واژهٔ تولیدشده

موم

1 بازدید مصوب فرهنگستان
واژهٔ بیگانه یا مفهوم اصلی wax
واژهٔ فارسی موم

موم معادل فارسی «wax» است.

تعریف و معنی

1. مادهای محلول در حلاّل‌های چربی که گیاهان برای کاهش تعرق ترشح میکنند
2. مادهای که زنبورعسل برای ساختن کندو ترشح میکند

این واژه برای شما مفید و قابل استفاده است؟ با رأی شما می‌فهمیم کدام واژه‌ها کاربردی‌ترند. هر نشانی اینترنتی برای هر واژه فقط یک رأی می‌تواند ثبت کند.

← بازگشت به آرشیو واژه‌ها