حوزه واژهها
پیوند
چند نمونه از واژههای این حوزه را ببینید و با فیلتر دقیقتر جستوجو کنید.
200 واژه در این حوزه
| واژه | واژه لاتین | تعریف کوتاه | وضعیت |
|---|---|---|---|
| آلت کاشتینهای | penile implant | کاشتینهای که برای جبران ناتوانی در مردان، جانشین آلت تناسلی مردانه میشود | مصوب / رسمی |
| آلت کاشتینهای | penile implant | کاشتینهای که برای جبران ناتوانی در مردان، جانشین آلت تناسلی مردانه میشود | مصوب / رسمی |
| اَرتاسازه | orthosis | ابزاری که از آن برای حمایت حرکتی یا تصحیح حرکت یا شکلدهی مناسب بخشی از بدن استفاده میشود | مصوب / رسمی |
| اَرتاسازۀ حرکتی | dynamic orthosis, functional splint | برسازهای که علاوه بر حمایت از بافت، در انجام حرکات نیز به آن کمک میکند | مصوب / رسمی |
| اَرتاسازۀ گردن | cervical orthosis | ارتاسازهای سخت و پلاستیکی که با حمایت از گردن در درمان آسیبهای ستون فقرات به کار میرود | مصوب / رسمی |
| استخوانجوشی | osseointegration | جایگیری یک کاشتینه در فرایند تشکیل بافتهای استخوانی پیرامون خود بدون نیاز به هرگونه بافت الیافی در میان… | مصوب / رسمی |
| استخوانجوشی | osseointegration | جایگیری یک کاشتینه در فرایند تشکیل بافتهای استخوانی پیرامون خود بدون نیاز به هرگونه بافت الیافی در میان… | مصوب / رسمی |
| ایستانه 1 | splint 1 | بستی بیانعطاف یا انعطافپذیر برای تثبیت بخشهای شکسته یا دررفتۀ بدن | مصوب / رسمی |
| ایستانهبندی | splint 2 | نصب بست برای تثبیت بخشهای شکسته یا دررفتۀ بدن | مصوب / رسمی |
| ایستانهبندی | splint 2 | نصب بست برای تثبیت بخشهای شکسته یا دررفتۀ بدن | مصوب / رسمی |
| ایستانۀ حرکتی | dynamic splint | ایستانهای که علاوه بر محکم نگه داشتن اندام، امکان حرکت صحیح نیز به آن میدهد | مصوب / رسمی |
| ایستانۀ دندانمهار | anchor splint | ایستانهای که در شکستگی فک، دندانها را در جای خود نگه میدارد | مصوب / رسمی |
| ایستانۀ دندانمهار | anchor splint | ایستانهای که در شکستگی فک، دندانها را در جای خود نگه میدارد | مصوب / رسمی |
| ایستانۀ همآور | coaptation splint | هریک از ایستانههای کوچکی که قطعات شکستهشدۀ اندام حرکتی را کنار یکدیگر نگه میدارد | مصوب / رسمی |
| ایستانۀ همآور | coaptation splint | هریک از ایستانههای کوچکی که قطعات شکستهشدۀ اندام حرکتی را کنار یکدیگر نگه میدارد | مصوب / رسمی |
| ایستانۀ هوایی | airplane splint | ایستانهای که اندام حرکتی شکستهبندیشده را در هوا معلق نگه میدارد تا ضربه نخورد | مصوب / رسمی |
| ایمنیشناسی پیوند | transplantation immunology | جنبههای ایمنیشناختی عمل پیوند | مصوب / رسمی |
| ایمنیشناسی پیوند | transplantation immunology | جنبههای ایمنیشناختی عمل پیوند | مصوب / رسمی |
| بازوهای کاشتینۀ عمقِاستخوانی | arms of anchor endosteal implant | بخش اصلی زیرساخت کاشتینۀ دندانی که درون استخوان جایگیر میشود | مصوب / رسمی |
| بازوهای کاشتینۀ عمقِاستخوانی | arms of anchor endosteal implant | بخش اصلی زیرساخت کاشتینۀ دندانی که درون استخوان جایگیر میشود | مصوب / رسمی |
| باله 2 | flap 2 | قطعهبافتی، عموماً صفحهایشکل، که در پیوند زدن به کار میرود | مصوب / رسمی |
| بالۀ آزاد | free flap | بالهای که همۀ اتصالات آن با بدن قطع شده باشد | مصوب / رسمی |
| بالۀ انتقالی | transposition flap | نوعی بالۀ پوستی، معمولاً چهارگوش، که برای پوشاندن ضایعه به محل جدید منتقل میشود | مصوب / رسمی |
| بالۀ پاشنهگَرد | rotary door flap | نوعی بالۀ پوستی ـ ماهیچهای که از یک نقطه به پوست متصل است و حول نقطۀ مزبور چرخانده… | مصوب / رسمی |
| بالۀ پاشنهگَرد | rotary door flap | نوعی بالۀ پوستی ـ ماهیچهای که از یک نقطه به پوست متصل است و حول نقطۀ مزبور چرخانده… | مصوب / رسمی |
| بالۀ پاکتی | envelope flap | نوعی بالۀ مخاطی ـ پیرااستخوانی که به شکل لبۀ پاکت صرفاً در راستای افقی لثه ایجاد میشود | مصوب / رسمی |
| بالۀ پایهدار | pedicle flap | بالهای پوستی که از یک سو به محل جدا شدن خود متصل باشد | مصوب / رسمی |
| بالۀ پایهدار | pedicle flap | بالهای پوستی که از یک سو به محل جدا شدن خود متصل باشد | مصوب / رسمی |
| بالۀ پوستی | skin flap | بالهای تماملایه شامل همۀ لایههای پوستی همراه با مقدار کمی بافت زیرجلدی | مصوب / رسمی |
| بالۀ پوستی ـ ماهیچهای | myocutaneous flap | بالهای که هم بافت پوستی داشته باشد و هم بافت ماهیچهای | مصوب / رسمی |
| بالۀ پوستی ـ ماهیچهای | myocutaneous flap | بالهای که هم بافت پوستی داشته باشد و هم بافت ماهیچهای | مصوب / رسمی |
| بالۀ جزیرهای | island flap | بالهای متشکل از پوست و بافت زیرجلدی که فقط با رگهای تغذیهکنندهاش به بدن متصل میشود | مصوب / رسمی |
| بالۀ جزیرهای | island flap | بالهای متشکل از پوست و بافت زیرجلدی که فقط با رگهای تغذیهکنندهاش به بدن متصل میشود | مصوب / رسمی |
| بالۀ چرخشی | rotation flap | نوعی بالۀ پایهدار که آن را برای افزایش پهنا در دورترین فاصله نسبت به سطح ترمیمی با بیشترین… | مصوب / رسمی |
| بالۀ دوپایه | bipedicle flap, pouch flap | بالهای که از دو جا به محل نخستین خود متصل است | مصوب / رسمی |
| بالۀ زبانی ـ کامی | lingual tongue flap | بالهای که از آن برای ترمیم ضایعات سختکام استفاده میشود | مصوب / رسمی |
| بالۀ عبوری | jump flap | بالهای که آن را از شکم جدا میکنند و جانشین بخشی به همان شکل و اندازه در ساعد… | مصوب / رسمی |
| بالۀ لغزشی | sliding flap | بالهای که با حرکت لغزشی به محل جدید خود منتقل میشود | مصوب / رسمی |
| بالۀ لولهای | rope flap | بالهای به شکل لوله که از ایجاد دو برش طولی موازی در بافت و دوختن لبههای بریدهشده به… | مصوب / رسمی |
| بالۀ لولهای | rope flap | بالهای به شکل لوله که از ایجاد دو برش طولی موازی در بافت و دوختن لبههای بریدهشده به… | مصوب / رسمی |
| بالۀ محوری | axial pattern flap | نوعی بالۀ پایهدار که با حفظ سیاهرگ و سرخرگ تغذیهکنندهاش و حول آنها به محل جدید متصل میشود | مصوب / رسمی |
| بالۀ مخاطی | mucosal flap | بالهای از بافت مخاطی که از آن در ترمیم نارساییهای حفرۀ دهان استفاده میکنند | مصوب / رسمی |
| بالۀ مخاطی ـ پیرااستخوانی | mucoperiosteal flap | بالهای از بافت مخاطی اطراف استخوان | مصوب / رسمی |
| بالۀ مرکب | composite flap | بالهای متشکل از پوست همراه با ماهیچه یا استخوان یا غضروف | مصوب / رسمی |
| بَرسازه | prosthesis 1 | عضو مصنوعی یا افزارهای که جانشین عضو یا بخش ازدسترفتۀ بدن بیمار میشود متـ . اندام مصنوعی | مصوب / رسمی |
| برسازهای | prosthetic | مربوط به برسازه | مصوب / رسمی |
| برسازهای | prosthetic | مربوط به برسازه | مصوب / رسمی |
| برسازهگذاری | prosthesis 2 | جانشین کردن بخش ازدسترفتۀ بدن با اندام مصنوعی | مصوب / رسمی |
| برسازهگذاری | prosthesis 2 | جانشین کردن بخش ازدسترفتۀ بدن با اندام مصنوعی | مصوب / رسمی |
| برسازۀ پساجراحی | postsurgical prosthesis | برسازهای که پس از عمل جراحی جانشین بخش برداشتهشده میشود | مصوب / رسمی |