حوزه واژهها
مهندسی عمران
چند نمونه از واژههای این حوزه را ببینید و با فیلتر دقیقتر جستوجو کنید.
122 واژه در این حوزه
| واژه | واژه لاتین | تعریف کوتاه | وضعیت |
|---|---|---|---|
| آزمایش باربریِ ورقی | plate bearing test | آزمایشی برای تعیین ظرفیت باربری خاک | مصوب / رسمی |
| اتصال 5 | joint 1 | محل به هم پیوستن چند عنصر سازهای | مصوب / رسمی |
| اتصال گویسان | ball joint | اتصالی با سه درجه آزادی دَورانی که لنگر را انتقال نمیدهد | مصوب / رسمی |
| اتصال مفصلی | pin joint | اتصالی که دَوران اعضای متصل به آن در صفحۀ خرپا آزاد باشد | مصوب / رسمی |
| اجرا 1 | construction 1 | فرایند ساخت یا سرهم کردن اجزای سازه | مصوب / رسمی |
| بال 1 | flange | قسمتی از سطح مقطع تیر که در بالا و پایین تیر قرار میگیرد و نقش اصلی آن مقاومت… | مصوب / رسمی |
| برش 8 | shear | حالتی که نیروهای داخلی پدیدآورندۀ آن موجب لغزش یک صفحه بر صفحۀ مجاور شود | مصوب / رسمی |
| پشتبند 2 | buttress 1 | عضوی از سازه که برای تأمین یا افزایش پایداری جانبی دیوار یا سد به کار رود | مصوب / رسمی |
| پشتبنددار | buttressed | دارای پشتبند | مصوب / رسمی |
| پوسته 5 | shell | ورق خمیده | مصوب / رسمی |
| پِی | footing | عضوی از سازه که بار دیوار یا ستون را به خاک منتقل کند | مصوب / رسمی |
| پِی پلهای | stepped footing | نوعی پی که مقطع آن پلهپله تغییر کند | مصوب / رسمی |
| پِی پیوسته | continuous footing | پی مرکبی که بار چند ستون متوالیِ همراستا یا یک دیوار را تحمل کند | مصوب / رسمی |
| پِی شیبدار | sloped footing | پیای که سطح آن بهتدریج تغییر یابد | مصوب / رسمی |
| پِی مرکب | combined footing | چند پِی مرتبط با هم که بار چند ستون را تحمل کنند | مصوب / رسمی |
| پِی منفرد | single footing | نوعی پِی که بار یک ستون را به خاک منتقل کند | مصوب / رسمی |
| پِی نواری | strip footing | نوعی پِی که طول آن از پهنای آن بهمراتب بیشتر باشد | مصوب / رسمی |
| تنش 1 | stress 2 | نیروی وارد بر واحد سطح در نقطهای داخل جسم | مصوب / رسمی |
| تیر 2 | beam 2 | عضوی از سازه که نقش اصلی آن تحمل خَمش است | مصوب / رسمی |
| تیر تیزه | ridge beam | تیری افقی که تیرهای مورب سقف به آن متصل میشود | مصوب / رسمی |
| تیر جانبلند | deep beam | تیری که ارتفاع جان آن نسبت به تیرهای معمولی زیاد است | مصوب / رسمی |
| تیر جعبهای | box girder, box beam | تیری که مقطع آن بهصورت مربع ساخته شود | مصوب / رسمی |
| تیر چنددهانه | multispan beam | تیری سراسری که تعداد تکیهگاههای آن یکی بیشتر از تعداد دهانههای آن باشد | مصوب / رسمی |
| تیر چندلا | sandwich beam, flitch beam, flitch girder | تیری که از لایههای چوبی و فلزی ساخته شده باشد | مصوب / رسمی |
| تیر حلقوی | ring beam | تیری دایرهشکل | مصوب / رسمی |
| تیر خرپایی | trussed beam | تیری که با استفاده از میلههای مهاری فولادی تقویت میشود تا خیز (deflection) آن کاهش یابد | مصوب / رسمی |
| تیر درگاهی | lintel | تیری افقی که بالای هر بازشو مانند در و پنجره برای تحمل وزن قسمت بالادست کار گذاشته شود… | مصوب / رسمی |
| تیر دوسرگیردار | fixed-end beam, built-in beam | تیری که دو سر آن گیردار است | مصوب / رسمی |
| تیر ساده | simple supported beam | تیری که روی دو تکیهگاه ساده قرار گیرد و خَمش و برش را تحمل کند | مصوب / رسمی |
| تیر سراسری | continous beam | تیری یکپارچه که روی چند تکیهگاه قرار گیرد | مصوب / رسمی |
| تیر شیبدار | tapered beam | تیری با سطح مقطع متغیر | مصوب / رسمی |
| تیر شیبدار | tapered beam | تیری با سطح مقطع متغیر | مصوب / رسمی |
| تیر طُرهای | cantilever beam, cantilever | تیری که یک سر آن گیردار و سر دیگر آن آزاد باشد متـ . تیرطُره | مصوب / رسمی |
| تیر فرعی | auxiliary beam | تیری که بار کف را به تیرهای اصلی منتقل کند | مصوب / رسمی |
| تیر گیردارـ ساده | fixed-free beam | تیری که یک سر آن کاملاً گیردار و سر دیگر آن بر روی تکیهگاه ساده قرار گیرد | مصوب / رسمی |
| تیر لانهزنبوری | castellated beam | تیری فلزی که جان آن دارای بازشوهای منظم باشد | مصوب / رسمی |
| تیر ماهیچهدار | haunched beam | تیری که سطح مقطع آن در محلهای مورد نیاز افزایش داده شود | مصوب / رسمی |
| تیر مایل | rafter | تیر شیبدار در سقف ساختمانهای صنعتی | مصوب / رسمی |
| تیر محیطی | spandrel beam | تیر بیرونی در یک سازۀ فولادی یا بتنی که بین دو طبقه قرار گیرد | مصوب / رسمی |
| تیر مرکب | composite beam | تیری متشکل از مصالح ساختمانی مختلف برای استحکام بیشتر | مصوب / رسمی |
| تیر مشبک | lattice girder, lattice beam | تیری که بالهای آن با شبکههای مورب یا موازی به یکدیگر متصل شده باشد | مصوب / رسمی |
| تیر مقطعثابت | — | ← تیر منشوری | مصوب / رسمی |
| تیر منشوری | prismatic beam | تیری منشوریشکل که مقطع آن در طول ثابت باشد متـ . تیر مقطعثابت | مصوب / رسمی |
| تیر مهاری | tie beam | تیری که برای ایجاد پیوستگی در اجزای سازه به کار رود | مصوب / رسمی |
| تیر نَوَردی | rolled beam | تیری که بهصورت یکپارچه ازطریق نَوَرد در کارخانه تولید شود | مصوب / رسمی |
| تیرچه | joist | تیری چوبی یا فلزی که از آن برای انتقال مستقیم بار به تیرهای دیگر استفاده شود | مصوب / رسمی |
| تیرستون | beam column | تیری که خَمش و بار محوری را تحمل میکند | مصوب / رسمی |
| تیرطُره | — | ← تیر طُرهای | مصوب / رسمی |
| تیرک 2 | purlin | تیر افقی که برای تحمل پوشش سقفهای شیبدار به کار رود | مصوب / رسمی |
| تیرورق | plate girder | تیر اصلی که جان آن از ورقههای فلزی با ارتفاع نسبتاً زیاد و بالهای آن معمولاً از ورق… | مصوب / رسمی |