واژهٔ تولیدشده

باجۀ خدمات مسافرتی

1 بازدید مصوب فرهنگستان
واژهٔ بیگانه یا مفهوم اصلی implant agency
واژهٔ فارسی باجۀ خدمات مسافرتی

باجۀ خدمات مسافرتی معادل فارسی «implant agency» است.

تعریف و معنی

نمایندگی سفرگذاری که در محل سازمانی دیگر برای عرضۀ خدمات مسافرتی به کارکنان آن سازمان تأسیس می‌شود
متـ . باجۀ سفرگذاری

این واژه برای شما مفید و قابل استفاده است؟ با رأی شما می‌فهمیم کدام واژه‌ها کاربردی‌ترند. هر نشانی اینترنتی برای هر واژه فقط یک رأی می‌تواند ثبت کند.

← بازگشت به آرشیو واژه‌ها