حوزه واژه‌ها

مهندسی جوشکاری و آزمایش‌های غیرمخرب

چند نمونه از واژه‌های این حوزه را ببینید و با فیلتر دقیق‌تر جست‌وجو کنید.

200 واژه در این حوزه

واژهواژه لاتینتعریف کوتاهوضعیت
آهنگ انتشار شعلهflame propagation rate, rate offlame propagationسرعت حرکت شعله در درون مخلوطی از گازهامصوب / رسمی
اتصال باله‌ایflanged jointنوعی اتصال لبه‌ای که در آن دست‌کم یکی از قطعه‌های اتصال دارای لبة برگشتی استمصوب / رسمی
اتصال باله‌ایflanged jointنوعی اتصال لبه‌ای که در آن دست‌کم یکی از قطعه‌های اتصال دارای لبة برگشتی استمصوب / رسمی
اتصال روی‌هم باله‌ایflanged lap jointنوعی اتصال روی‌هم که در آن دست‌کم یکی از قطعه‌های اتصال باله‌ای استمصوب / رسمی
اتصال روی‌هم باله‌ایflanged lap jointنوعی اتصال روی‌هم که در آن دست‌کم یکی از قطعه‌های اتصال باله‌ای استمصوب / رسمی
اتصال سپری باله‌ایflanged T-jointنوعی اتصال سپری که در آن دست‌کم یکی از قطعه‌های اتصال باله‌ای استمصوب / رسمی
اتصال سپری باله‌ایflanged T-jointنوعی اتصال سپری که در آن دست‌کم یکی از قطعه‌های اتصال باله‌ای استمصوب / رسمی
اتصال سخت‌لحیم سردcold brazed jointنوعی اتصال سخت‌لحیم با پیوند فلزی ناقص ناشی از گرمایش ناکافی فلز پایه، در حین لحیم‌کاری سختمصوب / رسمی
اتصال سخت‌لحیم سردcold brazed jointنوعی اتصال سخت‌لحیم با پیوند فلزی ناقص ناشی از گرمایش ناکافی فلز پایه، در حین لحیم‌کاری سختمصوب / رسمی
اتصال گوشه‌ای باله‌ایflanged corner jointنوعی اتصال گوشه‌ای که در آن دست‌کم یکی از قطعه‌های اتصال باله‌ای استمصوب / رسمی
اتصال گوشه‌ای باله‌ایflanged corner jointنوعی اتصال گوشه‌ای که در آن دست‌کم یکی از قطعه‌های اتصال باله‌ای استمصوب / رسمی
اتصال لب‌به‌لب باله‌ایflanged butt jointنوعی اتصال لب‌به‌لب که در آن دست‌کم یکی از قطعه‌های اتصال باله‌ای استمصوب / رسمی
اتصال لب‌به‌لب باله‌ایflanged butt jointنوعی اتصال لب‌به‌لب که در آن دست‌کم یکی از قطعه‌های اتصال باله‌ای استمصوب / رسمی
اتصال لبه‌ای باله‌ایflanged edge jointنوعی اتصال لبه‌ای که در آن دست‌کم یکی از قطعه‌های اتصال باله‌ای استمصوب / رسمی
اتصال لبه‌ای باله‌ایflanged edge jointنوعی اتصال لبه‌ای که در آن دست‌کم یکی از قطعه‌های اتصال باله‌ای استمصوب / رسمی
اتصال نفوذجزئیpartial joint penetration weldوضعیت یک جوش شیاری‌ که در آن فلز جوش در بخشی از عمق اتصال، به‌میزان مطلوب، نفوذ می‌کندمصوب / رسمی
اتصال نفوذکاملcomplete joint penetration, CJPوضعیت یک جوش شیاری‌ که در آن فلز جوش در سرتاسر عمق اتصال نفوذ می‌کندمصوب / رسمی
اتصال نفوذناقصincomplete joint penetration← نفوذ ناقصمصوب / رسمی
افشانک جمع‌کنندهconstricting nozzleافزاره‌ای در خروجی مشعل قوسیِ ‌پلاسمایی یا طپانچة افشانشیِ پلاسمایی که روزنة جمع‌کننده در آن قرار داردمصوب / رسمی
افشانک جمع‌کنندهconstricting nozzleافزاره‌ای در خروجی مشعل قوسیِ ‌پلاسمایی یا طپانچة افشانشیِ پلاسمایی که روزنة جمع‌کننده در آن قرار داردمصوب / رسمی
الکترود افشانstranded electrodeالکترود مرکب دارای فلز پُرکن، شامل سیم‌های افشانی که برای بهبود خواص مواد یا پایداری قوس یا برای…مصوب / رسمی
الکترود الکتروسرباره‌ایelectroslag welding electrodeفلز پُرکن در مـدار جـوشکاری که جریان را از راهنمای الکترود به سربارة مذاب می‌رساندمصوب / رسمی
الکترود الکتروسرباره‌ایelectroslag welding electrodeفلز پُرکن در مـدار جـوشکاری که جریان را از راهنمای الکترود به سربارة مذاب می‌رساندمصوب / رسمی
الکترود بی‌روکشbare electrodeنوعی الکترود فلزِ پرکُن به‌صورت سیم یا تسمه یا میلة بدون روکشمصوب / رسمی
الکترود بی‌روکشbare electrodeنوعی الکترود فلزِ پرکُن به‌صورت سیم یا تسمه یا میلة بدون روکشمصوب / رسمی
الکترود پشتیبانbackup electrodeالکترودی با سطح تماس بسیار برای تحمل نیروی جوشکاریمصوب / رسمی
الکترود توپودریflux cored electrodeالکترود مرکب لوله‌ای دارای فلز پُرکن، شامل غلافی فلزی و مغزه‌ای از مواد پودری مختلف که سربارة بسیار…مصوب / رسمی
الکترود چرخشیcircular electrodeالکترود با قابلیت چـرخش که در تماس با سطح پیرامـونی است و ازطـریق آن جریان و نیروی جوشکاری…مصوب / رسمی
الکترود روکش‌دارcovered electrode,coated electrodeنوعی الکترود فلزِ پرکُن شامل مغزة فلزی (metal core) و روکش که برای تأمین سرباره یا عناصر آلیاژی…مصوب / رسمی
الکترود روکش‌دارcovered electrode,coated electrodeنوعی الکترود فلزِ پرکُن شامل مغزة فلزی (metal core) و روکش که برای تأمین سرباره یا عناصر آلیاژی…مصوب / رسمی
الکترود روکش‌نازکlightly-coated electrodeنوعی الکترود فلزِ پرکُن شامل یک سیم فلزی با روکش نازکمصوب / رسمی
الکترود روکش‌نازکlightly-coated electrodeنوعی الکترود فلزِ پرکُن شامل یک سیم فلزی با روکش نازکمصوب / رسمی
الکترود غیرمصرفیnonconsumable electrodeالکترودی که در حین جوشکاری ذوب نمی‌شود و نقش فلزِ پرکُن را ندارد، اما گرمای لازم را برای…مصوب / رسمی
الکترود گسیلندهemissive electrodeالکترود فلز پُرکن، شامل مغزه‌ای از الکترود بی‌‌روکش یا الکترود مرکب دارای روکش بسیار نازک برای تولید قوس…مصوب / رسمی
الکترود مرکبcomposite electrodeنوعی الکترود فلز پرکُن چندجزئی که سیم‌های آن ممکن است که تابیده یا لوله‌ای یا روکش‌دار یا مانند…مصوب / رسمی
الکترود مصرفیconsumable electrodeالکترودی که در حین جوشکاری ذوب می‌شود و نقش فلزِ پرکُن را داردمصوب / رسمی
الکترود مغزه‌فلزیmetal cored electrodeالکترود مرکب لوله‌ای دارای فلز پُرکن، شامل غلافی فلزی و مغزه‌ای از مواد پودری فلزی که سربارة بسیار…مصوب / رسمی
الکترود مغزه‌فلزیmetal cored electrodeالکترود مرکب لوله‌ای دارای فلز پُرکن، شامل غلافی فلزی و مغزه‌ای از مواد پودری فلزی که سربارة بسیار…مصوب / رسمی
الکترودگیرcolletگیره‌ای مکانیکی برای ثابت نگهداشتن الکترود در محل مشعل جوشکاری یا برشکاری یا افشانشمصوب / رسمی
انبر الکترودelectrode holderدر جوشکاری مقاومتی، افزاره‌ای مکانیکی برای نگهداری و هدایت جریان الکتریکی به الکترودمصوب / رسمی
اندازة جوش شیاریgroove weld sizeعمق نفوذ اتصال در جوش شیاریمصوب / رسمی
انقباض شعله‌ای—← تنجش شعله‌ایمصوب / رسمی
انقباض شعله‌ای—← تنجش شعله‌ایمصوب / رسمی
انقباض طولی—← تنجش طولیمصوب / رسمی
انقباض عرضی—← تنجش عرضیمصوب / رسمی
انقباض فلز جوش—← تنجش فلز جوشمصوب / رسمی
بازتعمیرdouble repairتعمیری در ناحیة تعمیرشدة قبلی یک جوش کاملمصوب / رسمی
بافة الکترودelectrode lead, electrode cableرسانای ثانویة مدار الکتریکی که انرژی را از منبع تغذیه به نگهدارندة الکترود یا تپانچه یا مشعل انتقال…مصوب / رسمی
برشکاری باریکه‌الکترونیelectron beam cutting, EBCنوعی برشکاری گرمایی که در آن فلز براثر گرمای حاصل از برخورد باریکة الکترون‌های متمرکز پرسرعت بر سطح…مصوب / رسمی
برشکاری باریکه‌الکترونیelectron beam cutting, EBCنوعی برشکاری گرمایی که در آن فلز براثر گرمای حاصل از برخورد باریکة الکترون‌های متمرکز پرسرعت بر سطح…مصوب / رسمی