واژهٔ تولیدشده

چروکیدگی

1 بازدید مصوب فرهنگستان
واژهٔ بیگانه یا مفهوم اصلی wrinkling
واژهٔ فارسی چروکیدگی

چروکیدگی معادل فارسی «wrinkling» است.

تعریف و معنی

ایجاد شدن سطحی چروکیده در یک پوشش یا فلز نوردشده به‌دلیل شرایط نامناسب محیطی و اجرایی

این واژه برای شما مفید و قابل استفاده است؟ با رأی شما می‌فهمیم کدام واژه‌ها کاربردی‌ترند. هر نشانی اینترنتی برای هر واژه فقط یک رأی می‌تواند ثبت کند.

← بازگشت به آرشیو واژه‌ها