حوزه واژهها
مهندسی مخابرات
چند نمونه از واژههای این حوزه را ببینید و با فیلتر دقیقتر جستوجو کنید.
200 واژه در این حوزه
| واژه | واژه لاتین | تعریف کوتاه | وضعیت |
|---|---|---|---|
| آئروگرام | aerogramme, aérogramme (fr.) | نوعی پاکت ـ نامۀ فوری با عنوان چاپیِ Aerogramme ، به شکل ورقۀ کاغذی که لبههای چسبدارِ آن… | مصوب / رسمی |
| آبشاره | cascade | سلسلهفعالیتهای پیوسته در پردازش دادهها که در آن انجام هر مرحله وابسته به وقوع مرحلۀ قبل است | مصوب / رسمی |
| آبشارهسازی | cascading | ترتیب دادن یک سلسله فعالیتهای پیوسته در پردازش دادهها که در آن انجام هر مرحله وابسته به وقوع… | مصوب / رسمی |
| آزمون انطباق | conformance testing/ conformance test, conformity testing | آزمون مطابقت عملکرد یک دستگاه با استانداردهای لازم | مصوب / رسمی |
| آژیر دوردست | remote alarm | آژیری که موقعیتی غیرعادی را در انتهای خط انتقال نشان میدهد | مصوب / رسمی |
| آسیبپذیری | vulnerability | ضعف در طراحی و راهاندازی و عملکرد مدیریت یک سامانه که باعث نقض خطِمشی امنیتی آن سامانه شود | مصوب / رسمی |
| آشکارساز صوتی | acoustic detector | بخشی از گیرنده که وظیفۀ آن وامدوله کردن موج رادیویی مدولهشده به مؤلفههای شنیداری آن است | مصوب / رسمی |
| آلایه | artifact 1/ artefact 1 | اعوجاجها یا سایر اختلالات غیرعمدی و ناخواسته در صوت یا تصویر بازتولیدشده که ناشی از خطاهای انتقال یا… | مصوب / رسمی |
| آمادهبهکار | stand-by | وضعیتی که در آن دستگاه آمادۀ استفاده باشد، ولی از آن استفاده نشود | مصوب / رسمی |
| آنتن | antenna, aerial | افزارهای برای دریافت یا ارسال امواج رادیویی ازطریق تبدیل نشانک/ سیگنال الکترومغناطیسی به الکتریکی و برعکس | مصوب / رسمی |
| آنتن پکود | VSAT antenn | ← پایانۀ کوچکدهانه | مصوب / رسمی |
| آنتنپوش 1 | radome 1 | روکش عایق آنتن برای مصون نگه داشتن آن در برابر عوامل طبیعی | مصوب / رسمی |
| آنتنپوش 1 | radome 1 | روکش عایق آنتن برای مصون نگه داشتن آن در برابر عوامل طبیعی | مصوب / رسمی |
| آهنگ خطای بستک | block error rate, BLER | شمار بستکهایی که در واحد زمانی بهعلت بروز خطا باید دوباره فرستاده شوند | مصوب / رسمی |
| اَبر | cloud | [رایانه و فنّاوری اطلاعات، مهندسی مخابرات] مجموعهای که زیرساخت آن مرکز دادههای دارای قابلیت فراهمسازی سختافزار است و… | مصوب / رسمی |
| ابزار 2 | — | ← افزاره | مصوب / رسمی |
| اتساب | OSI | ← اتصال متقابل سامانههای باز | مصوب / رسمی |
| اتصال 3 | connection | مسیری در شبکۀ مخابرات که نشانک/ سیگنال را از کاربری به کاربر دیگر انتقال میدهد | مصوب / رسمی |
| اتصال ثابت | hardwire | به هم متصل کردن دائمی دو یا چند افزاره ازطریق سیمبندی به جای اتصال موقت آنها با سوده… | مصوب / رسمی |
| اتصال متقابل سامانههای باز | open systems interconnection | الگوی مرجعی که سازمان بینالمللی تدوین استاندارد (ایزو) به عنوان تنها چارچوب پذیرفتهشده برای ارتباط میان سامانههای مختلفی… | مصوب / رسمی |
| اتصال متقابل سامانههای باز | open systems interconnection | الگوی مرجعی که سازمان بینالمللی تدوین استاندارد (ایزو) به عنوان تنها چارچوب پذیرفتهشده برای ارتباط میان سامانههای مختلفی… | مصوب / رسمی |
| اتصال نقطهبهنقطه | point-to-point connection | اتصال بدون وقفه میان یک دستگاه و دستگاه دیگر | مصوب / رسمی |
| اتصال نقطهبهنقطه | point-to-point connection | اتصال بدون وقفه میان یک دستگاه و دستگاه دیگر | مصوب / رسمی |
| اتصالدهندگی | connectivity | قابلیت ایجاد و حفظ اتصال بین دو یا چند نقطه در سامانۀ مخابراتی | مصوب / رسمی |
| اتصالدهنده | connector 1 | افزارهای که نقش میانای فیزیکی را برای بافهها/ کابلهایی مثل بافه/ کابل نوری و هممحور ایفا میکند | مصوب / رسمی |
| اتصالدهندۀ ماده | female connector | اتصالدهندهای که اتصالهای آن درون حفرهای تعبیه شده است و اتصالدهندۀ نر به درون این حفره فرومیرود و… | مصوب / رسمی |
| اتصالدهندۀ نر | male connector | اتصالدهندهای متناظر با اتصالدهندۀ ماده که زائدۀ برجستۀ آن درون حفرۀ اتصالدهندۀ ماده قرار میگیرد تا اتصال الکتریکی… | مصوب / رسمی |
| اتلاف انتقال شبکهای | via net loss, VNL | مؤلفهای که در طراحی شبکههای انتقال با پیشبینی و تخصیص اتلاف در بخشهای مختلف شبکه لحاظ میشود | مصوب / رسمی |
| اتلاف انتقال شبکهای | via net loss, VNL | مؤلفهای که در طراحی شبکههای انتقال با پیشبینی و تخصیص اتلاف در بخشهای مختلف شبکه لحاظ میشود | مصوب / رسمی |
| اتلاف جوّی | atmospheric loss | تضعیف نشانک رادیویی براثر جذب در مولکولهای اکسیژن و بخار آب موجود در جوّ | مصوب / رسمی |
| اجازه | authorization | مجاز شمردن کاربر در دستیابی به دادهها یا استفاده از سامانه | مصوب / رسمی |
| ارتباط دادهای | data communication | نوعی ارتباط که با انتقال دادهها صورت میگیرد | مصوب / رسمی |
| ارتباط سهطرفه | — | ← خدمات ارتباط سهطرفه | مصوب / رسمی |
| ارتباط نقطهبهچندنقطه | Point-to-multipoint communication | انتقال اطلاعات از یک افزاره یا نقطه به چند افزاره یا چند نقطه | مصوب / رسمی |
| ارتباط نقطهبهچندنقطه | Point-to-multipoint communication | انتقال اطلاعات از یک افزاره یا نقطه به چند افزاره یا چند نقطه | مصوب / رسمی |
| ارتباطات تنگذر | human body communication | ارتباطاتی که در آن بدن انسان نقش مسیر ارتباطی برای ارسال داده را ایفا میکند اختـ . اَرتگ… | مصوب / رسمی |
| ارتباطات تنگذر | human body communication | ارتباطاتی که در آن بدن انسان نقش مسیر ارتباطی برای ارسال داده را ایفا میکند اختـ . اَرتگ… | مصوب / رسمی |
| ارتباطات دادهای | data communications | ارسال و دریافت دادهها در درون شبکۀ دادهورزی که غالباً شامل عملیاتی چون رمزبندی و رمزگشایی و اعتبارسنجی… | مصوب / رسمی |
| ارتباطات دوطرفه | two-way communications, half-duplex communications | ارتباط میان دو ایستگاه بهنحویکه هر دو قادر به دریافت و ارسال پیام باشند | مصوب / رسمی |
| ارتباطات رادیویی | radiocommunications | انتقال اطلاعات ازطریق امواج الکترومغناطیسی | مصوب / رسمی |
| ارتباطات کوتاهبُرد | short-range communication | هر فرایند انتقال اطلاعات که بُرد آن در محدودۀ چند میلیمتر تا چندصد متر باشد اختـ . اَرَک… | مصوب / رسمی |
| ارتباطات کوتاهبُرد | short-range communication | هر فرایند انتقال اطلاعات که بُرد آن در محدودۀ چند میلیمتر تا چندصد متر باشد اختـ . اَرَک… | مصوب / رسمی |
| ارتباطات کوتاهبُرد اختصاصی | dedicated short-range communication | نوعی خدمات کوتاهبُرد بیسیم که بهطور اختصاصی برای ایجاد پیوند بیسیم میان دو وسیلۀ نقلیه یا وسیلۀ نقلیه… | مصوب / رسمی |
| ارتباطات کوتاهبُرد اختصاصی | dedicated short-range communication | نوعی خدمات کوتاهبُرد بیسیم که بهطور اختصاصی برای ایجاد پیوند بیسیم میان دو وسیلۀ نقلیه یا وسیلۀ نقلیه… | مصوب / رسمی |
| ارتباطات متناوب دوطرفه | two-way alternate communications | انتقال ناهمزمان و دوسویۀ داده در یک مجرای انتقال | مصوب / رسمی |
| ارتباطات میداننزدیک | near field communication | ارتباطات کوتاهبُرد بیسیم و بدون تماس که در آن با استفاده از میدانهای الکتریکی میداننزدیک یا میدانهای الکترومغناطیسی… | مصوب / رسمی |
| ارتباطات میداننزدیک | near field communication | ارتباطات کوتاهبُرد بیسیم و بدون تماس که در آن با استفاده از میدانهای الکتریکی میداننزدیک یا میدانهای الکترومغناطیسی… | مصوب / رسمی |
| ارتباطات همزمان دوطرفه | two-way simultaneous communications, both-way simultaneous communications | انتقال همزمان و دوسویۀ داده در یک مسیر انتقال | مصوب / رسمی |
| ارتباطات همزمان دوطرفه | two-way simultaneous communications, both-way simultaneous communications | انتقال همزمان و دوسویۀ داده در یک مسیر انتقال | مصوب / رسمی |
| ارتقا | upgrading 1 | فرایند جانشین کردن سختافزارها یا نرمافزارهای جدید به جای اجزای سامانۀ قدیمی، برای روزآمد کردن آن سامانه | مصوب / رسمی |