واژهٔ تولیدشده

دورپایش

2 بازدید مصوب فرهنگستان
واژهٔ بیگانه یا مفهوم اصلی telemonitoring
واژهٔ فارسی دورپایش

دورپایش معادل فارسی «telemonitoring» است.

تعریف و معنی

نظارت بر سامانه و شبکۀ مخابراتی یا رویدادهایی که در آنها اتفاق میافتد

این واژه برای شما مفید و قابل استفاده است؟ با رأی شما می‌فهمیم کدام واژه‌ها کاربردی‌ترند. هر نشانی اینترنتی برای هر واژه فقط یک رأی می‌تواند ثبت کند.

← بازگشت به آرشیو واژه‌ها