حوزه واژهها
مهندسی منابع طبیعی
چند نمونه از واژههای این حوزه را ببینید و با فیلتر دقیقتر جستوجو کنید.
200 واژه در این حوزه
| واژه | واژه لاتین | تعریف کوتاه | وضعیت |
|---|---|---|---|
| آب باران | rainwater | آبی که بهصورت باران از ابرها فرو میبارد و صرفنظر از گازهایی که ممکن است در آن محلول… | مصوب / رسمی |
| آب منابع | source water | آب خام تصفیهنشدهای که از آبهای زیرزمینی باکیفیت یا دریاچهها یا رودخانهها به دست میآید و بعد از… | مصوب / رسمی |
| آبآیند | hydrosere | پیایندی که در رویشگاه آبی به وجود میآید | مصوب / رسمی |
| آبآیند | hydrosere | پیایندی که در رویشگاه آبی به وجود میآید | مصوب / رسمی |
| آبخیز | — | ← حوضۀ آبریز | مصوب / رسمی |
| آبخیزداری | watershed management | مطالعۀ ویژگیهای یک حوضۀ آبخیز و فرایند بررسی و اجرای طرحها و برنامهها با هدف توزیع پایدار منابع… | مصوب / رسمی |
| آبریز | — | ← حوضۀ آبریز | مصوب / رسمی |
| آبزیپروری 2 | aquaculture 2, fishfarming, mariculture 1, pisciculture | پرورش ماهی و صدف خوراکی و گیاهان آبزی در آبهای شیرین یا شور، تحت شرایط واپایششده | مصوب / رسمی |
| آبزیپروری 2 | aquaculture 2, fishfarming, mariculture 1, pisciculture | پرورش ماهی و صدف خوراکی و گیاهان آبزی در آبهای شیرین یا شور، تحت شرایط واپایششده | مصوب / رسمی |
| آبگیر حفاظتی | conservation pool | حداقل آبی که برای کاربردهای گوناگون، از جمله تفریح و حفاظت از حیاتوحش، در پشت سد نگه داشته… | مصوب / رسمی |
| آتشبُر | fire line/ fireline | هر نواری از زمین که برای مهار گسترش آتش از هرگونه مواد آتشگیر پاک شده باشد | مصوب / رسمی |
| آتشبُر | fire line/ fireline | هر نواری از زمین که برای مهار گسترش آتش از هرگونه مواد آتشگیر پاک شده باشد | مصوب / رسمی |
| آتشبُر سردستی | scratch line | نوعی آتشبُر ناقص که با شتاب بهعنوان ابزاری اضطراری برای جلوگیری از گسترش حریق احداث میشود | مصوب / رسمی |
| آتشبُر سردستی | scratch line | نوعی آتشبُر ناقص که با شتاب بهعنوان ابزاری اضطراری برای جلوگیری از گسترش حریق احداث میشود | مصوب / رسمی |
| آتشبند 1 | fire guard | مانعی که با دست یا ابزارهای مکانیکی برای توقف یا کند کردن گسترش آتش ساخته میشود و در… | مصوب / رسمی |
| آتشبند 1 | fire guard | مانعی که با دست یا ابزارهای مکانیکی برای توقف یا کند کردن گسترش آتش ساخته میشود و در… | مصوب / رسمی |
| آتشپناه | fire shelter, forest fire shelter | ازجمله تجهیزات حفاظتی شخصی که آتشنشانان در هنگام حریق برای حفاظت خود از شعلههای آتش به کار میبرند | مصوب / رسمی |
| آتشپناه | fire shelter, forest fire shelter | ازجمله تجهیزات حفاظتی شخصی که آتشنشانان در هنگام حریق برای حفاظت خود از شعلههای آتش به کار میبرند | مصوب / رسمی |
| آتشدام | fire trap | انباشتهای از مواد آتشزا که برای آتشنشانها بسیار خطرناک است | مصوب / رسمی |
| آتشدام | fire trap | انباشتهای از مواد آتشزا که برای آتشنشانها بسیار خطرناک است | مصوب / رسمی |
| آتشزا | firebrand | هر مادۀ مشتعلی که بتواند باعث حریق شود | مصوب / رسمی |
| آتشزا | firebrand | هر مادۀ مشتعلی که بتواند باعث حریق شود | مصوب / رسمی |
| آرایش پوشش گیاهی | vegetation formations | واحدهای پوشش گیاهی طبیعی در مناطق جغرافیایی متمایز و وسیع و با سیمای یکسان متـ . آرایش گیاهی | مصوب / رسمی |
| آرایش گیاهی | — | ← آرایش پوشش گیاهی | مصوب / رسمی |
| آزادسازی 2 | liberation, release 1 | ← برش آزادسازی | مصوب / رسمی |
| آسیب بومشناختی | ecological damage | هرنوع آسیبی که به یک بومسازگان وارد آید | مصوب / رسمی |
| آسیب بومشناختی | ecological damage | هرنوع آسیبی که به یک بومسازگان وارد آید | مصوب / رسمی |
| آسیب حریق | fire damage | تأثیری که حریق بر کاربری زمین وارد میکند و ازنظر مدیریت جنگل ویرانگر محسوب میشود | مصوب / رسمی |
| آسیبشناس جنگل | forest pathologist | متخصص آسیبشناسی جنگل | مصوب / رسمی |
| آسیبشناسی جنگل | forest pathology | شاخهای از علوم جنگل که به بررسی بیماریها و ناهنجاریهای درختان جنگل اختصاص دارد | مصوب / رسمی |
| آشیان بالفعل،کُنام بالفعل | realized niche | بخشی از آشیان پایه که در عمل یک گونه آن را اشغال کرده است | مصوب / رسمی |
| آشیان بالقوه،کُنام بالقوه | potential niche | محیطی که بهدلیل شرایط مناسب احتمال حضور یک گونه در آن زیاد است | مصوب / رسمی |
| آشیان بومشناختی،کُنام بومشناختی | ecological niche | مجموعهویژگیهای زیستمحیطی، اعم از شیمیایی و فیزیکی و زیستشناختی، که در تعیین جایگاه یک اندامگان یا گونه در… | مصوب / رسمی |
| آشیان بومشناختی،کُنام بومشناختی | ecological niche | مجموعهویژگیهای زیستمحیطی، اعم از شیمیایی و فیزیکی و زیستشناختی، که در تعیین جایگاه یک اندامگان یا گونه در… | مصوب / رسمی |
| آشیان پایه،کُنام پایه | fundamental niche | آشیان بالقوهای که، صرفنظر از رقابت بینگونهای و شکار، برای حیات یک گونه مناسب است | مصوب / رسمی |
| آشیان،کُنام | niche | محیطزیست منحصربهفردی که یک اندامگان برای بقا به آن نیاز دارد | مصوب / رسمی |
| آشیانه،لانه | nest | ساختاری که در آن جانوران، بهویژه پرندگان، تخم میگذارند یا تولیدمثل میکنند | مصوب / رسمی |
| آشیانهداری،لانهداری | nesting | فعالیتهایی که در آشیانه انجام میشود، شامل آشیانهسازی و تخمگذاری و پرواز دادن جوجهها | مصوب / رسمی |
| آشیانهداری،لانهداری | nesting | فعالیتهایی که در آشیانه انجام میشود، شامل آشیانهسازی و تخمگذاری و پرواز دادن جوجهها | مصوب / رسمی |
| آشیانهساز،لانهساز | nest builder | جانوری که به آشیانهسازی میپردازد | مصوب / رسمی |
| آشیانهساز،لانهساز | nest builder | جانوری که به آشیانهسازی میپردازد | مصوب / رسمی |
| آشیانهسازی،لانهسازی | nest building | رفتار جانور در ساخت آشیانه برای تخمگذاری یا تولیدمثل | مصوب / رسمی |
| آشیانهسازی،لانهسازی | nest building | رفتار جانور در ساخت آشیانه برای تخمگذاری یا تولیدمثل | مصوب / رسمی |
| آشیانهگاه،لانهگاه | nesting site | جایی که پرنده در آن آشیانه میسازد | مصوب / رسمی |
| آشیانهگاه،لانهگاه | nesting site | جایی که پرنده در آن آشیانه میسازد | مصوب / رسمی |
| آفتابسوختگی | sunscald/ sun scald | مرگ بافت گیاه براثر تابش شدید آفتاب | مصوب / رسمی |
| آفتابسوختگی | sunscald/ sun scald | مرگ بافت گیاه براثر تابش شدید آفتاب | مصوب / رسمی |
| آفتابسوختگی زمستانی | winter sunscald, winter bark-scorch | آسیب موضعی به پوست و بُنلاد ناشی از یخزدگی پس از گرمای غیرمنتظره در زمستان | مصوب / رسمی |
| آفتابسوختگی زمستانی | winter sunscald, winter bark-scorch | آسیب موضعی به پوست و بُنلاد ناشی از یخزدگی پس از گرمای غیرمنتظره در زمستان | مصوب / رسمی |
| آفتکُش | pesticide | مادهای که آفتهای گیاهی و جانوری را از بین میبرد | مصوب / رسمی |