واژهٔ تولیدشده

بسامد گردشگری

1 بازدید مصوب فرهنگستان
واژهٔ بیگانه یا مفهوم اصلی holiday frequency, travel propensity
واژهٔ فارسی بسامد گردشگری

بسامد گردشگری معادل فارسی «holiday frequency, travel propensity» است.

تعریف و معنی

میانگین تعداد سفرهای انجامشده در یک دورۀ زمانی معین نسبت به کل جمعیتی که به سفر میروند

این واژه برای شما مفید و قابل استفاده است؟ با رأی شما می‌فهمیم کدام واژه‌ها کاربردی‌ترند. هر نشانی اینترنتی برای هر واژه فقط یک رأی می‌تواند ثبت کند.

← بازگشت به آرشیو واژه‌ها