حوزه واژهها
مهندسی بسپار ـ علوم و فناوری رنگ
چند نمونه از واژههای این حوزه را ببینید و با فیلتر دقیقتر جستوجو کنید.
200 واژه در این حوزه
| واژه | واژه لاتین | تعریف کوتاه | وضعیت |
|---|---|---|---|
| آبژل | hydrogel | کلوئیدی که از ترکیب فاز پراکنده (کلوئید) با فاز پیوسته (آب) تشکیل میشود و محصولی ژلمانند و گرانرو… | مصوب / رسمی |
| آرایشمندی | tacticity | وقوع نظم در پیکربندی بسپارهایی که واحدهای تکرارشوندۀ آنها قابلیت ایجاد نظمی فضاشیمیایی دارند | مصوب / رسمی |
| آزمون خوردگی شتابیافته | accelerated corrosion test | آزمونی که در آن با شبیهسازی محیطی و اضافه کردن مواد خورنده به محیط، اثر خوردگی بر تجهیزات… | مصوب / رسمی |
| آزمون خوردگی شتابیافته | accelerated corrosion test | آزمونی که در آن با شبیهسازی محیطی و اضافه کردن مواد خورنده به محیط، اثر خوردگی بر تجهیزات… | مصوب / رسمی |
| آزمون شارش | flow test | آزمونی برای ارزیابی یا مطالعۀ رفتار شارشی مذابها یا آمیزههای بسپاری | مصوب / رسمی |
| آزمون طول عمر شتابیافته | accelerated life test | آزمونی که در آن با افزودن مواد خورنده به محیط، طول عمر ماده را در زمانی کوتاهتر از… | مصوب / رسمی |
| آزمون طول عمر شتابیافته | accelerated life test | آزمونی که در آن با افزودن مواد خورنده به محیط، طول عمر ماده را در زمانی کوتاهتر از… | مصوب / رسمی |
| آزمون مِهِ نمکی استیکاسید | acetic acid salt fog test, acetic acid salt spray test | نوعی آزمون خوردگی شتابیافته که در آن فلزات آهنی و غیرآهنی با پوشش آلی و غیرآلی در معرض… | مصوب / رسمی |
| آزمون مِهِ نمکی استیکاسید | acetic acid salt fog test, acetic acid salt spray test | نوعی آزمون خوردگی شتابیافته که در آن فلزات آهنی و غیرآهنی با پوشش آلی و غیرآلی در معرض… | مصوب / رسمی |
| آزمون هوازدگی شتابیافته | accelerated weathering | آزمونی برای بررسی اثرات تخریبی عوامل جوّی بر روی فلز ازطریق شبیهسازی در آزمایشگاه | مصوب / رسمی |
| آزمون هوازدگی شتابیافته | accelerated weathering | آزمونی برای بررسی اثرات تخریبی عوامل جوّی بر روی فلز ازطریق شبیهسازی در آزمایشگاه | مصوب / رسمی |
| آزمون هوازدگی مصنوعی | artificial weathering | نوعی آزمون شبیهسازی در آزمایشگاه برای بررسی اثرات عوامل هوازدگی، مانند دما و رطوبت و تابش، بر نمونهها… | مصوب / رسمی |
| آستر بازدارنده | inhibitive primer | رنگهای آستری فلزی که به دلیل وجود رنگدانههای بازدارندۀ معدنی و بهندرت آلی در آنها با انحلالپذیری خود… | مصوب / رسمی |
| آسترپوشه | priming coat | اولین پوشه از سامانهای که بر روی سطح قرار میگیرد | مصوب / رسمی |
| آستری سدکننده | barrier primer | پوشش آستری که با بازدارندگی مقاومتی و افزایش مقاومت الکتریکی بین سطح فلز و برقکاف از خوردگی زیرلایۀ… | مصوب / رسمی |
| آسمایه | mill-base | مخلوطی که از آسیا کردن رزین و حلاّل و رنگدانه و افزودنیها بهدست میآید و از آن برای… | مصوب / رسمی |
| آسمایه | mill-base | مخلوطی که از آسیا کردن رزین و حلاّل و رنگدانه و افزودنیها بهدست میآید و از آن برای… | مصوب / رسمی |
| آسیای پنجغلتکی | five-roll mill | دستگاهی که در آن با عبور آسمایه از میان پنج غلتک با سرعت چرخش متفاوت، رنگدانهها پراکنده میشوند | مصوب / رسمی |
| آسیای پنجغلتکی | five-roll mill | دستگاهی که در آن با عبور آسمایه از میان پنج غلتک با سرعت چرخش متفاوت، رنگدانهها پراکنده میشوند | مصوب / رسمی |
| آسیای چکشی | hammer mill | دستگاهی دارای چند چکش کوچک برای آسیا کردن مواد خشک | مصوب / رسمی |
| آسیای خاری | — | ← خارآس | مصوب / رسمی |
| آسیای ریگی | — | ← ریگآس | مصوب / رسمی |
| آسیای سهغلتکی | three-roll mill | دستگاهی که در آن با عبور آسمایه از میان سه غلتک با سرعت چرخش متفاوت، رنگدانهها پراکنده میشوند | مصوب / رسمی |
| آسیای سهغلتکی | three-roll mill | دستگاهی که در آن با عبور آسمایه از میان سه غلتک با سرعت چرخش متفاوت، رنگدانهها پراکنده میشوند | مصوب / رسمی |
| آسیای شنی | — | ← شنآس | مصوب / رسمی |
| آسیای غلتکی | — | ← غلتاس | مصوب / رسمی |
| آسیای کلوئیدساز | colloid mill | دستگاهی دارای چرخانۀ پرسرعت و ایستانه که در آن نامیزهسازی بین این دو بخش انجام میشود | مصوب / رسمی |
| آلومینیم آندشی | anodized aluminum | آلومینیمی که با فرایند آندش مقاومت به خوردگی آن افزایش مییابد | مصوب / رسمی |
| آمیزه 3 | compound 1 | مخلوطی که از اختلاط یک بسپار مذاب مانند لاستیک یا پلاستیک با مواد دیگر بهکمک یک مخلوطکن به… | مصوب / رسمی |
| آندش | anodizing | فرایندی برقکافتی که در آن لایهای پایدار را که عموماً اکسیدی و دارای خواص محافظتی یا تزیینی است… | مصوب / رسمی |
| آهنگ خوردگی | corrosion rate | میزان خوردگی در واحد زمان | مصوب / رسمی |
| آویز سیرنشده | pendant unsaturation | زنجیری جانبی در یک بسپار که دارای پیوند دوگانه است | مصوب / رسمی |
| اَبیراهی فامی | chromatic aberration | عیبی در عدسی که موجب کانونی شدن فامهای گوناگون نور در نقاط مختلف یک پرتو میشود و طیف… | مصوب / رسمی |
| اتاق افشانش | — | ← اتاق رنگ | مصوب / رسمی |
| اتاق رنگ | spray booth | فضایی بسته یا نیمبسته برای پوشرنگزنی افشانهای قطعات متـ . اتاق افشانش | مصوب / رسمی |
| اتصال عرضی | cross link | شاخهای که بهطور اشتراکی یک زنجیر بسپار را به زنجیر دیگر متصل میکند | مصوب / رسمی |
| اتلاف | dissipation | تبدیل انرژی مکانیکی به گرما براثر اصطکاک در فرایندهای مکانیکی | مصوب / رسمی |
| اتم دستوار | chiral atom | اتمی با چهار گروه متفاوت در مولکولهایی که با تصویر آینهای خود قابل انطباق نیستند | مصوب / رسمی |
| اثربخشی نسبی زیستی | relative biological effectiveness | معیاری برای مقایسۀ تأثیرات نسبی تابشهای یونندۀ مختلف در موجود زنده | مصوب / رسمی |
| اَریخت | amorphous | ویژگی یک جامد غیرمتبلور | مصوب / رسمی |
| اُزونش | ozonization | فرایند آمایش یا آغشتهسازی یا ترکیب کردن با اُزون | مصوب / رسمی |
| افزودنی | additive | مادهای که برای بهبود کارایی فراوردۀ نهایی به مادۀ دیگر میافزایند | مصوب / رسمی |
| افشانش بادی | air spray | نوعی پوشانش افشانهای که در آن مادۀ پوششی براثر اختلاط با هوای فشرده بسیار ریز میشود | مصوب / رسمی |
| افشانش فشاری | airless spraying, hydraulic spraying | فرایندی که در آن پوشرنگ با فشار زیاد از یک روزنه بهصورت ذرات ریز به بیرون رانده میشود | مصوب / رسمی |
| افشانش نامتقارن | split spray | افشانشی نامطلوب که در آن پوشرنگ بهصورت نوارهایی با ضخامتهای نامساوی بر سطح مینشیند | مصوب / رسمی |
| افشانک | nozzle | وسیلهای با دهانهای مناسب برای خروج مخلوط مایع و جامد یا مایع و مایع یا مایع گاز با… | مصوب / رسمی |
| افشانۀ فشاری | airless spray | دستگاهی برای پوششدهی که در آن مادۀ پوششی با فشار زیاد به سر تفنگ رانده میشود و براثر… | مصوب / رسمی |
| اُکسایش | oxidation | واکنشی که در آن ترکیبات یا بنیانها الکترون از دست میدهند | مصوب / رسمی |
| اُکسنده | oxidant, oxidizer, oxidizing agent | مادهای که مادۀ دیگر را اُکسید میکند | مصوب / رسمی |
| اُکسندههای نورشیمیایی | photochemical oxidants | [شیمی، مهندسی بسپار، مهندسی بسپار- تایر، مهندسی بسپار ـ علوم و فنّاورى رنگ] هرنوع مادۀ شیمیایی که در… | مصوب / رسمی |