حوزه واژهها
مهندسی برق
چند نمونه از واژههای این حوزه را ببینید و با فیلتر دقیقتر جستوجو کنید.
200 واژه در این حوزه
| واژه | واژه لاتین | تعریف کوتاه | وضعیت |
|---|---|---|---|
| آشکارساز صوتی | acoustic detector | بخشی از گیرنده که وظیفۀ آن وامدوله کردن موج رادیویی مدولهشده به مؤلفههای شنیداری آن است | مصوب / رسمی |
| آمپرـ ولتسنج | voltammeter | ابزاری برای اندازهگیری جریان و اختلافپتانسیل الکتریکی | مصوب / رسمی |
| آمپرـ ولتسنج | voltammeter | ابزاری برای اندازهگیری جریان و اختلافپتانسیل الکتریکی | مصوب / رسمی |
| آووسنج | avometer | ← چنداسنج | مصوب / رسمی |
| اتصال بافه | cable connector | اتصالدهندهای که برای وصل شدن به سر آزاد سیم یا بافه/کابل به کار میرود متـ . اتصال کابل | مصوب / رسمی |
| اتصال کابل | — | ← اتصال بافه | مصوب / رسمی |
| اتصال نقطهبهنقطه | point-to-point connection | اتصال بدون وقفه میان یک دستگاه و دستگاه دیگر | مصوب / رسمی |
| اتصال نقطهبهنقطه | point-to-point connection | اتصال بدون وقفه میان یک دستگاه و دستگاه دیگر | مصوب / رسمی |
| اُفت رهبندانه | impedance drop | اُفت ولتاژی که در نتیجۀ رهبندی روی میدهد | مصوب / رسمی |
| اُفت ولتاژ | voltage drop, line voltage drop, potential drop | اختلاف ولتاژ در یک عضو یا بین دو نقطه از یک مدار | مصوب / رسمی |
| اُفتوخیز ولتاژ | voltage fluctuation | مجموعهای از تغییرات پیشبینینشدۀ ولتاژ یا تغییر چرخهای پوش ولتاژ (voltage envelope) | مصوب / رسمی |
| اُفتوخیز ولتاژ | voltage fluctuation | مجموعهای از تغییرات پیشبینینشدۀ ولتاژ یا تغییر چرخهای پوش ولتاژ (voltage envelope) | مصوب / رسمی |
| افزارۀ ایمنی | safety device | ← مدار ایمنی | مصوب / رسمی |
| افزارۀ حفاظتی | protective device | ← سامانۀ حفاظتی | مصوب / رسمی |
| انتقال 6 | transmission 2 | ← انتقال برق | مصوب / رسمی |
| انتقال برق | transmission of electricity | انتقال کلان انرژی الکتریکی از یک نقطه به نقطۀ دیگر یا از محل تولید به محل مصرف متـ… | مصوب / رسمی |
| انحراف محوری | camber | بیشینهفاصلة میان محور نظری مقره و خطی منحنی که، در حالت بیباری، مرکز سطوح برش عرضی مقره را… | مصوب / رسمی |
| انحراف ولتاژ | voltage deviation | اختلاف بین ولتاژ یک نقطه از سامانه در یک لحظۀ معین و ولتاژ مرجع که بهصورت درصد بیان… | مصوب / رسمی |
| اندازهگیری رهبندی | impedance measurement | اندازهگیری نسبت ولتاژ به جریان در ورودی مدار | مصوب / رسمی |
| اندازهگیری رهبندی | impedance measurement | اندازهگیری نسبت ولتاژ به جریان در ورودی مدار | مصوب / رسمی |
| اندازهگیری رهبندیپایین | low-impedance measurement | اندازهگیری رهبندی هنگامی که مقدار آن بهاندازهای پایین است که به روشهای غیرمستقیم نیاز دارد | مصوب / رسمی |
| اندازهگیری رهبندیپایین | low-impedance measurement | اندازهگیری رهبندی هنگامی که مقدار آن بهاندازهای پایین است که به روشهای غیرمستقیم نیاز دارد | مصوب / رسمی |
| اوج بار | peak load | بیشینهمقدار بار در یک دورۀ زمانی معین | مصوب / رسمی |
| باتری پست برق | substation battery | نوعی باتری که انرژی لازم برای راهاندازی مدارشکن و بهرهبرداری از رلۀ حفاظتی پست برق مولد (generating substation)… | مصوب / رسمی |
| بارگذاری رهبندی خیزشی | surge impedance loading, SIL, natural loading | بارگذاری توانی در یک خط انتقالِ بدون تلفات که به یک بار اهمی معادل با رهبندی خیزشی خط… | مصوب / رسمی |
| بازآیی ولتاژ | voltage recovery | بازگشت مقدار ولتاژ به مقداری نزدیک به ولتاژ پیش از کاهش یا فروپاشی (collapse) یا رفت ولتاژ | مصوب / رسمی |
| بازدار 2 | barrier 2, protective barrier | مانعی برای محافظت از تجهیزات الکتریکی در برابر تماس مستقیم | مصوب / رسمی |
| بازده خط انتقال | transmission-line efficiency | نسبت توان نشانک در انتهای خط انتقال به توان نشانک در ابتدای آن | مصوب / رسمی |
| بافة اَبَررسانا | superconducting cable | بافه/کابل دارای سیمهای ابَررسانا متـ . کابل ابَررسانا | مصوب / رسمی |
| بافة افشان | flexible cable | بافه/کابلی که میتوان آن را در هنگام بهرهبرداری خم کرد متـ . کابل افشان | مصوب / رسمی |
| بافة بیهسته | coreless cable | بافه/کابل دارای یک یا چند لایه سیم که آنها را با لوله کردن یا کشیدن یا روشهای دیگر… | مصوب / رسمی |
| بافة بیهسته | coreless cable | بافه/کابل دارای یک یا چند لایه سیم که آنها را با لوله کردن یا کشیدن یا روشهای دیگر… | مصوب / رسمی |
| بافة تخت | flat cable, flat multicore cable | بافه/کابلی که سیمهای آن بهصورت تخت و موازی در یک نوار عایق خمشپذیر از جنس پلاستیک قرار گرفته… | مصوب / رسمی |
| بافة تغذیهکننده | feeder cable, feeder | بافه/کابلی که خط برقدار را به یک پست برق یا یک پست کلیدزنی متصل میکند متـ . کابل… | مصوب / رسمی |
| بافة تغذیهکننده | feeder cable, feeder | بافه/کابلی که خط برقدار را به یک پست برق یا یک پست کلیدزنی متصل میکند متـ . کابل… | مصوب / رسمی |
| بافة تکرسانا | single-conductor cable | بافه/کابلی که فقط یک هسته دارد متـ . کابل تکرسانا | مصوب / رسمی |
| بافة تکرسانا | single-conductor cable | بافه/کابلی که فقط یک هسته دارد متـ . کابل تکرسانا | مصوب / رسمی |
| بافة چندرسانا | multiconductor cable | بافه/کابلی که بیش از یک رسانا دارد متـ . کابل چندرسانا | مصوب / رسمی |
| بافة چندهسته | multicore cable | بافه/کابلی که بیش از یک هسته دارد متـ . کابل چندهسته | مصوب / رسمی |
| بافة خروجی | output cable | بافه/کابلی که پایانههای یک انباره یا باتری را به بار یا باردهنده (charger) متصل میکند متـ . کابل… | مصوب / رسمی |
| بافة فشاری | pressure cable | بافه/کابلی که عایق آن به کمک فشار شاره ایجاد میشود متـ . کابل فشاری | مصوب / رسمی |
| بافة لولهای | pipe-type cable | نوعی بافه/کابل فشاری که در آن هستهها در درون لولهای، اغلب فولادی و ازپیشنصبشده، کشیده میشوند متـ .… | مصوب / رسمی |
| بافة لولهای | pipe-type cable | نوعی بافه/کابل فشاری که در آن هستهها در درون لولهای، اغلب فولادی و ازپیشنصبشده، کشیده میشوند متـ .… | مصوب / رسمی |
| بافۀ زیرزمینی | underground cable | نوعی خط برق، دارای چند رسانای عایق که در داخل مجرای بافه/ کابل یا لوله مستقیماً در زیر… | مصوب / رسمی |
| بافۀ گازعایق | gas-insulated cable, gas-filled cable | بافهای/ کابلی حاوی گاز فشرده برای عایقبندی و به حداقل رساندن فرایند یونش متـ . کابل گازعایق | مصوب / رسمی |
| بالاترین ولتاژ سامانه | highest voltage of a system | بالاترین مقدار ولتاژ بهرهبرداری برای هر نقطه از سامانۀ الکتریکی که در شرایط کار عادی به تجهیزات آسیب… | مصوب / رسمی |
| برقگیر | arrester, lightning arrester, surge arrester | افزارهای که در برابر صاعقه و خیز و بیشولتاژ از تأسیسات الکتریکی محافظت میکند | مصوب / رسمی |
| برقگیر | arrester, lightning arrester, surge arrester | افزارهای که در برابر صاعقه و خیز و بیشولتاژ از تأسیسات الکتریکی محافظت میکند | مصوب / رسمی |
| برنامهریزی سامانۀ برق | power system planning | بررسی فنی و اقتصادی و تعیین برنامه بهمنظور گسترش سامانۀ برق کشور | مصوب / رسمی |
| برنامهریزی سامانۀ برق | power system planning | بررسی فنی و اقتصادی و تعیین برنامه بهمنظور گسترش سامانۀ برق کشور | مصوب / رسمی |