy evaluation | مرحلهای از فرایند خطمشیگذاری که در آن میزان تحقق خطمشی عمومی مشخص میشود | مصوب / رسمی |
| ارزشیابی خطمشی | policy evaluation | مرحلهای از فرایند خطمشیگذاری که در آن میزان تحقق خطمشی عمومی مشخص میشود | مصوب / رسمی |
| ارزیابی خطمشی | policy assessment | فرایندی برای ارزشیابی و تشخیص اهمیت خطمشی با هدف تهیة اطلاعات برای تصمیمگیران و ارتقای عملکرد نهادها متـ… | مصوب / رسمی |