حوزه واژه‌ها

مشترک حمل‌ونقل

چند نمونه از واژه‌های این حوزه را ببینید و با فیلتر دقیق‌تر جست‌وجو کنید.

36 واژه در این حوزه

واژهواژه لاتینتعریف کوتاهوضعیت
آشیانه 2hangarمحل سرپوشیدهای برای استقرار کوتاهمدت و نیز تعمیر انواع نظامی و غیرنظامی هواگَرد و لوکوموتیو و واگن و…مصوب / رسمی
اتاقکcabin, cabine (fr.)1. اتاقکی که از مصالح سبک ساخته شده باشد 2. هریک از اتاق‌های داخل کشتی و جایگاه مخصوص…مصوب / رسمی
بارگُنجcontainer 1جعبۀ فلزی بزرگی با ابعاد استاندارد که کالا در آن قرار داده میشود و آن را به‌وسیلۀ قطار…مصوب / رسمی
بنگاه 1agency 1دفتری که معاملات املاک در آن انجام شودمصوب / رسمی
تالار گذرtransit hallتالاری که مسافران گذری در آن منتظر سوار شدن به‌وسیلۀ نقلیۀ دیگر شوندمصوب / رسمی
ترابار کردنtransshipمنتقل کردن کالا از یک وسیلۀ حمل به‌وسیلۀ دیگرمصوب / رسمی
تراباریtransshipmentانتقال کالا از یک وسیلۀ نقلیه به‌وسیلۀ دیگرمصوب / رسمی
تونل—← دالانه 2مصوب / رسمی
دالانه 2tunnelگذرگاهی که از زیر زمین یا کوه یا رودخانه بگذرد متـ . تونلمصوب / رسمی
دربستcharter 2ویژگی وسیلۀ نقلیهای که یکجا از طرف شخص یا شرکت یا مؤسسهای کرایه شودمصوب / رسمی
دربست کرایه کردنcharter 3اجاره کردن وسیلۀ نقلیه به‌صورت دربستمصوب / رسمی
دربستیcharteringکرایۀ دربست وسیلۀ نقلیه توسط سازمان یا گروه متـ . کرایۀ دربستیمصوب / رسمی
دفتر نمایندگیagency 2بنگاه یا دفتری که به‌عنوان نمایندۀ یک شرکت عمل کند متـ . نمایندگی 1 * مصوب فرهنگستان اولمصوب / رسمی
راهگَردramp 1راه کوتاهی که دو شاخۀ مجاور یک تقاطع را به یکدیگر متصل کندمصوب / رسمی
روادید گذرtransit visaمجوزی که برای عبور از یک کشور با محدودیت زمانی قیدشده در گذرنامه یا دفترچۀ بینالمللی خودرو به…مصوب / رسمی
زمان اوج 1peak hoursساعاتی که در آنها میزان رفتوآمد وسایل نقلیه به حداکثر برسدمصوب / رسمی
زمان برآوردی خروجestimated time of departure, ETDزمان تخمینی برای خروج یک کشتی یا هواپیما یا هر وسیلۀ نقلیۀ دیگر از محلی خاصمصوب / رسمی
زمان برآوردی ورودestimated time of arrival, ETAزمان تخمینی رسیدن کشتی یا هواپیما یا هر وسیلۀ نقلیۀ دیگر به مقصدی خاصمصوب / رسمی
زمان سبکیoff-peak hours, slack hoursساعاتی که در آنها رفتوآمد وسایل نقلیه کم باشدمصوب / رسمی
زمان سنگینیrush hoursساعاتی که در آنها رفتوآمد وسایل نقلیه زیاد باشدمصوب / رسمی
سریعالسیرexpressوسیلۀ نقلیۀ دارای حرکت سریع بدون توقف یا با توقف کممصوب / رسمی
شدآمدtrafficتردد وسایل نقلیهای که هم‌زمان در حال رفتوآمد باشندمصوب / رسمی
شیبراههramp 2سراشیبی ورودی عمومی، برای جانبازان و افرادی که نمیتوانند از پلکان استفاده کنندمصوب / رسمی
شیبَکramp 3قطعات متحرکی که بارگیری را آسان می‌کندمصوب / رسمی
فِرِستfreight 1باری شامل لوازم و بستهها و چمدان‌ها و سایر لوازم پستی غیرهمراه مسافرمصوب / رسمی
فِرِست کردنfreight 2فرستادن بار غیرهمراه مسافر با کشتی یا قطار یا هواپیمامصوب / رسمی
قطار خیابانیtramwayخودروی که بر روی ریل فلزی در سطح خیابان حرکت کند و مسافران شهری را جابهجا نمایدمصوب / رسمی
کاروانهvan 2خودروِ مسافری یا باری که ظرفیت آن بیش از سواری و کمتر از مینیبوس باشدمصوب / رسمی
کالای گذریtransit cargoکالایی که بدون پرداخت عوارض گمرکی و با همان وسیلۀ حمل از یک کشور عبور داده شودمصوب / رسمی
کرایه دربستی—← دربستیمصوب / رسمی
گذر 5—← گذریمصوب / رسمی
گذرانهtransit chargeعوارضی که از وسایل نقلیه برای عبور از کشوری به کشور دیگر دریافت شودمصوب / رسمی
گذریtransit 4بخشی از جابهجایی مسافر و کالا بین مبدأ و مقصد که مستلزم عبور از کشور ثالث باشد متـ…مصوب / رسمی
مسافر گذریtransit passengerمسافری که از کشوری به قصد کشور دیگر، از کشور ثالث عبور کندمصوب / رسمی
ناوبَریnavigation 2علم و مهارت هدایت و واپایی وسایل نقلیه اعم از دریایی و هوایی و ریلی و درون‌شهری و…مصوب / رسمی
نمایندگی 1—← دفتر نمایندگیمصوب / رسمی