واژهٔ تولیدشده

گردشگر 2

1 بازدید مصوب فرهنگستان
واژهٔ بیگانه یا مفهوم اصلی tourist
واژهٔ فارسی گردشگر 2

گردشگر 2 معادل فارسی «tourist» است.

تعریف و معنی

شخصی که به‌طور موقت محل زندگی خود را به قصد سفر و بازدید از مکان‌های دیدنی ترک میکند
متـ . جهانگرد
* مصوب فرهنگستان اول

این واژه برای شما مفید و قابل استفاده است؟ با رأی شما می‌فهمیم کدام واژه‌ها کاربردی‌ترند. هر نشانی اینترنتی برای هر واژه فقط یک رأی می‌تواند ثبت کند.

← بازگشت به آرشیو واژه‌ها