حوزه واژهها
مطالعات زنان
چند نمونه از واژههای این حوزه را ببینید و با فیلتر دقیقتر جستوجو کنید.
200 واژه در این حوزه
| واژه | واژه لاتین | تعریف کوتاه | وضعیت |
|---|---|---|---|
| آگاهی جنس مؤنث | female consciousness | شناخت زنان از اینکه چگونه در یک طبقۀ خاص یا فرهنگ یا دورۀ تاریخی تعریفهای مشخصی از جنس… | مصوب / رسمی |
| آموزش جنسی | sex education | آموزشی که میتواند فرصتهایی ساختاریافته برای جوانان فراهم سازد تا نگرشها و ارزشهای خود را واکاوی کنند و… | مصوب / رسمی |
| آموزش سلامت جنسی | sexual health education | نوعی آموزش برای کمک به افراد درجهت اخذ تصمیمات آگاهانه و مسئولانه دربارۀ امور جنسی و رفتارهای جنسی،… | مصوب / رسمی |
| اخلاقیات فمینیستی | feminist ethics | تلاشی برای بازنگری یا صورتبندی دوباره یا بازاندیشی در آن بخش از اخلاقیات سنتی که تجربۀ اخلاقی زنان… | مصوب / رسمی |
| ارتقای سلامت جنسی | sexual health promotion | تأمین حمایتهای ساختاری و آموزشی رسمی و غیررسمی بهنحویکه بهداشت جنسی را رواج دهد | مصوب / رسمی |
| ازدواجهراسی | gamophobia | ترس غیرعادی از ازدواج | مصوب / رسمی |
| ازدواجهراسی | gamophobia | ترس غیرعادی از ازدواج | مصوب / رسمی |
| اِعمالفشار جنسی | sexual coercion | اِعمالفشار آشکار یا پنهان برای ایجاد رابطۀ جنسی با وعدۀ پاداش یا تهدید به مجازات | مصوب / رسمی |
| اِعمالفشار جنسی | sexual coercion | اِعمالفشار آشکار یا پنهان برای ایجاد رابطۀ جنسی با وعدۀ پاداش یا تهدید به مجازات | مصوب / رسمی |
| الهیات فمینیستی | feminist theology | مبحثی انتقادی و سازنده و خلاقانه دربارۀ صورتهای تثبیتشدۀ مذهب، از منظر طرفداری از رهایی زنان از ساختارهای… | مصوب / رسمی |
| ایدئولوژی نقشـ جنس | sex-role ideology | مجموعهباورهایی که نقش دو جنس را در روابط اجتماعی تعیین میکند | مصوب / رسمی |
| ایدئولوژی نقشـ جنس | sex-role ideology | مجموعهباورهایی که نقش دو جنس را در روابط اجتماعی تعیین میکند | مصوب / رسمی |
| ایذای جنسی | sexual harassment | تقاضا یا تماس جنسی یا دیگر ارتباطهای گفتاری یا نوشتاری که برای طرف مقابل پذیرفتنی نیست | مصوب / رسمی |
| ایذای جنسیتی | gender harassment | رفتار نامناسب جنسی، ازجمله رفتارهای تهاجمی و تحقیرآمیز جنسی، که حاکی از نگرشهای ناخوشایند یا توهینآمیز نسبت به… | مصوب / رسمی |
| باحجاب | veiled | زنی که خود را با حجاب بپوشاند | مصوب / رسمی |
| باکرگی | — | ← دوشیزگی | مصوب / رسمی |
| باکره | — | ← دوشیزه | مصوب / رسمی |
| برابری جنسیتی | gender equality | برخورد برابر با زن و مرد بر مبنای ارزش وجودی و نه یکسان بودن آنها | مصوب / رسمی |
| بومفمینیسم | ecofeminism | نگرشی برمبنای احترام به طبیعت که با تلفیق رویکردهای فمینیسمی و بومشناختی مخالف رفتارهای تهاجمی و از میان… | مصوب / رسمی |
| بومفمینیسم | ecofeminism | نگرشی برمبنای احترام به طبیعت که با تلفیق رویکردهای فمینیسمی و بومشناختی مخالف رفتارهای تهاجمی و از میان… | مصوب / رسمی |
| بیحجاب | unveiled | زنی که حجاب را از سر یا تن برداشته باشد | مصوب / رسمی |
| بیحجاب | unveiled | زنی که حجاب را از سر یا تن برداشته باشد | مصوب / رسمی |
| بیوگی | widowhood | 1.دورهای که در آن یک زن بیوه میماند 2. وضعیت بیوه بودن | مصوب / رسمی |
| بیوهزن | widow | زنی که پس از درگذشت همسرش یا طلاق از او ازدواج نکرده باشد | مصوب / رسمی |
| بیوهزن | widow | زنی که پس از درگذشت همسرش یا طلاق از او ازدواج نکرده باشد | مصوب / رسمی |
| بیوهمرد | widower | مردی که پس از درگـذشـت همسـرش یـا طـلاق دادن او ازدواج نکـرده باشد | مصوب / رسمی |
| بیوهمرد | widower | مردی که پس از درگـذشـت همسـرش یـا طـلاق دادن او ازدواج نکـرده باشد | مصوب / رسمی |
| پسافمینیسم | post-feminism/ postfeminism | اصطلاحی که بهویژه در رسانههای گروهی بر این مفهوم دلالت میکند که دیگر به جنبش فمینیسم نیازی نیست،… | مصوب / رسمی |
| پسروار | tomboyish | داشتن خصوصیات و مشخصات ویژهای که بهطور سنتی برای یک دختر یا یک زن نامناسب است | مصوب / رسمی |
| تبعیض جبرانی | affirmative action, positive discrimination | سیاست یا برنامهای که هدف آن کاستن از تبعیضهایی است که در گذشته بر فرد یا گروهی وارد… | مصوب / رسمی |
| تبعیض جنسیتی | gender discrimination, sex discrimination, sexism 1 | رفتار ناخوشایند با زنان بر پایۀ این باور مردسالارانه که زنان ویژگیهای نامطلوبی دارند | مصوب / رسمی |
| تبعیض مثبت | — | ← تبعیض جبرانی | مصوب / رسمی |
| تجاوز جنسی | rape, sexual assault | تماس جنسی آزاردهندۀ یک شخص با شخص دیگر | مصوب / رسمی |
| تجاوزگر | rapist | شخصی که عمل تجاوز را انجام میدهد | مصوب / رسمی |
| تحول جنس مونث | female development | چگونگی تغییر شخصیت و ساخت ادراکی زن از هویت جنسیتی و نقشهای جنسیتی او در طول زندگی | مصوب / رسمی |
| تفاوت جنسی | sex difference | تفاوت میان دو جنس در نگرشها و قابلیتها | مصوب / رسمی |
| تقسیمکار جنسی | sexual division | تقسیم فعالیت و کار برحسب جنسیت | مصوب / رسمی |
| تقسیمکار جنسی | sexual division | تقسیم فعالیت و کار برحسب جنسیت | مصوب / رسمی |
| توانمندسازی زنان | women's empowerment | آمادهسازی زنان برای فعالیت در جهت دست یافتن به اهداف فردی و اجتماعی | مصوب / رسمی |
| جاز | — | ← جنبش آزادیبخش زنان | مصوب / رسمی |
| جداسازی جنسی | sex segregation | جدا کردن دو جنس براساس ویزگیهای زیستی آنها و در نتیجه ایجاد تمایز جنسی در تقسیم کار در… | مصوب / رسمی |
| جداسازی جنسی افقی | horizontal sex segregation | نوعی جداسازی جنسی که براساس آن درصد بالایی از افراد یک جنس در یک شغل به کار گماشته… | مصوب / رسمی |
| جداسازی جنسی عمودی | vertical sex segregation | نوعی جداسازی جنسی که در آن مردان شاغل در یک سازمان مشاغل سطح بالا را در اختیار دارند… | مصوب / رسمی |
| جداسازی جنسیتی | gender segregation | جدا کردن افراد در گروههای مؤنث و مذکر در تعاملات اجتماعی | مصوب / رسمی |
| جدایی قانونی | legal separation, judicial separation | اقدامی حقوقی براساس درخواست یکی از زوجین که خواهان ادامۀ تأهل است، اما میخواهد دیگر مسائل زناشویی، مانند… | مصوب / رسمی |
| جنبش آزادیبخش زنان | women liberation movement | حرکتی اجتماعیـ سیاسی که حول مبارزه علیه تبعیض جنسیتی و برای کسب اختیار زنان بر جسمشان شکل گرفته… | مصوب / رسمی |
| جنبش آزادیبخش زنان | women liberation movement | حرکتی اجتماعیـ سیاسی که حول مبارزه علیه تبعیض جنسیتی و برای کسب اختیار زنان بر جسمشان شکل گرفته… | مصوب / رسمی |
| جنبش حق انتخاب | pro-choice movement | جنبشی برای حقوق باروری که در جریان درخواست برابری زنان و مردان پا گرفت | مصوب / رسمی |
| جنبش حق حیات | pro-life movement, anti-abortion movement | جنبشی که برای جنین حق زندگی قائل است | مصوب / رسمی |
| جنبش ضدفمینیستی | antifeminist movement | مخالفتهای سازمانیافته با درخواستهای فمینیستها مبنی بر برابری میان مردان و زنان در قوانین | مصوب / رسمی |