حوزه واژهها
نجومرصدی و آشکارسازها
چند نمونه از واژههای این حوزه را ببینید و با فیلتر دقیقتر جستوجو کنید.
200 واژه در این حوزه
| واژه | واژه لاتین | تعریف کوتاه | وضعیت |
|---|---|---|---|
| آسمانپا | coelostat | ابزاری مجهز به ساعتران که همواره نقطۀ ثابتی از آسمان را دنبال میکند | مصوب / رسمی |
| آسمانپا | coelostat | ابزاری مجهز به ساعتران که همواره نقطۀ ثابتی از آسمان را دنبال میکند | مصوب / رسمی |
| آشکارساز فروسرخ | infrared detector | ابزاری برای آشکارسازی امواج فروسرخ | مصوب / رسمی |
| آینۀ اصلی | primary mirror | اولین و معمولاً بزرگترین آینۀ تلسکوپهای بازتابی | مصوب / رسمی |
| آینۀ ثالثه | tertiary mirror | سومین آینه در مسیر پرتوهای نور در تلسکوپهای بازتابی | مصوب / رسمی |
| آینۀ ثانویه | secondary mirror | دومین آینه در مسیر پرتوهای نور در تلسکوپهای بازتابی | مصوب / رسمی |
| آینۀ چندتکه | segmented mirror | مجموعهای از آینههای کوچک مجزا که در کنار هم مانند یک آینۀ واحد عمل میکنند | مصوب / رسمی |
| آینۀ دوریخت | bimorph mirror | نوعی آینۀ شکلپذیر که از یک جفت ویفر (wafer) فشاربرقی تشکیل شده است و براثر تحریکهای الکتریکی تغییر… | مصوب / رسمی |
| آینۀ شکلپذیر | deformable mirror, DM 1 | آینهای با قابلیت تغییر شکل، برای جبران خطاهای جبهههای موج | مصوب / رسمی |
| آینۀ شکلپذیر | deformable mirror, DM 1 | آینهای با قابلیت تغییر شکل، برای جبران خطاهای جبهههای موج | مصوب / رسمی |
| آینۀ لانهزنبوری | honeycomb mirror | آینهای که فضای بین دو سطح آن ساختاری مشبک به شکل لانۀ زنبور دارد | مصوب / رسمی |
| آینۀ لانهزنبوری | honeycomb mirror | آینهای که فضای بین دو سطح آن ساختاری مشبک به شکل لانۀ زنبور دارد | مصوب / رسمی |
| آینۀ هلالی | meniscus mirror | آینۀ یکپارچه و نازکی که شامل یک سطح کوژ و یک سطح کاو با انحنای یکسان است | مصوب / رسمی |
| اَبَرخوشۀ سنبله | Virgo supercluster | ← اَبَرخوشۀ محلی | مصوب / رسمی |
| اَبَرخوشۀ محلی | local supercluster | مجموعهای شامل دوهزار کهکشان که به شکل خوشهها و گروههایی از کهکشانها در صورت فلکی سنبله مشاهده میشود… | مصوب / رسمی |
| ابزار نجومی | astronomical instrument | هر نوع تلسکوپ و آشکارساز و متعلقاتِ آنها که برای رصد به کار میرود | مصوب / رسمی |
| ابزار نصفالنهاری | transit instrument | ← تلسکوپ نصفالنهاری | مصوب / رسمی |
| ابزار نصفالنهاری | transit instrument | ← تلسکوپ نصفالنهاری | مصوب / رسمی |
| اخترپا | siderostat | ابزاری مجهز به ساعتران که حرکت ظاهری ستارهها را در آسمان دنبال میکند | مصوب / رسمی |
| اختلافمنظر آماری | statistical parallax, dynamical distance | میانگین اختلافمنظر گروهی از ستارهها که از تحلیل حرکت خاص آنها به دست میآید | مصوب / رسمی |
| اختلافمنظر آماری | statistical parallax, dynamical distance | میانگین اختلافمنظر گروهی از ستارهها که از تحلیل حرکت خاص آنها به دست میآید | مصوب / رسمی |
| اختلافمنظر خوشهمتحرک | moving-cluster parallax | فاصلۀ ستارۀ داخلی یک خوشۀ باز که با روش خوشهمتحرک به دست میآید | مصوب / رسمی |
| اختلافمنظر خوشهمتحرک | moving-cluster parallax | فاصلۀ ستارۀ داخلی یک خوشۀ باز که با روش خوشهمتحرک به دست میآید | مصوب / رسمی |
| اختلافمنظر دینامیکی | dynamic parallax/ dynamical parallax | اختلافمنظر یک ستارۀ دوتایی بـصـری (visual binary star) که نیممحور بزرگ (semimajor axis) مـدار و دورۀ تـنــاوب آن… | مصوب / رسمی |
| اختلافمنظر دینامیکی | dynamic parallax/ dynamical parallax | اختلافمنظر یک ستارۀ دوتایی بـصـری (visual binary star) که نیممحور بزرگ (semimajor axis) مـدار و دورۀ تـنــاوب آن… | مصوب / رسمی |
| اختلافمنظر سالانه | annual parallax, heliocentric parallax | اختلافمنظر اجرام نجومی براثر حرکت سالانۀ زمین به دور خورشید | مصوب / رسمی |
| اختلافمنظر سالانه | annual parallax, heliocentric parallax | اختلافمنظر اجرام نجومی براثر حرکت سالانۀ زمین به دور خورشید | مصوب / رسمی |
| اختلافمنظر طیفنمودی | spectroscopic parallax | فاصلۀ یک ستاره که ازطریق تعیین قدر مطلق (magnitude absolute) آن بهکمک ردۀ طـیـفی (spectral class) و مقـایسـه… | مصوب / رسمی |
| اختلافمنظر طیفنمودی | spectroscopic parallax | فاصلۀ یک ستاره که ازطریق تعیین قدر مطلق (magnitude absolute) آن بهکمک ردۀ طـیـفی (spectral class) و مقـایسـه… | مصوب / رسمی |
| اختلافمنظر مثلثاتی | trigonometric parallax, parallax | زاویهای که رأس آن روی ستاره است و دو ضلع آن از خورشید و زمین، وقتی که فاصلۀ… | مصوب / رسمی |
| اختلافمنظر مثلثاتی | trigonometric parallax, parallax | زاویهای که رأس آن روی ستاره است و دو ضلع آن از خورشید و زمین، وقتی که فاصلۀ… | مصوب / رسمی |
| اختلافمنظر نورسنجشی | photometric parallax | فاصلۀ یک ستاره که ازطریق استخراج قدر مطلق (absolute magnitude) آن از نمودار HR و مقایسه با قدر… | مصوب / رسمی |
| اختلافمنظر نورسنجشی | photometric parallax | فاصلۀ یک ستاره که ازطریق استخراج قدر مطلق (absolute magnitude) آن از نمودار HR و مقایسه با قدر… | مصوب / رسمی |
| اصل کیهانشناسی | cosmological principle | اصلی که بر مبنای آن هیچ نقطۀ ممتازی در کیهان وجود ندارد | مصوب / رسمی |
| اصل کیهانشناسی | cosmological principle | اصلی که بر مبنای آن هیچ نقطۀ ممتازی در کیهان وجود ندارد | مصوب / رسمی |
| بازماندۀ اَبَرنواختر | supernova remnant, SNR | بازماندۀ انفجار یک اَبَرنواختر که غالباً به شکل ستارۀ نوترونی یا یک تَپاختر است | مصوب / رسمی |
| برازش رشتۀ اصلی | main sequence fitting | اندازهگیری فاصلۀ یک خوشۀ ستارهای ازطریق انطباق ستارههای رشتۀ اصلی خوشه بر ستارههای رشتۀ اصلی معیار و محاسبۀ… | مصوب / رسمی |
| برج خورشید | solar tower | برجی که در رأس آن یک خورپا نصب شده است که نور خورشید را بهطور ثابت به درون… | مصوب / رسمی |
| بسامد گرینوود | Greenwood frequency | معکوس طول همدوسی | مصوب / رسمی |
| بسامد گرینوود | Greenwood frequency | معکوس طول همدوسی | مصوب / رسمی |
| بند سرد | cold stop | ابزاری که در ورودی آشکارسازهای فروسرخ قرار میدهند و با سرمایش آن از ورود پرتوهای فروسرخ مزاحم به… | مصوب / رسمی |
| بهمن هوایی | air shower | ذرات یونیدهای که در نتیجۀ ورود یک ذرۀ اولیه به جوّ، براثر تابش الکترومغناطیسی، به وجود میآیند و… | مصوب / رسمی |
| بهمن هوایی گسترده | extensive air shower, cosmic ray extensive air shower | بهمن بزرگی از ذرات در جوّ که از یک ذرۀ اولیۀ پرانرژی به وجود میآید | مصوب / رسمی |
| پرتوِ کیهانی | cosmic ray | ذرات بارداری که از بیرون جوّ زمین به داخل جوّ وارد میشوند و امکان آشکارسازی آنها به نحوی… | مصوب / رسمی |
| پرتوِ کیهانی اولیه | primary cosmic ray | ذراتی با منشأ کهکشانی یا ورای آن متشکل از پروتون یا ذرات آلفا متـ . ذرات اولیه primary… | مصوب / رسمی |
| پرتوِ کیهانی پرانرژی | ultrahigh-energy cosmic ray, UHECR | پرتوهای کیهانی با انرژیهای بیش از 1018 الکترونولت | مصوب / رسمی |
| پرتوِ کیهانی ثانویه | secondary cosmic ray | ترکیب کاملی از ذرات بنیادی که از برهمکنش ذرات اولیۀ پرتوهای کیهانی و هستههای اتمی موجود در جوّ… | مصوب / رسمی |
| پسبازتابگر | retroreflector | ابزاری اپتیکی که باریکۀ نور را در همان راستای فرود بازمیتاباند | مصوب / رسمی |
| پسبازتابگر | retroreflector | ابزاری اپتیکی که باریکۀ نور را در همان راستای فرود بازمیتاباند | مصوب / رسمی |
| پسبازتابگر سهقائم | corner-cube retroreflector | پسبازتابگری دارای یک آینۀ چندوجهی که نور را در همان راستای فرود بازمیتاباند متـ . پسبازتابگر کُنجی | مصوب / رسمی |