واژهٔ تولیدشده

اندامنگاری

1 بازدید مصوب فرهنگستان
واژهٔ بیگانه یا مفهوم اصلی organography
واژهٔ فارسی اندامنگاری

اندامنگاری معادل فارسی «organography» است.

تعریف و معنی

نمایش ساختمان یا عمل اندام‌ها

این واژه برای شما مفید و قابل استفاده است؟ با رأی شما می‌فهمیم کدام واژه‌ها کاربردی‌ترند. هر نشانی اینترنتی برای هر واژه فقط یک رأی می‌تواند ثبت کند.

← بازگشت به آرشیو واژه‌ها