حوزه واژهها
مهندسی محیطزیست و انرژی
چند نمونه از واژههای این حوزه را ببینید و با فیلتر دقیقتر جستوجو کنید.
200 واژه در این حوزه
| واژه | واژه لاتین | تعریف کوتاه | وضعیت |
|---|---|---|---|
| آب آشامیدنی | potable water | آبی که برای نوشیدن دارای کیفیت مناسب است | مصوب / رسمی |
| آب بطری | bottled water | آب آشامیدنی عرضهشده در ظروف پلاستیکی یا شیشهای | مصوب / رسمی |
| آب بهحسابنیامده | unaccounted-for water | تفاوت بین آب تولیدی سالانه و آب مصرفی اندازهگیریشده که ناشی از نشت از شبکه و خطای شمارگر… | مصوب / رسمی |
| آب بهحسابنیامده | unaccounted-for water | تفاوت بین آب تولیدی سالانه و آب مصرفی اندازهگیریشده که ناشی از نشت از شبکه و خطای شمارگر… | مصوب / رسمی |
| آب پاک | clean water | 1. آبی که برای منظور خاصی مانند آشپزی یا شنا یا آشامیدن به اندازۀ کافی پاک باشد 2.… | مصوب / رسمی |
| آبِ پذیرنده | receiving water | رودخانه یا دریاچه یا اقیانوس یا هرگونه آبراهه که فاضلاب یا پساب تصفیهشده در آن تخلیه میشود | مصوب / رسمی |
| آب تأمینی | supply water | آب غالباً تصفیهشدهای که وارد شبکۀ توزیع یا مخزن ذخیره میشود | مصوب / رسمی |
| آبِ توازن | ballast water | آبی که در مخازن کشتیها پس از تخلیۀ بار آنها برای حفظ تعادل بارگیری میشود و معمولاً پسابی… | مصوب / رسمی |
| آب جبرانی | makeup water | آبی که برای جبران کردن اتلاف آب ناشی از تبخیر و نشت و غیره اضافه میشود | مصوب / رسمی |
| آب خالص | pure water | 1. در معنای فنی، آبی که هیچ مادهای در آن حل نشده نباشد 2. در معنای کاربردی، آبی… | مصوب / رسمی |
| آب خام | raw water | آب برداشتی از منابع قبل از هرگونه تصفیه یا مصرف | مصوب / رسمی |
| آب خام | raw water | آب برداشتی از منابع قبل از هرگونه تصفیه یا مصرف | مصوب / رسمی |
| آبِ خنککن | cooling water | آبی که در فرایندهای صنعتی معمولاً برای خنک کردن چگالندهها به کار میرود | مصوب / رسمی |
| آب خنککن تکگذر | once-through cooling water | آبِ خنککنی که تنها یک یا دو بار در سامانه گردش میکند | مصوب / رسمی |
| آب سالم | safe water | آب عاری از مواد سمی و باکتریها و مواد شیمیایی که آشامیدن آن برای سلامتی مضر نباشد، هرچند… | مصوب / رسمی |
| آبِ سبک 2 | soft water | آبی که غلظت نمکهای محلول فلزات دو یا چندظرفیتی آن از حد معینی کمتر باشد | مصوب / رسمی |
| آبِ سخت | hard water | آبی که غلظت املاح محلول فلزات دو یا چند ظرفیتی آن، بهویژه کلسیم و منیزیم، از حد معینی… | مصوب / رسمی |
| آب سطحی 1 | surface water 1 | [زمینشناسی] همۀ آبهای روی سطح زمین ازجمله آبهای شیرین و شور، یخ و برف [محیطزیست] آبی که بهطور… | مصوب / رسمی |
| آب کانیزدوده | demineralized water | آبی که بخش عمدۀ کاتیونها و آنیونهای آن زدوده شده است | مصوب / رسمی |
| آب کانیزدوده | demineralized water | آبی که بخش عمدۀ کاتیونها و آنیونهای آن زدوده شده است | مصوب / رسمی |
| آب مجازی | virtual water, virtual-water content | مقدار آب مصرفشده یا آلودهشده در زنجیرۀ تولید محصول | مصوب / رسمی |
| آب مقطر | distilled water | آب عاری از نمکهای محلول و ذرات کلوئیدی و سایر ناخالصیها که از چگالش بخار آب تولید شده… | مصوب / رسمی |
| آب منبع | source water | 1. آب برداشتشده از منابع پیش از تصفیه یا مصرف 2. آب موجود در طبیعت بهصورت چشمه و… | مصوب / رسمی |
| آب مهاجم | aggressive water | آبی که شاخص لانژلیۀ آن منفی است | مصوب / رسمی |
| آب یونزداییشده | deionized water | آبی که ازطریق فرایند یونزدایی تهیه شده است | مصوب / رسمی |
| آب یونزداییشده | deionized water | آبی که ازطریق فرایند یونزدایی تهیه شده است | مصوب / رسمی |
| آباره | aqueduct | مجرایی انسانساخت و معمولاً مرتفع برای انتقال آب، عموماً در مسیرهای طولانی | مصوب / رسمی |
| آببَرندگی | washout | وضعیتی که در آن جریان بیشازحد سیال موجب خروج جامدات از حوض هوادهی یا زلالساز میشود | مصوب / رسمی |
| آببَرندگی | washout | وضعیتی که در آن جریان بیشازحد سیال موجب خروج جامدات از حوض هوادهی یا زلالساز میشود | مصوب / رسمی |
| آبخوان آزاد | unconfined aquifer, phreatic aquifer, water-table aquifer | آبخوانی که فشاری بر سطح ایستابی آن وارد نمیشود | مصوب / رسمی |
| آبخوان تحتِفشار | confined aquifer | آبخوانی که فشار آب زیرزمینی در آن از فشار جوّ بیشتر است | مصوب / رسمی |
| آبخوان تحتِفشار | confined aquifer | آبخوانی که فشار آب زیرزمینی در آن از فشار جوّ بیشتر است | مصوب / رسمی |
| آبریزگاه صحرایی | borehole latrine, bored-hole latrine, borehole privy | حفرهای که به عمق حدود 6 متر و قطر حدود نیممتر کنده میشود و بهطور موقت بهعنوان آبریزگاه… | مصوب / رسمی |
| آبگرم | thermal water | آب چشمۀ گرم | مصوب / رسمی |
| آبگیری لجن | sludge dewatering, dewatering 2 | فرایند جدا کردن بخشی از آب موجود در لجن | مصوب / رسمی |
| آجر زیستی | biobrick | نوعی آجر حاوی مواد آلی که ازطریق خشکاندن لجن هضمشدۀ فاضلاب شهری تولید میشود | مصوب / رسمی |
| آدمرو | manhole 1 | دریچه یا محفظهای که انسان بتواند از آن وارد یک مخزن یا شبکۀ فاضلاب شود | مصوب / رسمی |
| آزادسوزانی | open burning | سوزاندن پسماند در فضای باز بدون نظارت و واپایش | مصوب / رسمی |
| آزمایش آب | water analysis | آزمایش نمونهای از آب یا فاضلاب در آزمایشگاه برای تعیین نوع یا غلظت یا ویژگیهای زیستی و شیمیایی… | مصوب / رسمی |
| آزمون پایداری | stability test | آزمونی شیمیایی برای تعیین میزان پایداری فاضلاب یا لجن | مصوب / رسمی |
| آزمون تهنشینی | settleability test | آزمونی برای تعیین قابلیت جدا شدن جامدات از مایع در حوض تهنشینی نهایی | مصوب / رسمی |
| آزمون تهنشینی | settleability test | آزمونی برای تعیین قابلیت جدا شدن جامدات از مایع در حوض تهنشینی نهایی | مصوب / رسمی |
| آزمون جامدات تهنشینیپذیر | settleable solids test | آزمونی برای اندازهگیری حجم جامداتی که در یک لیتر نمونه پس از یک ساعت در قیف ایموف تهنشین… | مصوب / رسمی |
| آزمون جامدات تهنشینیپذیر | settleable solids test | آزمونی برای اندازهگیری حجم جامداتی که در یک لیتر نمونه پس از یک ساعت در قیف ایموف تهنشین… | مصوب / رسمی |
| آزمون سمیّت | toxicity test | آزمونی که در آن مادهای با غلظت مشخص را در تماس با اندامگانی خاص قرار میدهند تا میزان… | مصوب / رسمی |
| آستانه تأثیر | threshold limit value, TLV 1 | آن مقدار از آلایندهها در هوا که ممکن است شاغلان روزانه بهطور مکرر در معرض آنها قرار گیرند،… | مصوب / رسمی |
| آستانه تأثیر تماس کوتاهمدت | threshold limit value-short term exposure limit, TLV-STEL | حد مجاز غلظت میانگین وزنی ـ زمانی آلاینده در مدت 15 دقیقه، حتی اگر میانگین 8 ساعته در… | مصوب / رسمی |
| آستانۀ بو | threshold odor, odor threshold | حدی از بوی نمونۀ آب یا گاز که پس از رقیقسازی، برای شامۀ انسان قابل تشخیص باشد | مصوب / رسمی |
| آستر 1 | liner 1 | مجموعهلایههای نفوذناپذیری از پلاستیک ضخیم و رُس و شن که از نفوذ شیرابه به آبهای زیرزمینی جلوگیری میکند | مصوب / رسمی |
| آستر چندسازه | composite liner | آستری از پلاستیک و خاک برای خاکچال | مصوب / رسمی |