واژهٔ تولیدشده

ناجورجفت‌شدگی

3 بازدید مصوب فرهنگستان
واژهٔ بیگانه یا مفهوم اصلی mispairing, base mismatch
واژهٔ فارسی ناجورجفت‌شدگی

ناجورجفت‌شدگی معادل فارسی «mispairing, base mismatch» است.

تعریف و معنی

وجود یک باز در یکی از دو رشتة دنا که مکمل بازِ رشتة مقابل نباشد
متـ . ناجورجفتیmismatch, MM

این واژه برای شما مفید و قابل استفاده است؟ با رأی شما می‌فهمیم کدام واژه‌ها کاربردی‌ترند. هر نشانی اینترنتی برای هر واژه فقط یک رأی می‌تواند ثبت کند.

← بازگشت به آرشیو واژه‌ها