واژهٔ تولیدشده

اندام

4 بازدید مصوب فرهنگستان
واژهٔ بیگانه یا مفهوم اصلی organ
واژهٔ فارسی اندام

اندام معادل فارسی «organ» است.

تعریف و معنی

هریک از بخش‌های متمایز در پیکر موجود زنده که کار یا کارهای ویژهای انجام میدهد
متـ . عضو

این واژه برای شما مفید و قابل استفاده است؟ با رأی شما می‌فهمیم کدام واژه‌ها کاربردی‌ترند. هر نشانی اینترنتی برای هر واژه فقط یک رأی می‌تواند ثبت کند.

← بازگشت به آرشیو واژه‌ها