واژهٔ تولیدشده
ریتم
3 بازدید
مصوب فرهنگستان
واژهٔ بیگانه یا مفهوم اصلی
rhythm 1
واژهٔ فارسی
ریتم
ریتم معادل فارسی «rhythm 1» است.
تعریف و معنی
یکی از عناصر اصلی موسیقی مربوط به نحوۀ سازماندهی اصوات در زمان براساس اختلاف امتدادهای زمانی آنها
این واژه برای شما مفید و قابل استفاده است؟
با رأی شما میفهمیم کدام واژهها کاربردیترند. هر نشانی اینترنتی برای هر واژه فقط یک رأی میتواند ثبت کند.
هزارواژه
ورود ساده و امن
شماره موبایل خود را وارد کنید تا کد تأیید برایتان ارسال شود.
با ورود، حساب کاربری شما با شماره موبایلتان ساخته یا وارد میشود.
جستوجوی واژهی دیگر
واژهی موردنظر خود را در هزارواژه پیدا کنید.