واژهٔ تولیدشده
خدمتیار
3 بازدید
مصوب فرهنگستان
واژهٔ بیگانه یا مفهوم اصلی
busboy, busser
واژهٔ فارسی
خدمتیار
خدمتیار معادل فارسی «busboy, busser» است.
تعریف و معنی
شخصی که مسئول جمعآوری ظروف و وسایل کثیف از روی میز و ریختن آب و نوشابه برای مهمانان است
این واژه برای شما مفید و قابل استفاده است؟
با رأی شما میفهمیم کدام واژهها کاربردیترند. هر نشانی اینترنتی برای هر واژه فقط یک رأی میتواند ثبت کند.
هزارواژه
ورود ساده و امن
شماره موبایل خود را وارد کنید تا کد تأیید برایتان ارسال شود.
با ورود، حساب کاربری شما با شماره موبایلتان ساخته یا وارد میشود.
جستوجوی واژهی دیگر
واژهی موردنظر خود را در هزارواژه پیدا کنید.