واژهٔ تولیدشده
دیدبان هواشناسی
2 بازدید
مصوب فرهنگستان
واژهٔ بیگانه یا مفهوم اصلی
meteorological observer
واژهٔ فارسی
دیدبان هواشناسی
دیدبان هواشناسی معادل فارسی «meteorological observer» است.
تعریف و معنی
عضو یک تشکیلات هواشناسی یا فرد مورد تأیید آن که دیدبانی هواشناسی را انجام میدهد و ارسال گزارش آن را میکند
واژههای مشابه
این واژه برای شما مفید و قابل استفاده است؟
با رأی شما میفهمیم کدام واژهها کاربردیترند. هر نشانی اینترنتی برای هر واژه فقط یک رأی میتواند ثبت کند.
هزارواژه
ورود ساده و امن
شماره موبایل خود را وارد کنید تا کد تأیید برایتان ارسال شود.
با ورود، حساب کاربری شما با شماره موبایلتان ساخته یا وارد میشود.
جستوجوی واژهی دیگر
واژهی موردنظر خود را در هزارواژه پیدا کنید.