واژهٔ تولیدشده

تصویربردار

6 بازدید مصوب فرهنگستان
واژهٔ بیگانه یا مفهوم اصلی camera operator 1, cameraman 1
واژهٔ فارسی تصویربردار

تصویربردار معادل فارسی «camera operator 1, cameraman 1» است.

تعریف و معنی

در تلویزیون، شخصی که در فرایند تولید فیلم وظیفۀ تصویربرداری را بر عهده دارد و معمولاً زیر نظر مدیر تصویربرداری کار میکند

این واژه برای شما مفید و قابل استفاده است؟ با رأی شما می‌فهمیم کدام واژه‌ها کاربردی‌ترند. هر نشانی اینترنتی برای هر واژه فقط یک رأی می‌تواند ثبت کند.

← بازگشت به آرشیو واژه‌ها