واژهٔ تولیدشده
تُردش خوردگی
2 بازدید
مصوب فرهنگستان
واژهٔ بیگانه یا مفهوم اصلی
corrosion embrittlement
واژهٔ فارسی
تُردش خوردگی
تُردش خوردگی معادل فارسی «corrosion embrittlement» است.
تعریف و معنی
کاهش شدید شکلپذیری فلز براثر حملۀ خوردگی که معمولاً بهصورت خوردگی مرزدانهای پدید میآید
این واژه برای شما مفید و قابل استفاده است؟
با رأی شما میفهمیم کدام واژهها کاربردیترند. هر نشانی اینترنتی برای هر واژه فقط یک رأی میتواند ثبت کند.
هزارواژه
ورود ساده و امن
شماره موبایل خود را وارد کنید تا کد تأیید برایتان ارسال شود.
با ورود، حساب کاربری شما با شماره موبایلتان ساخته یا وارد میشود.
جستوجوی واژهی دیگر
واژهی موردنظر خود را در هزارواژه پیدا کنید.