حوزه واژه‌ها

مهندسی نقشه‌برداری

چند نمونه از واژه‌های این حوزه را ببینید و با فیلتر دقیق‌تر جست‌وجو کنید.

200 واژه در این حوزه

واژهواژه لاتینتعریف کوتاهوضعیت
آزمون نقشهmap testهر شیوه‌ای که برای آزمودن یا بازبینی درستی نقشه به کار رودمصوب / رسمی
آستانه‌گذاری تصویرimage thresholdingروشی برای بخش‌بندی (segmentation) تصویر که در آن برای درجات خاکستری تصویر آستانه‌هایی تعیین می‌کنندمصوب / رسمی
آستانه‌گذاری تصویرimage thresholdingروشی برای بخش‌بندی (segmentation) تصویر که در آن برای درجات خاکستری تصویر آستانه‌هایی تعیین می‌کنندمصوب / رسمی
آشکارساز سنجشگرsensor detectorجزئی از سامانۀ سنجش‌ازدور که تابش دریافتی را تبدیل به نشانک/ سیگنال ثبت‌شده می‌کندمصوب / رسمی
آشکارساز لبهedge detectorعملگری برای مشخص کردن آن نواحی از تصویر که تغییر ناگهانی در درجۀ خاکستری دارندمصوب / رسمی
آشکارسازی لبهedge detectionتعیین وجود و آشکارسازی شکل و موقعیت لبۀ عارضه در یک تصویرمصوب / رسمی
آشکاری‌پذیری تصویرimage detectabilityقابلیـت تشخیص اشیا در یک تصـویرمصوب / رسمی
آشکاری‌پذیری تصویرimage detectabilityقابلیـت تشخیص اشیا در یک تصـویرمصوب / رسمی
آلایۀ تصویرimage artifactهرگونه بی‌نظمی در یک تصویر که براثر کارکرد نامناسب سامانۀ تصویرسازی یا هرگونه چگالی نامطلوب در تصویر رخ…مصوب / رسمی
آماره‌های هم‌بستگی مکانیspatial correlation statisticsآماره‌هایی که میزان و نوع و شدت وابستگی میان متغیرهای مکانی را اندازه‌گیری می‌کندمصوب / رسمی
آماره‌های هم‌بستگی مکانیspatial correlation statisticsآماره‌هایی که میزان و نوع و شدت وابستگی میان متغیرهای مکانی را اندازه‌گیری می‌کندمصوب / رسمی
آمیزه‌سازی تصویرimage blendingتلفیق یا ادغام دو تصویر هم‌اندازهمصوب / رسمی
آمیزه‌سازی تصویرimage blendingتلفیق یا ادغام دو تصویر هم‌اندازهمصوب / رسمی
آنتن زمینیground antenna, GAبخشی از سامانة زمینی ساموج که داده‌ها را از طریق نشانک‌ها/سیگنال‌های رادیویی باند اس (S-band) به ماهواره فراپیوند…مصوب / رسمی
آهنگ تغییرفاصلهrange rateمیزان تغییر فاصلۀ اندازه‌گیری‌شده در واحد زمانمصوب / رسمی
ابهامambiguity[زبانشناسی] وضعیت ناظر بر واژه یا جمله‌ای که بیش از یک معنی دارد [مهندسی نقشهبرداری] عدد صحیح طولِ‌موج…مصوب / رسمی
اثر نقاط اصلیcardinal point effectعلائم بسیار روشنی که گوشه‌های بازتاباننده‌ای که به‌صورت بهینه جهت‌گیری شده‌اند، آنها را پدید می‌آورندمصوب / رسمی
اختلاف‌زمان رسیدtime difference of arrival, TDOAنوعی روش موقعیت‌یابی بر مبنای موقعیت‌یابی هذلولوی با مشاهدۀ اختلاف‌زمان نشانک‌های دریافتی از دو ایستگاه مبنامصوب / رسمی
اختلاف‌زمان رسیدtime difference of arrival, TDOAنوعی روش موقعیت‌یابی بر مبنای موقعیت‌یابی هذلولوی با مشاهدۀ اختلاف‌زمان نشانک‌های دریافتی از دو ایستگاه مبنامصوب / رسمی
ادغام تصویرimage fusionفرایند ترکیب اطلاعات مربوط به دو یا چند تصویر در تصویری واحدمصوب / رسمی
ارتباط عارضهfeature relationshipرابطۀ میان مصادیق یک نوع عارضه با سایر مصادیق همان نوع عارضه یا با مصادیق سایر انواع عارضهمصوب / رسمی
ارتفاع دینامیکیdynamic elevation, dynamic heightارتفاعی که از تقسیم عدد ژئوپتانسیل بر مقدار ثابتی از گرانیِ مرجع به دست می‌آیدمصوب / رسمی
ارتفاع سرشکن‌‌شدهadjusted elevationارتفاعی که از افزودن تصحیح سرشکنی به ارتفاع قائم به ‌دست می‌آیدمصوب / رسمی
ارتفاع سرشکن‌‌شدهadjusted elevationارتفاعی که از افزودن تصحیح سرشکنی به ارتفاع قائم به ‌دست می‌آیدمصوب / رسمی
ارتفاع فشارسنجشیbarometric elevationارتفاعی که از اندازه‌گیری فشار جوّی با فشارسنج به دست می‌آید متـ . ارتفاع فشارسنجیمصوب / رسمی
ارتفاع فشارسنجی‌—← ارتفاع فشارسنجشیمصوب / رسمی
ارتفاع فشارسنجی‌—← ارتفاع فشارسنجشیمصوب / رسمی
ارتفاع قائمorthometric elevation, orthometric height, normal heightفاصلۀ هندسی بین زمینوار و نقطهای در امتداد خط شاقولی که از آن نقطه می‌گذردمصوب / رسمی
ارتفاع کِشَندheight of tideفاصلۀ عمودی سطح آب از سطح مبنای کِشَندی (chart datum) در هر زمانمصوب / رسمی
ارتفاع‌یابی مثلثاتی—← ترازیابی مثلثاتیمصوب / رسمی
ارتفاع‌یابی مثلثاتی—← ترازیابی مثلثاتیمصوب / رسمی
استخراج عارضهfeature extractionگزینش جنبه‌های مهم یک تصویر رقومی به‌عنوان راهنمای همتایابی تصویر و بازشناسی الگومصوب / رسمی
اشتباهblunderخطایی که از بیتوجهی افراد یا معیوب بودن دستگاه ناشی شودمصوب / رسمی
اطلاعات توصیفیattribute 1مشخصه یا خصیصه یا کیفیت یک عارضۀ مکانیمصوب / رسمی
اطلاعات مکانی مردم‌گسترvolunteered geographic information/ volunteer geographical information, VGI, volunteered geospatial informationمحتوای مکانی تولیدشده توسط کاربر در وبگاه‌های گوناگون برای برآوردن نیازهای بخش‌های صنعتی و دولتی و شبکه‌های اجتماعیمصوب / رسمی
اطلاعات مکانی مردم‌گسترvolunteered geographic information/ volunteer geographical information, VGI, volunteered geospatial informationمحتوای مکانی تولیدشده توسط کاربر در وبگاه‌های گوناگون برای برآوردن نیازهای بخش‌های صنعتی و دولتی و شبکه‌های اجتماعیمصوب / رسمی
اطلاعات مکانی همه‌جاگاهubiquitous geographical information, UBGIاطلاعات مکانی که با تجهیزات مخابراتی به کاربران یا سامانه‌ها در هر زمان و در هر مکان ارائه…مصوب / رسمی
اطلاعات مکانی همه‌جاگاهubiquitous geographical information, UBGIاطلاعات مکانی که با تجهیزات مخابراتی به کاربران یا سامانه‌ها در هر زمان و در هر مکان ارائه…مصوب / رسمی
اُفتdip 1← اُفت افقمصوب / رسمی
اُفت افقdepression of the horizon, dip of the horizonزاویۀ قائم در نقطۀ مشاهده بین افق حقیقی و خط دیدی که تا افق ظاهری امتداد دارد متـ…مصوب / رسمی
اُفت دقتdilution of precision, DOPمعیاری آماری برای بیان اثر هندسة گیرنده ـ ماهواره‌ در تعیین موقعیت ماهواره‌ای متـ . اُفت دقت هندسی…مصوب / رسمی
اُفت دقت ارتفاعیvertical dilution of precision, VDOPمعیاری آماری برای بیان میزان کاهش دقت مولفة ارتفاعی مختصات در سامانة موقعیت‌یابی جهانیمصوب / رسمی
اُفت دقت زمانیtime dilution of precision, TDOPمعیاری آماری برای بیان میزان کاهش دقت دوراُفتی ساعت در سامانة موقعیت‌یابی جهانیمصوب / رسمی
اُفت دقت مسطحاتیhorizontal dilution of precision, HDOPمعیاری آماری برای بیان میزان کاهش دقت دوبعدی (مسطحاتی) در سامانة موقعیت‌یابی جهانیمصوب / رسمی
اُفت دقت مسطحاتی ـ زمانیhorizontal position and time dilution of precision, HTDOPمعیاری آماری برای بیان میزان کاهش دقت موقعیت مسطحاتی و دوراُفتی ساعت در سامانة موقعیت‌یابی جهانیمصوب / رسمی
اُفت دقت موقعیتposition dilution of precision, PDOPمعیاری آماری برای بیان میزان کاهش دقت موقعیت سه‌بعدی در سامانة موقعیت‌یابی جهانیمصوب / رسمی
اُفت دقت هندسیgeometric dilution of precision, GDOP← اُفت دقتمصوب / رسمی
افق حقیقیtrue horizon, geometric horizon/ geometrical horizonدر تصویرسنجی، صفحه‌ای افقی که از نقطۀ دید یا مرکز تصویر (perspective centre) می‌گذردمصوب / رسمی
افق ظاهریapparent horizonخط نامنظمی که در امتداد آن پرتوهای گسیل‌‌شده از نقطۀ مشاهده مماس بر سطح زمین باشد متـ .…مصوب / رسمی
افق محلیlocal horizon← افق ظاهریمصوب / رسمی