واژهٔ تولیدشده

پارسنگ

3 بازدید مصوب فرهنگستان
واژهٔ بیگانه یا مفهوم اصلی ballast 1
واژهٔ فارسی پارسنگ

پارسنگ معادل فارسی «ballast 1» است.

تعریف و معنی

قطعات شکستهشدۀ سنگ که برای تثبیت و تعادل ریل‌ها بر روی بستر راهآهن ریخته شود

این واژه برای شما مفید و قابل استفاده است؟ با رأی شما می‌فهمیم کدام واژه‌ها کاربردی‌ترند. هر نشانی اینترنتی برای هر واژه فقط یک رأی می‌تواند ثبت کند.

← بازگشت به آرشیو واژه‌ها