حوزه واژهها
پروتگانشناسی
چند نمونه از واژههای این حوزه را ببینید و با فیلتر دقیقتر جستوجو کنید.
200 واژه در این حوزه
| واژه | واژه لاتین | تعریف کوتاه | وضعیت |
|---|---|---|---|
| آرایش حبه | domain arrangement | تعداد و نحوۀ قرار گرفتن حبهها در یک پروتئین معین | مصوب / رسمی |
| آرایۀ بیانی | expression array | تراشۀ بسیار متراکم دِنام که دِنامهای دیگر و قطعات کوچک دِنام و همچنین قطعات ژن بر روی آن… | مصوب / رسمی |
| آرایۀ پادگنی | antigen array | ← ریزآرایۀ پادگنی | مصوب / رسمی |
| آرایۀ پادگنی | — | ← ریزآرایۀ پادگنی | مصوب / رسمی |
| آرایۀ پروتئین | protein array | ← تراشۀ پروتئین | مصوب / رسمی |
| آرایۀ زنده | living array | غشایی که یاختههای زنده بر روی آن آرایش خاصی یافتهاند متـ . آرایۀ زیستی biological array | مصوب / رسمی |
| آرایۀ زیستی | biological array | ← آرایۀ زنده | مصوب / رسمی |
| آرایۀ کارکرد پروتئین | protein function array | هر ریزآرایهای که پپتیدها یا پروتئینها در حالت طبیعی بهطور ثابت بر روی آن قرار میگیرند | مصوب / رسمی |
| آرایۀ یونراهه | ion channel array | آرایهای متشکل از یک پشتیبان جامد که در آن غشایی مشابه غشای لیپیدی مستقر شده است و در… | مصوب / رسمی |
| آرایۀ یونراهه | ion channel array | آرایهای متشکل از یک پشتیبان جامد که در آن غشایی مشابه غشای لیپیدی مستقر شده است و در… | مصوب / رسمی |
| آنزیم پادتنی | — | ← پادتنزیم | مصوب / رسمی |
| اثرانگشت اجزا | peptide fragmentation fingerprint, PFF | الگوی خاصی از اجزای یک انگشتنگارۀ پپتیدی | مصوب / رسمی |
| اثرانگشت پروتگان | proteomic fingerprint | الگویی از پروتئینها که نشانگر وضعیت خاصی در سامانۀ زیستی است | مصوب / رسمی |
| اشتراک حبه | domain sharing | حضور یک حبۀ ویژه در پروتئینهای متفاوت | مصوب / رسمی |
| الحاق حبه | domain fusion | تلفیق دو یا چند توالی ساختگی یا طبیعی نامرتبط در یک مولکول دِنای منفرد که حبههای پروتئین خاصی… | مصوب / رسمی |
| الکتروایمنیسنجی | electroimmunoassay, EIA, rocket immunoelectrophoresis, Laurell rocket technique, electroimmuno diffusion | روشی که در آن پروتئینهای پادگنی با عبور از ژل حاوی پادتنهای خاص واکنش ایمنیشناختی میدهند | مصوب / رسمی |
| الکتروایمنیسنجی | electroimmunoassay, EIA, rocket immunoelectrophoresis, Laurell rocket technique, electroimmuno diffusion | روشی که در آن پروتئینهای پادگنی با عبور از ژل حاوی پادتنهای خاص واکنش ایمنیشناختی میدهند | مصوب / رسمی |
| الکتروکوچ تمایلی | affinity electrophoresis, AE2 | روشی برای مطالعۀ برهمکنش پروتئینها با ترکیباتی با وزن مولکولی کم یا زیاد | مصوب / رسمی |
| الکتروکوچ گیرش تمایلی | affinity capture electrophoresis | روشی برای تفکیک قطعات دورشتهای دنا | مصوب / رسمی |
| الکتروکوچ مویینهای | capillary electrophoresis | [زیستشناسی-پروتگانشناسی] روشی برای جدا کردن مولکولهای یونیده در درون لولههای مویین سیلیکا با قطر 25 تا 100 میکرومتر… | مصوب / رسمی |
| الکتروکوچ مویینهای | capillary electrophoresis | [زیستشناسی-پروتگانشناسی] روشی برای جدا کردن مولکولهای یونیده در درون لولههای مویین سیلیکا با قطر 25 تا 100 میکرومتر… | مصوب / رسمی |
| الکتروهمکوچی | coelectrophoresis | الکتروکوچ همزمان دو ماده | مصوب / رسمی |
| الکتروهمکوچی | coelectrophoresis | الکتروکوچ همزمان دو ماده | مصوب / رسمی |
| الکتروهمکوچی تمایلی | affinity coelectrophoresis | نوعی الکتروکوچ که در آن زمینۀ مطالعۀ همزمان برهمکنش پروتئینها با دیگر ترکیبات فراهم میشود | مصوب / رسمی |
| الکتروهمکوچی تمایلی | affinity coelectrophoresis | نوعی الکتروکوچ که در آن زمینۀ مطالعۀ همزمان برهمکنش پروتئینها با دیگر ترکیبات فراهم میشود | مصوب / رسمی |
| امضای پروتگان | proteome signature | الگوهای خاصی از زیرپروتگانهای مختلف یک سامانۀ زیستی در زمان و مراحل تکوینی معین | مصوب / رسمی |
| انگشتنگاری پپتید | peptide fingerprinting | ← انگشتنگاری پروتئین | مصوب / رسمی |
| انگشتنگاری پپتید | peptide fingerprinting | ← انگشتنگاری پروتئین | مصوب / رسمی |
| انگشتنگاری پروتئین | protein fingerprinting | روشی برای شناسایی و توصیف یک پروتئین با کمک تقسیم پروتئینکافتی جزئی که الگوی قطعات پپتیدی خاصِ آن… | مصوب / رسمی |
| انگشتنگاری پروتئین | protein fingerprinting | روشی برای شناسایی و توصیف یک پروتئین با کمک تقسیم پروتئینکافتی جزئی که الگوی قطعات پپتیدی خاصِ آن… | مصوب / رسمی |
| انگشتۀ رویدار | zinc finger | حبهای حاوی فلز روی با اتصالات عرضی که در پروتئینهای متصلشونده به دِنا مشترک است | مصوب / رسمی |
| انگشتۀ رویدار | zinc finger | حبهای حاوی فلز روی با اتصالات عرضی که در پروتئینهای متصلشونده به دِنا مشترک است | مصوب / رسمی |
| ایمنیپروتگانشناسی | immunoproteomics | ← ایمنیگانشناسی | مصوب / رسمی |
| ایمنیپروتگانشناسی | immunoproteomics | ← ایمنیگانشناسی | مصوب / رسمی |
| ایمنیگان | immunome | مجموعۀ پپتیدها و پروتئینهای یک یاخته یا بافت یا اندام یا موجود زنده که در سامانۀ ایمنی نقش… | مصوب / رسمی |
| ایمنیگان | immunome | مجموعۀ پپتیدها و پروتئینهای یک یاخته یا بافت یا اندام یا موجود زنده که در سامانۀ ایمنی نقش… | مصوب / رسمی |
| ایمنیگانشناسی | immunomics | مجموعۀ فنون مربوط به تفکیک و خالصسازی و شناسایی و تشخیص همۀ پپتیدها و پروتئینهای سامانۀ ایمنی و… | مصوب / رسمی |
| ایمنیگانشناسی | immunomics | مجموعۀ فنون مربوط به تفکیک و خالصسازی و شناسایی و تشخیص همۀ پپتیدها و پروتئینهای سامانۀ ایمنی و… | مصوب / رسمی |
| بُرخوردگی حبه | domain shuffling | پیدایش ژنهای جدید رمزگذار پروتئین ازطریق نوترکیبی آن دسته از میانههای میانجیشدۀ (intronmediated) توالیهای بیانه که حبههای عملکردی… | مصوب / رسمی |
| برهمکنش آبگریز | hydrophobic interaction | تمایل گروههای غیرقطبی برای قرار گرفتن در کنار هم در یک محیط آبی | مصوب / رسمی |
| برهمکنش آبگریز | hydrophobic interaction | تمایل گروههای غیرقطبی برای قرار گرفتن در کنار هم در یک محیط آبی | مصوب / رسمی |
| برونحبه | ectodomain | هر زنجیرهای از حبههای برونیاختهای پروتئینها | مصوب / رسمی |
| برونحبه | ectodomain | هر زنجیرهای از حبههای برونیاختهای پروتئینها | مصوب / رسمی |
| بشکۀ بتا | beta barrel, β barrel | ساختاری عموماً تراغشایی و مبتنی بر صفحۀ بتا که در آن پیچش، صفحهای استوانهای ایجاد میکند | مصوب / رسمی |
| بُنمایه 1 | motif 2 | بخش کوچکی از یک پروتئین که همساخت بخشهایی از دیگر پروتئینهایی است که کارکردی مشابه دارند | مصوب / رسمی |
| بُنمایه 1 | motif 2 | بخش کوچکی از یک پروتئین که همساخت بخشهایی از دیگر پروتئینهایی است که کارکردی مشابه دارند | مصوب / رسمی |
| بُنمایهپویی | motif scanning | یافتن همۀ بُنمایههای شناختهشدهای که در یک توالی وجود دارند | مصوب / رسمی |
| بُنمایهپویی | motif scanning | یافتن همۀ بُنمایههای شناختهشدهای که در یک توالی وجود دارند | مصوب / رسمی |
| بُنمایۀ پروتئین | protein motif | بُنمایههای ساختار که معمولاً تعداد عنصرشان کم است | مصوب / رسمی |
| بُنمایۀ پروتئین | protein motif | بُنمایههای ساختار که معمولاً تعداد عنصرشان کم است | مصوب / رسمی |