واژهٔ تولیدشده

فریت

2 بازدید مصوب فرهنگستان
واژهٔ بیگانه یا مفهوم اصلی frit 1
واژهٔ فارسی فریت

فریت معادل فارسی «frit 1» است.

تعریف و معنی

ترکیبی سرامیکی که ابتدا ذوب و سپس سردیده ‌شود تا به‌‌شکلِ خرده‌شیشه درآید

این واژه برای شما مفید و قابل استفاده است؟ با رأی شما می‌فهمیم کدام واژه‌ها کاربردی‌ترند. هر نشانی اینترنتی برای هر واژه فقط یک رأی می‌تواند ثبت کند.

← بازگشت به آرشیو واژه‌ها