واژهٔ تولیدشده

حد خوردگی‌ـ خستگی

3 بازدید مصوب فرهنگستان
واژهٔ بیگانه یا مفهوم اصلی corrosion fatigue limit, corrosion fatigue strength
واژهٔ فارسی حد خوردگی‌ـ خستگی

حد خوردگی‌ـ خستگی معادل فارسی «corrosion fatigue limit, corrosion fatigue strength» است.

تعریف و معنی

حداکثر تنشی که یک فلز می‌تواند تحمل کند، بی‌آنکه براثر تنش‌های متناوب و در شرایط مشخصی از خوردگی و تنش شکسته شود

این واژه برای شما مفید و قابل استفاده است؟ با رأی شما می‌فهمیم کدام واژه‌ها کاربردی‌ترند. هر نشانی اینترنتی برای هر واژه فقط یک رأی می‌تواند ثبت کند.

← بازگشت به آرشیو واژه‌ها