واژهٔ تولیدشده
قورباغه
3 بازدید
مصوب فرهنگستان
واژهٔ بیگانه یا مفهوم اصلی
rerailing frog, humpback, car frog, butterfly frog, wrecking frog, greenback, rerailer
واژهٔ فارسی
قورباغه
قورباغه معادل فارسی «rerailing frog, humpback, car frog, butterfly frog, wrecking frog, greenback, rerailer» است.
تعریف و معنی
ابزاری هدایتکننده از جنس فولاد سخت یا چدن که چرخهای ازخطخارجشدۀ قطار را به روی ریل بازمیگرداند
واژههای مشابه
این واژه برای شما مفید و قابل استفاده است؟
با رأی شما میفهمیم کدام واژهها کاربردیترند. هر نشانی اینترنتی برای هر واژه فقط یک رأی میتواند ثبت کند.
هزارواژه
ورود ساده و امن
شماره موبایل خود را وارد کنید تا کد تأیید برایتان ارسال شود.
با ورود، حساب کاربری شما با شماره موبایلتان ساخته یا وارد میشود.
جستوجوی واژهی دیگر
واژهی موردنظر خود را در هزارواژه پیدا کنید.