واژهٔ تولیدشده
یکپارچگی فرهنگی
4 بازدید
مصوب فرهنگستان
واژهٔ بیگانه یا مفهوم اصلی
cultural integration
واژهٔ فارسی
یکپارچگی فرهنگی
یکپارچگی فرهنگی معادل فارسی «cultural integration» است.
تعریف و معنی
انطباق و ادغام خُردهفرهنگهای گوناگون جامعه با فرهنگ غالب در آن جامعه که به یکدست شدن فرهنگ جامعه میانجامد
واژههای مشابه
این واژه برای شما مفید و قابل استفاده است؟
با رأی شما میفهمیم کدام واژهها کاربردیترند. هر نشانی اینترنتی برای هر واژه فقط یک رأی میتواند ثبت کند.
هزارواژه
ورود ساده و امن
شماره موبایل خود را وارد کنید تا کد تأیید برایتان ارسال شود.
با ورود، حساب کاربری شما با شماره موبایلتان ساخته یا وارد میشود.
جستوجوی واژهی دیگر
واژهی موردنظر خود را در هزارواژه پیدا کنید.