واژهٔ تولیدشده

مدیر مقیم

3 بازدید مصوب فرهنگستان
واژهٔ بیگانه یا مفهوم اصلی resident manager
واژهٔ فارسی مدیر مقیم

مدیر مقیم معادل فارسی «resident manager» است.

تعریف و معنی

مدیری که در مهمانخانه/ هتل اقامت و بر امور نظارت دائم دارد

این واژه برای شما مفید و قابل استفاده است؟ با رأی شما می‌فهمیم کدام واژه‌ها کاربردی‌ترند. هر نشانی اینترنتی برای هر واژه فقط یک رأی می‌تواند ثبت کند.

← بازگشت به آرشیو واژه‌ها