حوزه واژهها
مهندسی مکانیک
چند نمونه از واژههای این حوزه را ببینید و با فیلتر دقیقتر جستوجو کنید.
190 واژه در این حوزه
| واژه | واژه لاتین | تعریف کوتاه | وضعیت |
|---|---|---|---|
| آئرواستاتیک | — | ← هواایستایی | مصوب / رسمی |
| آهنگ شارش اسمی | — | ← آهنگ شارش نامی | مصوب / رسمی |
| آهنگ شارش نامی | nominal flow rate, rated flow | بیشینة آهنگ شارش در یک سامانة هیدرولیکی که در آن دستگاه مطابق با شرایط طراحیشده کار میکند متـ… | مصوب / رسمی |
| ارتعاش شارشزاد | flow-induced vibration | ارتعاش القاشده به یک جسم ناشی از شارش ناپایا | مصوب / رسمی |
| ارتعاش شارشزاد | flow-induced vibration | ارتعاش القاشده به یک جسم ناشی از شارش ناپایا | مصوب / رسمی |
| اصطکاک تَر | wet friction, lubricated friction | اصطکاک میان دو جسم هنگامی که بین آن دو سیال وجود داشته باشد | مصوب / رسمی |
| اصطکاک خشک | dry friction | اصطکاک میان دو جسم هنگامی که بین آن دو هیچ سیالی وجود نداشته باشد | مصوب / رسمی |
| انتقال جرم | mass transfer | جابهجایی جـرم براثر شارش یا گرادیان غلظت | مصوب / رسمی |
| انرژی انتقال | transport energy | ← انرژی همرفتی | مصوب / رسمی |
| انرژی شارش | flow energy | ← انرژی همرفتی | مصوب / رسمی |
| انرژی همرفتی | convected energy | کار لازم برای گذر دادن جرم از مرز حجم واپایی (control volume) متـ . انرژی شارش flow energy،… | مصوب / رسمی |
| برخورد | impact | تماس میان دو جسم که در جریان آن تکانه از یک جسم به جسم دیگر منتقل میشود | مصوب / رسمی |
| برخورد مایل | oblique impact | برخوردی که در آن سرعت دو جسم در لحظة برخورد در یک راستا نیست | مصوب / رسمی |
| برخورد مستقیم | direct impact | برخوردی که در آن سرعت دو جسم در لحظة برخورد در یک راستاست | مصوب / رسمی |
| پمپ شارشمحوری | axial-flow pump | پمپی که حرکت مایع در آن موازی با محور چرخش پرههاست متـ . پمپ محوری | مصوب / رسمی |
| پمپ شارشمحوری | axial-flow pump | پمپی که حرکت مایع در آن موازی با محور چرخش پرههاست متـ . پمپ محوری | مصوب / رسمی |
| پمپ محوری | — | ← پمپ شارشمحوری | مصوب / رسمی |
| تُرد | brittle | ویژگی مادهای که بدون تغییر شکل دائمی بهطور ناگهانی میشکند | مصوب / رسمی |
| تُردی | brittleness | قابلیت شکسته شدن ناگهانی ماده بدون تغییر شکل دائمی | مصوب / رسمی |
| جدایش شارش | flow separation | پدیدة صفر شدن سرعت شاره در لایة مرزی در نقطهای غیر از نقطة سکون که، بهواسطة افزایش فشار… | مصوب / رسمی |
| جدایش لایهمرزی | boundary layer separation | ← جدایش شارش | مصوب / رسمی |
| جدایش لایهمرزی | boundary layer separation | ← جدایش شارش | مصوب / رسمی |
| جریان مجراروباز | open-channel flow | شارش مایع در مجرای روباز | مصوب / رسمی |
| جسم دگرشکلپذیر | deformable body | جسمی که تحت تأثیر بار خارجی شکل یا اندازة آن تغییر میکند | مصوب / رسمی |
| جسم دگرشکلپذیر | deformable body | جسمی که تحت تأثیر بار خارجی شکل یا اندازة آن تغییر میکند | مصوب / رسمی |
| جسم صُلب | rigid body | جسمی که تحت تأثیر بار خارجی شکل و اندازة آن تغییر نمیکند | مصوب / رسمی |
| حرکت پرتابی | projectile motion | حرکت هر جسم پرتابشده تحت تأثیر گرانش | مصوب / رسمی |
| دیداریسازی شارش | flow visualization | هر شیوهای که بهکمک آن الگوهای شارش قابل دیدن شود | مصوب / رسمی |
| دیداریسازی شارش | flow visualization | هر شیوهای که بهکمک آن الگوهای شارش قابل دیدن شود | مصوب / رسمی |
| دینامیک سیالات | — | ← دینامیک شارهها | مصوب / رسمی |
| دینامیک شارهها | fluid dynamics | علم بررسی حرکت شارهها متـ . دینامیک سیالات | مصوب / رسمی |
| دینامیک شارهها | fluid dynamics | علم بررسی حرکت شارهها متـ . دینامیک سیالات | مصوب / رسمی |
| زاویة اصطکاک | angle of friction, friction angle | زاویة میان راستای عمود بر سطح تماس و نیروی عکسالعمل سطح | مصوب / رسمی |
| زاویة اصطکاک ایستایی | angle of static friction | زاویة میان نیروی برایند و راستای عمود بر سطح در محل تماس دو جسم در آستانة حرکت | مصوب / رسمی |
| زاویة اصطکاک جنبشی | angle of kinetic friction | زاویة اصطکاک هنگامی که یک جسم در حال حرکت بر روی جسم دیگر باشد | مصوب / رسمی |
| سامانة چندجسمی | multibody system | سامانهای متشکل از دو یا چند جسم | مصوب / رسمی |
| سپرک عرضی | cross-flow baffle | هریک از صفحات لولهگیر در تبادلگر گرمایی پوستهلوله (shell and tube heat exchanger) که با هدایت شارش در… | مصوب / رسمی |
| شارش آزاد مولکولی | free-molecular flow | شارشی که در آن مسافت آزاد میانگین مولکولی بزرگتر از طول مشخصة (characteristic length) شارش است | مصوب / رسمی |
| شارش اَبَربحرانی مجراروباز | supercritical channel flow | نوعی شارش مجراروباز که عدد فرود آن بیش از یک است | مصوب / رسمی |
| شارش اصطکاکی | frictional flow | شارشی که در آن بخش قابلتوجهی از انرژی شاره، بهدلیل وجود اصطکاک، بهصورت گرما تلف میشود | مصوب / رسمی |
| شارش بازچرخشی | recirculating flow | شارشی که در آن ذرات شاره در مسیر بسته میچرخند | مصوب / رسمی |
| شارش بحرانی مجراروباز | critical channel flow | نوعی شارش مجراروباز که عدد فرود آن یک است | مصوب / رسمی |
| شارش برشآزاد | free-shear flow | نوعی شارش برشی که در آن شاره مستقیماً با مرز جامد در تماس نیست | مصوب / رسمی |
| شارش برشآزاد | free-shear flow | نوعی شارش برشی که در آن شاره مستقیماً با مرز جامد در تماس نیست | مصوب / رسمی |
| شارش برشی | shear flow, shear layer | 1. در مکانیک سیالات، شارشی که در آن تنش برشی وجود دارد 2. در مکانیک جامدات، حاصلضرب تنش… | مصوب / رسمی |
| شارش بیرونی | external flow | شارش شاره بر سطح بیرونی جسم | مصوب / رسمی |
| شارش پایا | steady flow | شارشی که در آن ویژگیهای شاره، مانند فشار و دما و سرعت، با زمان تغییر نمیکند | مصوب / رسمی |
| شارش تپشی | pulsating flow, pulsatile flow | نوعی شارش محصور که در آن فشار و آهنگ شارش بهصورت تناوبی تغییر میکند | مصوب / رسمی |
| شارش تراکمپذیر | compressible flow | نوعی شارش که در آن چگالی شاره، با تغییر قابل ملاحظة سرعت، تغییر میکند | مصوب / رسمی |
| شارش تراکمپذیر | compressible flow | نوعی شارش که در آن چگالی شاره، با تغییر قابل ملاحظة سرعت، تغییر میکند | مصوب / رسمی |