حوزه واژهها
مهندسی مواد و متالورژی
چند نمونه از واژههای این حوزه را ببینید و با فیلتر دقیقتر جستوجو کنید.
200 واژه در این حوزه
| واژه | واژه لاتین | تعریف کوتاه | وضعیت |
|---|---|---|---|
| آبزنی | water blasting | پاشیدن آب با فشار زیاد برای تمیز کردن و زدودن پوسته و زواید | مصوب / رسمی |
| آبسردایش | water quenching | سرد کردن سریع با استفاده از آب بهعنوان مادۀ سردکننده | مصوب / رسمی |
| آبسردایش | water quenching | سرد کردن سریع با استفاده از آب بهعنوان مادۀ سردکننده | مصوب / رسمی |
| آبکاری | electroplating, plating 1 | نشاندن لایۀ بسیار نازکی از فلز مقاوم بر فلز دیگر با برقکافت محلولهای برقکاف | مصوب / رسمی |
| آبکاری | electroplating, plating 1 | نشاندن لایۀ بسیار نازکی از فلز مقاوم بر فلز دیگر با برقکافت محلولهای برقکاف | مصوب / رسمی |
| آبکاری اولیه | strike plating | نشاندن لایهای نازک در فرایند آبکاری پیش از پوششدهی نهایی | مصوب / رسمی |
| آبکاری اولیه | strike plating | نشاندن لایهای نازک در فرایند آبکاری پیش از پوششدهی نهایی | مصوب / رسمی |
| آبکاری براق | bright plating | نوعی آبکاری که در نتیجۀ آن سطحی صاف و براق و بینیاز از پرداخت به دست میآید | مصوب / رسمی |
| آبکاری براق | bright plating | نوعی آبکاری که در نتیجۀ آن سطحی صاف و براق و بینیاز از پرداخت به دست میآید | مصوب / رسمی |
| آبکاری بشکهای | barrel plating | نوعی آبکاری که در استوانه یا بشکۀ گردان و مشبک در کنار یک برقکاف انجام میشود | مصوب / رسمی |
| آبکاری بشکهای | barrel plating | نوعی آبکاری که در استوانه یا بشکۀ گردان و مشبک در کنار یک برقکاف انجام میشود | مصوب / رسمی |
| آبکاری غوطهای | immersion plating, dip plating, metal replacement | نوعی آبکاری ازطریق ایجاد پوشش فلزی با استفاده از واکنش جابهجایی که در آن یک فلز جانشین فلز… | مصوب / رسمی |
| آبکاری غوطهای | immersion plating, dip plating, metal replacement | نوعی آبکاری ازطریق ایجاد پوشش فلزی با استفاده از واکنش جابهجایی که در آن یک فلز جانشین فلز… | مصوب / رسمی |
| آبکاری قلمی | brush plating | نوعی آبکاری که در آن کار آند و محلول را قلممو یا تیغه انجام میدهد | مصوب / رسمی |
| آبکاری قلمی | brush plating | نوعی آبکاری که در آن کار آند و محلول را قلممو یا تیغه انجام میدهد | مصوب / رسمی |
| آبکاری گزینشی | selective plating | نوعی آبکاری که در آن بعضی از قسمتهای قطعه که نباید آبکاری شود با مادهای نارسانا پوشانده میشود… | مصوب / رسمی |
| آبکاری گزینشی | selective plating | نوعی آبکاری که در آن بعضی از قسمتهای قطعه که نباید آبکاری شود با مادهای نارسانا پوشانده میشود… | مصوب / رسمی |
| آبیکاری | blueing/ bluing | قرار دادن سطح زنگارزداییشدۀ آلیاژ آهنی در معرض هوا یا بخار آب، یا مواد دیگر در دمای مناسب… | مصوب / رسمی |
| آبیکاری | blueing/ bluing | قرار دادن سطح زنگارزداییشدۀ آلیاژ آهنی در معرض هوا یا بخار آب، یا مواد دیگر در دمای مناسب… | مصوب / رسمی |
| آخال | inclusion 1 | مواد جامدی، مانند اکسیدها و سیلیکاتها و تنگستنها و سولفیـدها و سربـارههای حبسشده بین فلز جوش و فلز… | مصوب / رسمی |
| آخال شیمیایی | indigenous inclusion | آخالی که ازطریق واکنشهای شیمیایی در زمان ذوب تشکیل میشود | مصوب / رسمی |
| آخال مکانیکی | exogenous inclusion | آخالی که با باردهی مواد وارد مذاب میشود، مانند ماسه و مواد نسوز | مصوب / رسمی |
| آزمایش خَمِش | bending test | آزمایش سنجش مقاومت مواد در برابر خم شدن، تا قبل از پاره شدن، یا نیروی لازم برای خم… | مصوب / رسمی |
| آزمون جوشپذیری | weldability test | آزمونی برای سنجش جوشپذیری یک ماده | مصوب / رسمی |
| آزمون جوشپذیری | weldability test | آزمونی برای سنجش جوشپذیری یک ماده | مصوب / رسمی |
| آزمون شکست | fracture test | آزمونی که در آن نمونه را میشکنند و با چشم غیرمسلح یا با ریزبین/ میکروسکوپ معمولی ترکیب و… | مصوب / رسمی |
| آسپخت | austempering | فرایندی در عملیات حرارتی فولاد که در آن فولادی که پیش از این تا بالای دامنۀ دگرگونی (transformation… | مصوب / رسمی |
| آسپخت | austempering | فرایندی در عملیات حرارتی فولاد که در آن فولادی که پیش از این تا بالای دامنۀ دگرگونی (transformation… | مصوب / رسمی |
| آستر 2 | lining 1 | لایهای ضخیم از مواد نسوز در داخل کورهها و پاتیلها و ظرفهایی که در معرض حرارت زیاد قرار… | مصوب / رسمی |
| آسترکاری | lining 2 | ایجاد لایۀ ضخیم فلز مقاوم در برابر سایش، در آسیابها | مصوب / رسمی |
| آلومیناپوشی | aluminizing | فرایندی برای ایجاد اکسید ضخیم آلومینیم بر روی قطعات که ازطریق انجماد سطحی آلومینیم بر روی قطعه، همراه… | مصوب / رسمی |
| آلیاژ حافظهدار | memory alloy | آلیاژی که میتواند پس از تغییر شکل، براثر حرارت یا عوامل دیگر فیزیکی، به شکل اولیۀ خود برگردد… | مصوب / رسمی |
| آلیاژ حافظهدار | memory alloy | آلیاژی که میتواند پس از تغییر شکل، براثر حرارت یا عوامل دیگر فیزیکی، به شکل اولیۀ خود برگردد… | مصوب / رسمی |
| آلیاژ ریختگی | casting alloy | موادی فلزی که برای شکلریزی یا ریختهگری شکلی (shape casting) به کار میروند | مصوب / رسمی |
| آلیاژ زودگداز | fusible alloy | آلیاژی فلزی که بهآسانی و عموماً زیر دمای 100 درجه ذوب میشود و در دمای نسبتاً پایین شکلپذیری… | مصوب / رسمی |
| آند بیاثر | inert anode | آندی که در برقکاف نامحلول است و فقط واکنشهای آندی بر سطح آن انجام میشود | مصوب / رسمی |
| آند بیاثر | inert anode | آندی که در برقکاف نامحلول است و فقط واکنشهای آندی بر سطح آن انجام میشود | مصوب / رسمی |
| آندش | anodizing | فرایندی برقکافتی که در آن لایهای پایدار را که عموماً اکسیدی و دارای خواص محافظتی یا تزیینی است… | مصوب / رسمی |
| آندش سخت | hard anodizing | فرایند فلزپوشی ازطریق اکسایش آندی که در آن برقکافت با شدت جریان بالا و دمای پایین انجام میشود… | مصوب / رسمی |
| آهنگ ریختهگری | casting rate | میانگین شمار قطعات ریختگی قابلتولید در یک ساعت عملیات یکنواخت | مصوب / رسمی |
| آهنگ ریختهگری | casting rate | میانگین شمار قطعات ریختگی قابلتولید در یک ساعت عملیات یکنواخت | مصوب / رسمی |
| اَبَرآلیاژ | superalloy | آلیاژی که ازنظر اکسایش و حفظ استحکام در مقابل حرارتِ بیش از یکسومِ نقطۀ ذوب خود مقاوم باشد | مصوب / رسمی |
| اَبَرآلیاژ نیکلی | nickel-based superalloy | اَبَرآلیاژی که بیش از 50 درصد وزن آن عنصر نیکل باشد | مصوب / رسمی |
| ازدیاد طول | — | ← کشامد | مصوب / رسمی |
| استحکام خَمِشی | bending strength | مقاومت جسم در آزمایش خمش تا قبل از گسیختن | مصوب / رسمی |
| افشانک | nozzle | وسیلهای با دهانهای مناسب برای خروج مخلوط مایع و جامد یا مایع و مایع یا مایع گاز با… | مصوب / رسمی |
| اکسیژنزدایی 1 | deoxidizing | خارج کردن اکسیژن اضافی از فلز مذاب، معمولاً با افزودن موادی که میل ترکیبی بیشتری با اکسیژن دارند | مصوب / رسمی |
| اکسیژنزدایی 1 | deoxidizing | خارج کردن اکسیژن اضافی از فلز مذاب، معمولاً با افزودن موادی که میل ترکیبی بیشتری با اکسیژن دارند | مصوب / رسمی |
| انجماد 2 | solidification | تغییر حالت ماده از مایع به جامد | مصوب / رسمی |
| انجماد جهتدار | directional solidification | انجمادی که در آن رشد دانهای بهصورت واپایششده و از یک سمت به سمت دیگر جهت یافته باشد | مصوب / رسمی |