حوزه واژه‌ها

ژئوفیزیک

چند نمونه از واژه‌های این حوزه را ببینید و با فیلتر دقیق‌تر جست‌وجو کنید.

200 واژه در این حوزه

واژهواژه لاتینتعریف کوتاهوضعیت
آبلرزهیابhydrophoneوسیلهای برای دریافت موج‌های لرزهای در آب که بیشتر در اکتشافات لرزهای دریایی به کار میرودمصوب / رسمی
آرایة دوقلوtwin arrayآرایة دوقطبی ـ دوقطبی که در آن یکی از دوقطبی‌ها ثابت است و دوقطبی دیگر را برای اندازه‌گیری…مصوب / رسمی
آرایۀ الکترومغناطیسیelectromagnetic arrayچیدمان الکترومغناطیسی آنتن‌های فرستنده و گیرندهمصوب / رسمی
آرایۀ بهنجارnormal arrayنوعی آرایۀ الکترودی درون‌چاهی شبیه به آرایۀ قطبی‌ـ قطبی که در آن الکترودهای جریان و پتانسیل واقع در…مصوب / رسمی
آرایۀ دوقطبی ـ دوقطبیdipole-dipole array, double dipole arrayآرایه‌ای الکترودی که در آن یک دوقطبی جریان را به زمین می‌فرستد و دوقطبی مجاور اختلاف پتانسیل را…مصوب / رسمی
آرایۀ شلومبرگرSchlumberger array, Schlumberger electrode arrayآرایه‌ای که در آن زوج‌الکترودهای داخلی برای اندازه‌گیری ولتاژ، در مقایسه با زوج‌الکترودهای خارجی جریان، خیلی به هم…مصوب / رسمی
آرایۀ قطبی ـ دوقطبیpole-dipole array, three-point method, three-arrayآرایه‌ای که در آن جفت‌الکترودهای پتانسیل پی‌درپی دورتر از یکی از الکترودهای جریان بر روی خط برداشت (survey…مصوب / رسمی
آرایۀ قطبی ـ قطبیpole-pole array, two-arrayآرایه‌ای که در آن دو الکترود جریان و پتانسیل پشت سر هم و در فاصله‌ای دور از هم…مصوب / رسمی
آرایۀ لرزه‌سنج‌هاseismic arrayچیدمانی از دست‌کم سه لرزه‌سنج با سنج‌افزار و روش ثبت یکسانمصوب / رسمی
آرایۀ لرزه‌سنج‌هاseismic arrayچیدمانی از دست‌کم سه لرزه‌سنج با سنج‌افزار و روش ثبت یکسانمصوب / رسمی
آرایۀ لرزهیابgeophone arrayتعدادی لرزهیاب که به‌صورت خطی یا سطحی در ایستگاه ثبت لرزه چیده شوندمصوب / رسمی
آرایۀ لرزه‌یاب به‌خطinline geophone arrayنوعی آرایۀ لرزه‌یاب که در آن همۀ لرزه‌یاب‌ها در امتداد خط لرزه‌نگاری هستندمصوب / رسمی
آرایۀ لرزه‌یاب به‌خطinline geophone arrayنوعی آرایۀ لرزه‌یاب که در آن همۀ لرزه‌یاب‌ها در امتداد خط لرزه‌نگاری هستندمصوب / رسمی
آرایۀ وِنِرWenner array, Wenner electrode arrayآرایه‌ای با الکترودهای هم‌فاصله و متقارن که می‌تواند در امتداد خط اندازه‌گیری گسترش یابدمصوب / رسمی
آزمون بلیکلیBlakely testمحاسبة برهم‌کنش بیشینه‌مقادیر داده‌های شبکه‌بندی‌شدة مغناطیسی یا گرانی با روش بلیکلی ـ سیمپسونمصوب / رسمی
آزمون چین‌‌خوردگیfold testآزمون میدانی پایداری دیرینه‌مغناطیسی برای زمان‌یابی نسبی کسب مانده‌مغناطش سرشتی و رویداد چین‌خوردگی متـ .آزمون کجی لایه‌بندی bedding-tilt…مصوب / رسمی
آزمون چین‌‌خوردگیfold testآزمون میدانی پایداری دیرینه‌مغناطیسی برای زمان‌یابی نسبی کسب مانده‌مغناطش سرشتی و رویداد چین‌خوردگی متـ .آزمون کجی لایه‌بندی bedding-tilt…مصوب / رسمی
آزمون سازگاریconsistency testآزمون میدانی پایداری دیرینه‌مغناطیسی برای مشاهدة جهت یکسان مانده‌مغناطش سرشتی در سنگ‌های مختلفِ هم‌سنمصوب / رسمی
آزمون کجی لایه‌بندیbedding-tilt test← آزمون چین‌‌خوردگیمصوب / رسمی
آزمون کجی لایه‌بندیbedding-tilt test← آزمون چین‌‌خوردگیمصوب / رسمی
آزمون کنگلومراconglomerate testآزمون میدانی پایداری دیرینه‌مغناطیسی که در آن جهت مانده‌مغناطش سرشتیِ پارآوارهای موجود در کنگلومرا با آزمایش‌های وامغناطش تعیین…مصوب / رسمی
آزمون لاوری- فولرLowrie-Fuller testآزمایشی برای شناخت سادة سنگ‌های آذرینِ دارای دانه‌های مگنتیت بازماندیِ تک‌حوزه‌ای یا چندحوزه‌ایمصوب / رسمی
آزمون میدانیfield testمجموعه‌آزمایش‌هایی برای یافتن پایداری دیرینه‌مغناطیسی به‌منظور تعیین زمان کسب مانده‌مغناطش سرشتیمصوب / رسمی
آزمون همبَری تافتهbaked contact test, contact testآزمایشی برای مقایسة جهت مانده‌مغناطش یک واحد سنگی آذرین با سنگ‌های آذرین یا رسوبی میزبانمصوب / رسمی
آزمون وارونگیreversal testآزمون میدانی پایداری دیرینه‌مغناطیسی که در آن مانده‌مغناطش سرشتی را در توالی سنگی که قطبایی وارون را یک…مصوب / رسمی
آشفتگی گرانیgravity disturbance, gravitational disturbanceاختلاف میان گرانی مشاهده‌شده و گرانی بهنجار در همان نقطهمصوب / رسمی
آشفتگی مغناطیسی محلیlocal magnetic disturbance,local attractionنوعی بی‌هنجاری میدان مغناطیسی زمین ناشی از اثرهای مغناطیسی محلی در ناحیه‌ای نسبتاً کوچکمصوب / رسمی
آشفتگی ناگهانی یون‌سپهرsudden ionospheric disturbanceآشفتگی در یون‌سپهر که چند دقیقه پس از وقوع شرارۀ خورشیدی ایجاد می‌شودمصوب / رسمی
آشفتگی ناگهانی یون‌سپهرsudden ionospheric disturbanceآشفتگی در یون‌سپهر که چند دقیقه پس از وقوع شرارۀ خورشیدی ایجاد می‌شودمصوب / رسمی
آشکارساز بی‌هنجاری مغناطیسیmagnetic anomaly detector[ژئوفیزیک] مغناطیس‌سنج نصب‌شده بر روی هواگرد برای آشکارسازی تغییرهای کوچک در میدان مغناطیسی زمین [فیزیک] مغناطیس‌سنج حساسی که…مصوب / رسمی
آشکارساز بی‌هنجاری مغناطیسیmagnetic anomaly detector[ژئوفیزیک] مغناطیس‌سنج نصب‌شده بر روی هواگرد برای آشکارسازی تغییرهای کوچک در میدان مغناطیسی زمین [فیزیک] مغناطیس‌سنج حساسی که…مصوب / رسمی
آشکارساز هوابُردairborne detectorافزاره‌ای که با هواگرد حمل می‌شود و برای تعیین مکان یا تشخیص اشیا در هوا یا سطح زمین…مصوب / رسمی
آغاز ناگهانیsudden commencementرشته‌توفان‌های مغناطیسی که ناگهان و هم‌زمان بر روی زمین شروع می‌شوندمصوب / رسمی
آهنربای طبیعیlodestone, Hercules stone, leading stone, loadstoneاکسید آهن مغناطیسی یا ماگنتیت طبیعی که دارای قطبایی است و اجسام آهنی را می‌ربایدمصوب / رسمی
آهنربای میلهایbar magnetمیلهای از فولاد سختِ بهشدت مغناطیده که خاصیت مغناطیسی خود را حفظ میکندمصوب / رسمی
آهنگ رانهdrift rateسرشتی از سنج‌افزار گرانی که با به‌کارگیری خم‌های رانه حساب می‌شودمصوب / رسمی
آهنگ لغزشslip rate, fault slip rateمیانگین سرعت لغزش توده‌سنگ‌های دو طرف گسل نسبت به یکدیگرمصوب / رسمی
آینة مغناطیسیmagnetic mirrorمحل وارونگی رانة ذرات باردار در میدان مغناطیسیمصوب / رسمی
اَبَرچرخة زمین‌لرزهearthquake supercycleچرخة زمین‌لرزه که در آن کرنش انباشته در طول چندین سده به‌صورت گروهی از زمین‌لرزه‌های بزرگ آزاد شودمصوب / رسمی
اَبَرچرخة زمین‌لرزهearthquake supercycleچرخة زمین‌لرزه که در آن کرنش انباشته در طول چندین سده به‌صورت گروهی از زمین‌لرزه‌های بزرگ آزاد شودمصوب / رسمی
اَبَرگاه قطباییpolarity superchronطولانی‌ترین واحد گاه‌شناختی قطبایی متـ . دورة قطبایی polarity periodمصوب / رسمی
اتصال‌به‌جِرمmise-à-la-masseنوعی روش مقاومت‌ویژه‌ برای اندازه‌گیری پتانسیلِ روی سطح با تزریق جریان به‌وسیلۀ الکترود متصل به جسم بی‌هنجار مدفونمصوب / رسمی
اتصال‌به‌جِرمmise-à-la-masseنوعی روش مقاومت‌ویژه‌ برای اندازه‌گیری پتانسیلِ روی سطح با تزریق جریان به‌وسیلۀ الکترود متصل به جسم بی‌هنجار مدفونمصوب / رسمی
اثر آلفاα effect, alpha effectسازوکار شارش شاره در دینام که باعث پایداری میدان مغناطیسی می‌شودمصوب / رسمی
اثر باکوسBackus effectنایکتایی ویژه‌ای که در وارون‌سازی داده‌های زمین‌مغناطیسی بر روی سطح کره رخ می‌دهدمصوب / رسمی
اثر پروانه‌گونbowtie effect/ bow-tie effect/ bow tie effectنمایان شدن ناودیسی با کانون مدفون (buried focus) در مـقطـع لرزه‌ای نـاکـوچیـده (unmigrated)مصوب / رسمی
اثر پروانه‌گونbowtie effect/ bow-tie effect/ bow tie effectنمایان شدن ناودیسی با کانون مدفون (buried focus) در مـقطـع لرزه‌ای نـاکـوچیـده (unmigrated)مصوب / رسمی
اثر پوششmasking effectاثر حاصل از چیرگی مقاومت‌ویژة لایة بسیار رسانای نزدیک سطح که موجب پنهان ماندن تغییرهای مقاومت‌ویژة لایه‌های عمیق‌تر…مصوب / رسمی
اثر چاهborehole effectآشفتگی ایجادشده در چاهنگاره به سبب اندازه و تأثیر چاه و زون تاختهمصوب / رسمی
اثر چرخامغناطیسیgyromagnetic effectچرخش مکانیکی القاشده در یک جسم در نتیجۀ تغییر مغناطش آنمصوب / رسمی