واژهٔ تولیدشده
دیرجوشخوردگی
4 بازدید
مصوب فرهنگستان
واژهٔ بیگانه یا مفهوم اصلی
delayed union
واژهٔ فارسی
دیرجوشخوردگی
دیرجوشخوردگی معادل فارسی «delayed union» است.
تعریف و معنی
وضعیتی آسیبشناختی که در آن استخوان شکسته در مدت معمول جوش نخورد
واژههای مشابه
این واژه برای شما مفید و قابل استفاده است؟
با رأی شما میفهمیم کدام واژهها کاربردیترند. هر نشانی اینترنتی برای هر واژه فقط یک رأی میتواند ثبت کند.
هزارواژه
ورود ساده و امن
شماره موبایل خود را وارد کنید تا کد تأیید برایتان ارسال شود.
با ورود، حساب کاربری شما با شماره موبایلتان ساخته یا وارد میشود.
جستوجوی واژهی دیگر
واژهی موردنظر خود را در هزارواژه پیدا کنید.