حوزه واژهها
کشاورزی
چند نمونه از واژههای این حوزه را ببینید و با فیلتر دقیقتر جستوجو کنید.
200 واژه در این حوزه
| واژه | واژه لاتین | تعریف کوتاه | وضعیت |
|---|---|---|---|
| آبِ لبْشور | brackish water | آبی که کل مواد جامد آن بین 1500 تا 5000 میلیگرم در لیتر باشد | مصوب / رسمی |
| آببذرافشانی | hydro seeding, hydraulic seeding | کشت بذر ازطریق مخلوط کردن آن با آب و پاشیدن آن بر روی خاک | مصوب / رسمی |
| آببذرافشانی | hydro seeding, hydraulic seeding | کشت بذر ازطریق مخلوط کردن آن با آب و پاشیدن آن بر روی خاک | مصوب / رسمی |
| آببرافشانی | hydrochory | پراکنده شدن میوه با آب | مصوب / رسمی |
| آبرُست | hydrophyte, hygrophyte 1 | گیاهی که در شرایط مرطوب یا در آب رشد میکند | مصوب / رسمی |
| آبفشانی | syringing | پاشیدن آب بر روی پوشش گیاهی: الف) برای از میان بردن انرژی انباشتی در برگها در نتیجۀ تبخیر؛… | مصوب / رسمی |
| آبفشانی | syringing | پاشیدن آب بر روی پوشش گیاهی: الف) برای از میان بردن انرژی انباشتی در برگها در نتیجۀ تبخیر؛… | مصوب / رسمی |
| آبکپک | water mould/ water mold | قارچهای اُاُمیست (Oomycetes) که برای رشدونمو وابسته به آب هستند و اغلب در سطح آب تودهای جُلینه تولید… | مصوب / رسمی |
| آبکپک | water mould/ water mold | قارچهای اُاُمیست (Oomycetes) که برای رشدونمو وابسته به آب هستند و اغلب در سطح آب تودهای جُلینه تولید… | مصوب / رسمی |
| آبکشت | hydroponics | کشت در محلولهای غذایی بدون استفاده از خاک | مصوب / رسمی |
| آبگرایی | hydrotropism | رشد جهتمند گیاه برای رسیدن به رطوبت | مصوب / رسمی |
| آبگردهافشانی | hydrophily | گردهافشانی با آب | مصوب / رسمی |
| آبیاری | irrigation | استفادۀ سازمانیافته از آب در کشاورزی برای تولید گیاه | مصوب / رسمی |
| آبیاری بارانی | sprinkler irrigation, overhead irrigation | نوعی آبیاری که در آن آب از بالای سطح خاک با آبپاشهای مخصوص بهصورت قطرههای باران پاشیده میشود | مصوب / رسمی |
| آبیاری تراز | contour irrigation | روشی در آبیاری زمینهای شیبدار که در آن جویچهها بر روی خطوط تراز کنده میشوند تا فرسایش خاک… | مصوب / رسمی |
| آبیاری تکمیلی | supplemental irrigation | جبران کمبود باران در دیمکاریهای مناطق خشک و نیمهخشک | مصوب / رسمی |
| آبیاری جویچهای | furrow irrigation | نوعی آبیاری که در آن آب در داخل جویهای کوچک باریک به جریان درمیآید | مصوب / رسمی |
| آبیاری غرقابی | flood irrigation | نوعی آبیاری که در آن زمین کشاورزی غرق آب میشود | مصوب / رسمی |
| آبیاری قطرهای | drip irrigation, trickle irrigation | نوعی آبیاری که در آن آب با فشار نسبتاً کم و قطرهقطره در پای گیاه میچکد | مصوب / رسمی |
| آبیاری قطعووصلی | surge irrigation | نوعی آبیاری جویچهای که در آن، جریان ورودی آب به داخل جویچه براساس برنامۀ زمانبندیشده و بهصورت ماشینی… | مصوب / رسمی |
| آبیاری کرتی | basin irrigation | نوعی آبیاری غرقابی که درآن زمین را در قطعاتی با پشته محصور میکنند و آب را در آنها… | مصوب / رسمی |
| آتشمرگی | heat kill | مرگ تمام یا بخشی از اندامهای سبز گیاه براثر حرارت ناشی از آتشسوزی | مصوب / رسمی |
| آتشمرگی | heat kill | مرگ تمام یا بخشی از اندامهای سبز گیاه براثر حرارت ناشی از آتشسوزی | مصوب / رسمی |
| آراگیاه | accent plant/ accented plant | گیاهی، هرسشده یا طبیعی، که در زیباترین شکل خود قرار دارد | مصوب / رسمی |
| آزادگردهافشان | open pollinated | ویژگی گل یا گیاهی که باروری آن بهطور طبیعی صورت میگیرد | مصوب / رسمی |
| آزادگردهافشان | open pollinated | ویژگی گل یا گیاهی که باروری آن بهطور طبیعی صورت میگیرد | مصوب / رسمی |
| آزادگردهافشانی | open pollination | گردهافشانی ناشی از انتشار آزاد یا طبیعی گرده در میان گیاهان یک گونه | مصوب / رسمی |
| آزادگردهافشانی | open pollination | گردهافشانی ناشی از انتشار آزاد یا طبیعی گرده در میان گیاهان یک گونه | مصوب / رسمی |
| آسانریشهزا | easy-to-root | ویژگی قلمهای که بهآسانی ریشه دهد | مصوب / رسمی |
| آسیبرسان | allelopathic | ویژگی گیاهی که با ترشح موادی خاص از ریشۀ خود مانع رشد گیاهان دیگر شود * این معادل… | مصوب / رسمی |
| آغلگذاری | cowpenning | روشی برای حاصلخیز کردن زمین بهطوریکه مدتی در یک قطعه زمین گاو و گوسفند رها میکنند و پس… | مصوب / رسمی |
| آفتابسوختگی | sunscald/ sun scald | مرگ بافت گیاه براثر تابش شدید آفتاب | مصوب / رسمی |
| آفتابسوختگی | sunscald/ sun scald | مرگ بافت گیاه براثر تابش شدید آفتاب | مصوب / رسمی |
| آفتکُش | pesticide | مادهای که آفتهای گیاهی و جانوری را از بین میبرد | مصوب / رسمی |
| آفتکُش | pesticide | مادهای که آفتهای گیاهی و جانوری را از بین میبرد | مصوب / رسمی |
| آفتکُش تماسی | contact pesticide | نوعی آفتکُش که بر روی گیاه پاشیده میشود و پس از تماس با آفت آن را از بین… | مصوب / رسمی |
| آفتکُش تماسی | contact pesticide | نوعی آفتکُش که بر روی گیاه پاشیده میشود و پس از تماس با آفت آن را از بین… | مصوب / رسمی |
| آفتکُش جذبی | systemic pesticide | نوعی آفتکُش که پس از پاشیده شدن بر روی گیاه وارد جریان شیرۀ آن میشود و آفت در… | مصوب / رسمی |
| آفتکُش جذبی | systemic pesticide | نوعی آفتکُش که پس از پاشیده شدن بر روی گیاه وارد جریان شیرۀ آن میشود و آفت در… | مصوب / رسمی |
| آلودگی آفتکُش | pesticide pollution | آلودگی حاصل از درآمیختن آفتکشها با مواد غذایی و هوا و آب و خاک | مصوب / رسمی |
| آلودگی آفتکُش | pesticide pollution | آلودگی حاصل از درآمیختن آفتکشها با مواد غذایی و هوا و آب و خاک | مصوب / رسمی |
| آمیزش برگشتی | — | ← تلاقی برگشتی | مصوب / رسمی |
| آهکرست | calciphyte | گیاهی که در خاکِ دارای کلسیمِ زیاد رشد میکند | مصوب / رسمی |
| آیش | fallow 1 | زمینی زراعی که در یک دوره بدون کاشت گذاشته میشود | مصوب / رسمی |
| آیش پاییزه | black fallow, naked fallow, bare fallow, bare summer fallow | نوعی آیشگذاری که در آن در طول یک فصل زمین زراعی را شخم میزنند و بدون کشت رها… | مصوب / رسمی |
| آیش تابستانه | summer fallow, half fallow, bastard fallow, pinshort fallow | نوعی آیشگذاری که در آن فاصلۀ بین برداشت محصول در بهار و کاشت محصول بعدی در پاییز کمتر… | مصوب / رسمی |
| آیش شیمیایی | chemical fallow | نوعی آیشگذاری که در آن برای مبارزه با علفهای هرز از مواد شیمیایی استفاده میشود | مصوب / رسمی |
| آیشگذاری | fallow 2 | رها کردن زمین زراعی بدون کشت در یک فصل یا دورۀ زراعی | مصوب / رسمی |
| آیشگذاری | fallow 2 | رها کردن زمین زراعی بدون کشت در یک فصل یا دورۀ زراعی | مصوب / رسمی |
| ابزاربند | toolbar 1, tool carrier | تیرکی راست و افقی که به تراکتور وصل میشود و وسایل کاشت و داشت یا سایر تجهیزات بر… | مصوب / رسمی |