حوزه واژهها
هنرهای تجسمی
چند نمونه از واژههای این حوزه را ببینید و با فیلتر دقیقتر جستوجو کنید.
200 واژه در این حوزه
| واژه | واژه لاتین | تعریف کوتاه | وضعیت |
|---|---|---|---|
| آبرنگ | watercolour/ water colour | 1. رنگهای کممایه یا کمجِرمِ محلول در آب 2. اثری هنری که با این رنگها خلق میشود | مصوب / رسمی |
| آرمان | ideal 1 | ادراک هنری هنرمند که کاملتر از اثر هنری اوست و از اندیشۀ خود هنرمند سرچشمه گرفته است | مصوب / رسمی |
| آرمانگرا | idealist | 1. هنرمندی که به شیوۀ آرمانگرایی کار میکند 2. اثر هنریای که به شیوۀ آرمانگرایی خلق شده باشد | مصوب / رسمی |
| آرمانگرایی | idealism | گرایشی هنری که صرفاً بر اندیشهها وانگارههای هنرمند استوار است | مصوب / رسمی |
| آرمانیسازی | idealization | روشی برای برافزایی بازنمایی از شکلی ویژه به شکلی کلی بهمنظور دست یافتن به مفهومی والا از مفهومی… | مصوب / رسمی |
| آغازین | primitive | ویژگی هنرمندی که پیش از دوران به کمال رسیدنِ هنر زندگی میکرده است | مصوب / رسمی |
| آیندهگرا | futurist 1 | هنرمندی که به شیوۀ آیندهگرایی به خلق آثار هنری میپردازد | مصوب / رسمی |
| آیندهگرایانه | futuristic 1 | هر اثری که دارای ویژگی آیندهگرایی باشد | مصوب / رسمی |
| آیندهگرایی | futurism | [آیندهپژوهی و آیندهنگری] جنبشی فکری که بر اهمیت اندیشیدن عالمانه و بخردانه دربارۀ آینده تأکید میورزد [هنرهای تجسمی]… | مصوب / رسمی |
| ارزش | value 1 | درجۀ تیرگی یا روشنی رنگ | مصوب / رسمی |
| اسلیمی | arabesque | نقش تزیینی به شکل گیاه با ساقههای مارپیچی که ابتدا و انتهای آن مشخص نیست | مصوب / رسمی |
| اعلان | poster | آگهی مکتوب و مصور، با ابعاد حدوداً 70×50 سانتیمتر، که قابل چاپ و تکثیر و نصب است متـ… | مصوب / رسمی |
| التقاطگرایی | eclecticism | شیوهای در هنر که تلاش دارد بهترین را از هر شیوه و سبکی اقتباس کند | مصوب / رسمی |
| انتزاع هندسی | geometric abstraction 2 | عمل بهکارگیری شکلهای دوبعدی یا سهبعدی و خطوط صریح و قاطع و رنگهای ناب و یکدست برای شکل… | مصوب / رسمی |
| انتزاعگرا | abstractionist | هنرمندی که به شیوۀ انتزاعگرایی اثر خود را بیافریند | مصوب / رسمی |
| انتزاعگرایی | abstractionism | شیوهای از بیان در هنر نوین که با دستآفریدههای واسیلی کاندینسکی، نقاش روسی نیمۀ اول قرن بیستم، پدید… | مصوب / رسمی |
| انتزاعگرایی تغزلی | lyrical abstraction | شیوهای وابسته به هیجاننمایی انتزاعی در دو دهۀ 1960 و 1970؛ از ویژگیهای این مکتب شور شاعرانه و… | مصوب / رسمی |
| انتزاعگرایی غِنایی | — | انتزاعگرایی تغزلی | مصوب / رسمی |
| انتزاعگرایی هندسی | geometric abstraction 1 | یکی از شاخههای هنر انتزاعی در سدۀ بیستم که بنای آن بر بهکارگیری شکلهای هندسی دوبعدی یا سهبعدی… | مصوب / رسمی |
| اندیشهنگاری | ideography | ترسیم نگارههایی که بیانگر اندیشههای خاصی هستند | مصوب / رسمی |
| اندیشهنگاشت | ideogram, ideograph | سادهترین شکلی که بهطور نمادین شیء یا اندیشهای را بازنمایی میکند | مصوب / رسمی |
| اندیشهنگاشتی | ideographic | ویژگی آنچه مربوط به اندیشهنگاشتها باشد | مصوب / رسمی |
| بزرگساز | agrandisseur, enlarger | دستگاهی در تاریکخانه که با بزرگ کردن منفی عکس، به عکاسان امکان بزرگ کردن عکس را میدهد | مصوب / رسمی |
| بزرگسازی | blow up 1/ blowup 1, agrandissement (fr.), enlargement 1 | در تمامی هنرها، به دست آوردن نسخهای بزرگ از یک نسخۀ کوچک در مقیاس مشخص | مصوب / رسمی |
| پارهچین | mosaic 1 | تصویری که با چیدن منظم و هموار قطعات کوچک سنگهای رنگی یا سفال در کنار هم ساخته میشود | مصوب / رسمی |
| پرداز | rendering 1, rendition, rendu (fr.) | فرایند تبدیل تصاویر خطی به تصاویر کامل | مصوب / رسمی |
| پرداز زدن | render | 1. حجم دادن بهکمک ابزار به یک طراحی یا نقاشی ساده یا اثری که به روش پرسپکتیو (perspective)… | مصوب / رسمی |
| پسانوگرا 1 | post-modern | مربوط به پسانوگرایی | مصوب / رسمی |
| پسانوگرا 2 | post-modernist 1 | هنرمندی که به سبک پسانوگرایی آثار خود را بیافریند | مصوب / رسمی |
| پسانوگرایی | post-modernism | شیوهای که با وامگیری از سنت روایی در نقاشی و انگارههای کلاسیک در معماری رو به ایجاد فضایی… | مصوب / رسمی |
| پسانوین | post-modernist 2 | اثری که به شیوۀ پسانوگرایی آفریده شود | مصوب / رسمی |
| پسزمینه | background | [زبانشناسی] آنچه به صحنهآرایی و ایجاد موارد حاشیهای در کنار پیام اصلی مربوط میشود [سینما و تلویزیون] معمولاً… | مصوب / رسمی |
| پوستر | — | ← اعلان | مصوب / رسمی |
| پیشزمینه | foreground | [زبانشناسی] آنچه به نحوۀ صورتبندی رویداد اصلی اشاره دارد [سینما و تلویزیون] نزدیکترین سطح به دوربین در هر… | مصوب / رسمی |
| پیکرک | figurine | پیکرۀ کوچک انسان | مصوب / رسمی |
| تاریکروشنی | tonality 1 | تغییرات تیرگی و روشنی در ردیف خاکستریها | مصوب / رسمی |
| تاریکروشنی | tonality 1 | تغییرات تیرگی و روشنی در ردیف خاکستریها | مصوب / رسمی |
| تختهرنگ | palette | صفحهای پهن و نازک که هنرمند رنگهایش را بر روی آن میگستراند و سوراخی در آن برای گذراندن… | مصوب / رسمی |
| ترکیبگرا | synthetist | هنرمندی که به شیوۀ ترکیبگرایی آثار خود را بیافریند | مصوب / رسمی |
| ترکیبگرایی | synthetism | شیوهای که در آن فضاهای تصویری را با استفاده از رنگهای تخت و درخشان میآفرینند؛ این شیوه را… | مصوب / رسمی |
| تزیین | ornamentation | [موسیقی] تغییر موسیقی، معمولاً با اضافه کردن نتها، بهمنظور زیباتر یا مؤثرتر کردن آن یا نشان دادن تواناییهای… | مصوب / رسمی |
| تصویر 1 | figure 2 | تجسم شکل ظاهری و حرکت اجسام و اندامها | مصوب / رسمی |
| تصویرگری | figuration | عمل تصویر کردن آنچه در طبیعت وجود دارد | مصوب / رسمی |
| تصویری | figurative | هر اثر هنری که نمایانگر بخشی از طبیعت گیاهی یا حیوانی یا انسانی باشد | مصوب / رسمی |
| تکچهره | portrait | بازنمایی چهره یا نیمتنه یا شکل کامل یک فرد بهتنهایی | مصوب / رسمی |
| تکچهرهنگار | portraitist | کسی که به کار تکچهرهنگاری میپردازد | مصوب / رسمی |
| تکچهرهنگاری | portraiture | هنر بازنمایی چهره یا نیمتنه یا شکل کامل یک فرد بهتنهایی | مصوب / رسمی |
| تیغه 1 | cloison | در نقاشی، خط تیرۀ میان دو رنگ مکمل | مصوب / رسمی |
| تیغهبندیشده | cloisonné | ویژگی اثری که در آن از تیغه استفاده شده است | مصوب / رسمی |
| تیغهبندیشده | cloisonné | ویژگی اثری که در آن از تیغه استفاده شده است | مصوب / رسمی |