حوزه واژهها
نجوم
چند نمونه از واژههای این حوزه را ببینید و با فیلتر دقیقتر جستوجو کنید.
200 واژه در این حوزه
| واژه | واژه لاتین | تعریف کوتاه | وضعیت |
|---|---|---|---|
| آتشدان 1 | Ara, Altar | صورت فلکی کوچکی در آسمان جنوبی (southern sky) که بین صورتهای عقرب و مرغ بهشتی قرار دارد | مصوب / رسمی |
| آتشگوی | bolide | شهابی بسیار پرنور که منفجر و تکهتکه میشود و گاه صدای انفجار آن پس از مدتی به گوش… | مصوب / رسمی |
| آخرالنهر | Achernar | ستارۀ آلفا در صورت فلکی نهر (آلفا- نهر) که با قدر 0/46 نهمین ستارۀ درخشان آسمان است و… | مصوب / رسمی |
| آذرگوی | fireball, large meteor | شهاب پرنوری که به درخشش سیارۀ زهره یا پرنورتر از آن باشد | مصوب / رسمی |
| آسمانتاب | skyglow | هر نوری بهجز نور اجرام سماوی که از آسمان شب به زمین بتابد | مصوب / رسمی |
| آسمانتاب | skyglow | هر نوری بهجز نور اجرام سماوی که از آسمان شب به زمین بتابد | مصوب / رسمی |
| آفتابپرست | Chamaeleon, Cha, Chameleon | صورت فلکی کوچک و کمنوری در نزدیکی قطب جنوب آسمان | مصوب / رسمی |
| آلودگی نوری | light pollution | وجود نور مصنوعی که رصد در آسمان شب را دشوار میکند | مصوب / رسمی |
| آماج | — | ← آماج خورشیدی | مصوب / رسمی |
| آماج خورشیدی | solar apex, apex 1 | جهت حرکت خورشید و منظومۀ شمسی نسبت به دستگاه مرجع موضعی متـ . آماج | مصوب / رسمی |
| آمالتئا | Amalthea | یکی از قمرهای کوچک مشتری با شکلی غیرکروی و سطحی پر از دهانههای برخوردی | مصوب / رسمی |
| آهنگ ستارهزایی | star formation rate, SFR | آهنگ تشکیل ستاره در یک سحابی یا کهکشان برحسب جِرم خورشید بر سال | مصوب / رسمی |
| آهنگ ستارهزایی | star formation rate, SFR | آهنگ تشکیل ستاره در یک سحابی یا کهکشان برحسب جِرم خورشید بر سال | مصوب / رسمی |
| اَبر بزرگ ماژلان | Large Magellanic Cloud | یکی از دو اَبر ماژلان که کهکشانی نامنظم و کوچک در فاصلۀ صدوشصتهزار سال نوری از زمین است | مصوب / رسمی |
| ابْر ستارهای | star cloud | ناحیهای از آسمان، بهویژه در کهکشان راه شیری، که بهدلیل تجمع ستارهها مانند ابر به نظر میرسد | مصوب / رسمی |
| ابْر ستارهای | star cloud | ناحیهای از آسمان، بهویژه در کهکشان راه شیری، که بهدلیل تجمع ستارهها مانند ابر به نظر میرسد | مصوب / رسمی |
| اَبر کوچک ماژلان | Small Magellanic Cloud | یکی از دو ابر ماژلان که کهکشانی نامنظم و کوچک در فاصلۀ صدوهشتادهزار سال نوری از زمین است | مصوب / رسمی |
| اَبر مولکولی | molecular cloud | ابری از گاز میانستارهای و غبار که عمدتاً متشکل از مولکول است | مصوب / رسمی |
| اَبرِ مولکولی غولپیکر | giant molecular cloud, GMC | اَبرِ مولکولیای که جِرم آن بیش از دههزار برابر جِرم خورشید است | مصوب / رسمی |
| اَبرِ مولکولی غولپیکر | giant molecular cloud, GMC | اَبرِ مولکولیای که جِرم آن بیش از دههزار برابر جِرم خورشید است | مصوب / رسمی |
| اَبَرغول | supergiant | بزرگترین و درخشانترین ستاره در نمودار اِچآر که شعاع آن از 20 تا چندصد برابر خورشید و درخشندگی… | مصوب / رسمی |
| اَبَرنواختر | supernova | آخرین مرحلۀ تحول ستارهای با جِرمی بیش از هشت برابر جِرم خورشید که با انفجار و افزایش شدید… | مصوب / رسمی |
| اَبرهای ماژلان | Magellanic Clouds | دو کهکشان کوچک و نامنظم در نزدیکی راه شیری که بهصورت دو تودۀ ابرمانند در آسمان نیمکرۀ جنوبی… | مصوب / رسمی |
| اَبرهای مولکولی جبار | Orion Molecular Clouds | یکی از مجموعهابرهای مولکولی غولپیکر در صورت فلکی جبار | مصوب / رسمی |
| اَبیراهی سالانه | annual aberration | جابهجایی مختصر موضع یک ستاره در تصویر در طول سال، براثر حرکت زمین به دور خورشید | مصوب / رسمی |
| اَبیراهی نور ستاره | aberration of star light | تفاوت ظاهری و کوچک راستای رصدشدۀ ستاره با راستای واقعی آن، در نتیجۀ حرکت رصدکننده یا ناظر در… | مصوب / رسمی |
| اپسیلون کلب اکبر | Epsilon Canis Majoris | ← عَذارا | مصوب / رسمی |
| اخترباد | — | ← باد ستارهای | مصوب / رسمی |
| اخترپویاشناسی | astrodynamics1 | شاخهای از مکانیک آسمان که به مطالعۀ حرکت ماهوارههای ساخت بشر و فضاپیماهای کاوشگر میپردازد متـ . اختردینامیک | مصوب / رسمی |
| اخترداغ | astrobleme | دهانۀ فرسایشیافتۀ حاصل از برخورد سنگهای آسمانی با زمین که ازطریق ساختار زمینشناختی و سنگهای بهشدت ضربهدیده قابل… | مصوب / رسمی |
| اختردینامیک | — | ← اخترپویاشناسی | مصوب / رسمی |
| اخترزیستشناسی | astrobiology | بررسی علمی احتمال وجود حیات در دیگر نقاط عالم | مصوب / رسمی |
| اخترزیستشناسی | astrobiology | بررسی علمی احتمال وجود حیات در دیگر نقاط عالم | مصوب / رسمی |
| اخترسنجی | astrometry | شاخهای از اخترشناسی که به اندازهگیری و بررسی موقعیت دقیق و حرکت اجرام آسمانی میپردازد | مصوب / رسمی |
| اخترش | astration | چرخۀ تبدیل مواد بینِستارهای به ستارهها که در نتیجۀ این چرخه واکنشهای هستهای با عناصر سنگین غنی میشود… | مصوب / رسمی |
| اخترشیمی | astrochemistry | بررسی واکنشهای شیمیایی که بهطور طبیعی در فضا صورت میگیرد | مصوب / رسمی |
| اخترفیزیک | astrophysics | بررسی سرشت فیزیکی عالم و اجسام آن، بهویژه ستارگان و کهکشانها، و شناسایی ترکیب فضای بین آنها | مصوب / رسمی |
| اخترلرزه | starquake | 1. تغییرات کوچک و ناگهانی در دورة تنـاوب تَپاختـرها یـا ستـارههای نـوتـرونـی 2. هرنوع موج صوتی که در… | مصوب / رسمی |
| اخترلرزهشناسی | asteroseismology | بررسی لرزههای گرداگرد ستارهها از راه اندازهگیری دقیق انتقال دوپلری نور آنها | مصوب / رسمی |
| اخترلرزهشناسی | asteroseismology | بررسی لرزههای گرداگرد ستارهها از راه اندازهگیری دقیق انتقال دوپلری نور آنها | مصوب / رسمی |
| اخترناوبری | astronavigation | فن موقعیتیابی بر مبنای اجسام آسمانی که در آن ناظر، با استفاده از سدس، ارتفاع اجسامی همچون خورشید… | مصوب / رسمی |
| اخترنگار | astrograph | تلسکوپی که بهویژه برای عکسبرداری از نواحی نسبتاً گستردهای از آسمان طراحی شده است | مصوب / رسمی |
| اختروَش | quasar | جِرم ستارهمانندی به درخشندگی یک کهکشان که عموماً در فاصلۀ بسیار زیادی از زمین قرار دارد و تصور… | مصوب / رسمی |
| اختفا 2 | occultation | پنهان شدن موقت یک جِرم آسمانی در پشت جرم آسمانی دیگر | مصوب / رسمی |
| اختفای خراشان | grazing occultation | حالتی از اختفا که در آن ستاره بر لبۀ قرص ماه مماس میشود | مصوب / رسمی |
| اختلافمنظر | parallax | تغییر موقعیت ظاهری یک جسم به دلیل تغییر مکان ناظر | مصوب / رسمی |
| اختلافمنظر | parallax | تغییر موقعیت ظاهری یک جسم به دلیل تغییر مکان ناظر | مصوب / رسمی |
| اختلافمنظر خورشیدی | solar parallax | زاویهای که شعاع استوایی زمین از فاصلۀ یک واحد نجومی تحت آن دیده شود | مصوب / رسمی |
| اختلافمنظر خورشیدی | solar parallax | زاویهای که شعاع استوایی زمین از فاصلۀ یک واحد نجومی تحت آن دیده شود | مصوب / رسمی |
| اختلافمنظر روزانه | diurnal parallax, geocentric parallax | جابهجایی ظاهری اجرام آسمانی نزدیک به زمین نسبت به ستارههای دوردست که به دلیل جابهجایی ناظر براثر چرخش… | مصوب / رسمی |