واژهٔ تولیدشده

تارتَنده

2 بازدید مصوب فرهنگستان
واژهٔ بیگانه یا مفهوم اصلی fibroblast
واژهٔ فارسی تارتَنده

تارتَنده معادل فارسی «fibroblast» است.

تعریف و معنی

یاخته‌ای از بافت همبند که در مسیر تکوین به یک تار متمایز تبدیل می‌شود

این واژه برای شما مفید و قابل استفاده است؟ با رأی شما می‌فهمیم کدام واژه‌ها کاربردی‌ترند. هر نشانی اینترنتی برای هر واژه فقط یک رأی می‌تواند ثبت کند.

← بازگشت به آرشیو واژه‌ها