حوزه واژهها
پزشکی
چند نمونه از واژههای این حوزه را ببینید و با فیلتر دقیقتر جستوجو کنید.
200 واژه در این حوزه
| واژه | واژه لاتین | تعریف کوتاه | وضعیت |
|---|---|---|---|
| آب درونشامهای | amniotic fluid | مایع درون حفرۀ درونشامهای | مصوب / رسمی |
| آب زهدانراهی | hydrocolpos | مایع آبگون جمعشده در زهدانراه متـ . آب زهراه | مصوب / رسمی |
| آب زهراه | — | ← آب زهدانراهی | مصوب / رسمی |
| آبتخمدانی | hydrovarium | تجمع مایع در تخمدان | مصوب / رسمی |
| آبجَنبی | hydrothorax | تراکم نابهنجار مایع آبگون (serous fluid) در حفرۀ جنب | مصوب / رسمی |
| آبدانه | vesicle 1, vesicula | تاولی کوچک در پوست، حداکثر به بزرگی ته سنجاق و حاوی مایع آبگون (serous fluid) | مصوب / رسمی |
| آبدرمانی | hydrotherapy, hydropathy | استفاده از آب، بهویژه استعمال خارجی و غیرخوراکی آن، در درمان اختلالات گوناگون | مصوب / رسمی |
| آبدرمانی | hydrotherapy, hydropathy | استفاده از آب، بهویژه استعمال خارجی و غیرخوراکی آن، در درمان اختلالات گوناگون | مصوب / رسمی |
| آبسه | — | ← دُمل | مصوب / رسمی |
| آبسیاه | glaucoma | نوعی بیماری که در آن به علت افزایش شدید فشار درون چشم، دید از بین میرود | مصوب / رسمی |
| آبکیسه | bulla | تاولی بزرگ حاوی مایع آبگون (serous fluid) یا آبگون چرکی | مصوب / رسمی |
| آبگونپیراشامگی | hydropericardium | تجمع مایع آبگون (serous fluid) زلال در کیسۀ غشایی احاطهکنندۀ برونشامه قلب | مصوب / رسمی |
| آبمروارید | cataract | بیماری ناشی از کدر شدن عدسی چشم که به تاری دید منجر میشود | مصوب / رسمی |
| آبورزمان | hydromassage | ورزمان/ ماساژ بهوسیلۀ جریان آب متـ . ماساژ آبی | مصوب / رسمی |
| آبورزمان | hydromassage | ورزمان/ ماساژ بهوسیلۀ جریان آب متـ . ماساژ آبی | مصوب / رسمی |
| آبیکور | tritanope | فرد مبتلا به آبیکوری | مصوب / رسمی |
| آبیکوری | tritanopia | اختلال نادری در تشخیص رنگ که در آن شخص مبتلا، به نور آبی حساس نیست و آبی و… | مصوب / رسمی |
| آپاندیس | — | ← آویزه | مصوب / رسمی |
| آپاندیسبرداری | — | ← آویزهبرداری | مصوب / رسمی |
| آپاندیسیت | — | ← آویزآماس | مصوب / رسمی |
| آرامبخش | tranquilizer | دارویی که اثر آرامکننده دارد و اضطراب و تنش را تسکین میدهد | مصوب / رسمی |
| آرامبخش ضعیف | minor tranquilizer | داروهای ضداضطراب | مصوب / رسمی |
| آرَک | alveolus, alveolar cavity, odontobothrion tooth socket, dental alveolus | حفرهای استخوانی که ریشۀ دندان در آن قرار گرفته است | مصوب / رسمی |
| آرَکآماس | alveolar osteitis | ← حفرهخشکی | مصوب / رسمی |
| آرَکآماس | alveolar osteitis | ← حفرهخشکی | مصوب / رسمی |
| آرَکبرداری | alveolectomy | تصحیح بدشکلیهای استخوانی و برداشتن استخوان آرَکسازه ازطریق جراحی | مصوب / رسمی |
| آرَکبرداری | alveolectomy | تصحیح بدشکلیهای استخوانی و برداشتن استخوان آرَکسازه ازطریق جراحی | مصوب / رسمی |
| آرَکبُری | alveolotomy | برش آرَک یا آرَکسازه ازطریق جراحی | مصوب / رسمی |
| آرَکبُری | alveolotomy | برش آرَک یا آرَکسازه ازطریق جراحی | مصوب / رسمی |
| آرَکدرد | alveoalgia | ← حفرهخشکی | مصوب / رسمی |
| آرَکدرد | alveoalgia | ← حفرهخشکی | مصوب / رسمی |
| آرَکسازه | alveolar process | بخشی از استخوان فک که دربردارندۀ قوس دندانی است و آرَکها در آن قرار دارند | مصوب / رسمی |
| آرَکسازه | alveolar process | بخشی از استخوان فک که دربردارندۀ قوس دندانی است و آرَکها در آن قرار دارند | مصوب / رسمی |
| آرَکسازۀ بَرواره | — | ← آرَکسازۀ فک بالا | مصوب / رسمی |
| آرَکسازۀ بَرواره | — | ← آرَکسازۀ فک بالا | مصوب / رسمی |
| آرَکسازۀ زیرواره | — | ← آرَکسازۀ فک پایین | مصوب / رسمی |
| آرَکسازۀ زیرواره | — | ← آرَکسازۀ فک پایین | مصوب / رسمی |
| آرَکسازۀ فک بالا | alveolar process of maxilla | برآمدگی تحتانی تنۀ استخوان فک بالا که آرَکهای دندانها در آن قرار دارند متـ . آرکسازۀ بَرواره | مصوب / رسمی |
| آرَکسازۀ فک بالا | alveolar process of maxilla | برآمدگی تحتانی تنۀ استخوان فک بالا که آرَکهای دندانها در آن قرار دارند متـ . آرکسازۀ بَرواره | مصوب / رسمی |
| آرَکسازۀ فک پایین | alveolar process of mandible | برآمدگی فوقانی تنۀ استخوان فک پایین که آرَکهای دندانها در آن قرار دارند متـ . آرکسازۀ زیرواره | مصوب / رسمی |
| آرَکسازۀ فک پایین | alveolar process of mandible | برآمدگی فوقانی تنۀ استخوان فک پایین که آرَکهای دندانها در آن قرار دارند متـ . آرکسازۀ زیرواره | مصوب / رسمی |
| آرَکی | alveolar 1 | مربوط به آرَک | مصوب / رسمی |
| آرواره | — | ← فک | مصوب / رسمی |
| آژنگ | rugae | در کالبدشناسی، چینوشکنهای غشای مخاطی | مصوب / رسمی |
| آژنگ کامی | ruga palatinae, palatine rugae | چینوچروکهای نامنظم عرضی در ناحیۀ قدامی سختکام که بخش مرکزی آن از بافت همبند متراکم تشکیل شده و… | مصوب / رسمی |
| آژنگ کامی | ruga palatinae, palatine rugae | چینوچروکهای نامنظم عرضی در ناحیۀ قدامی سختکام که بخش مرکزی آن از بافت همبند متراکم تشکیل شده و… | مصوب / رسمی |
| آسم | asthma | حملههای عودکنندۀ تنگی نفس گاهگیر، همراه با التهاب راههای هوایی و خِسخِس ناشی از انقباض تنجهای نایژهها | مصوب / رسمی |
| آسیا | — | ← آسیای بزرگ | مصوب / رسمی |
| آسیا | — | ← آسیای بزرگ | مصوب / رسمی |
| آسیای اول | first molar | ششمین دندان دائمی یا چهارمین دندان شیری از خط میانی در هر چارَک متـ . آسیای ششسالگی sixth-year… | مصوب / رسمی |