واژهٔ تولیدشده

حکاکی

3 بازدید مصوب فرهنگستان
واژهٔ بیگانه یا مفهوم اصلی gravure, etching
واژهٔ فارسی حکاکی

حکاکی معادل فارسی «gravure, etching» است.

تعریف و معنی

کندن نقش یا نوشتار بر روی سطح فلزی با قلم فولادی یا با تیزابکاری و نیز نمونههایی که از روی این صفحه چاپ میشود

این واژه برای شما مفید و قابل استفاده است؟ با رأی شما می‌فهمیم کدام واژه‌ها کاربردی‌ترند. هر نشانی اینترنتی برای هر واژه فقط یک رأی می‌تواند ثبت کند.

← بازگشت به آرشیو واژه‌ها